مدل ۴ شاخه(۱۹۹۷)

 

اجزاء (مؤلفه ها)۲۰۰۷

 

حیطه توانش

 

 

 

شاخه ۱: ارزیابی خود

 

ارزیابی توانش: فراخوانی و تفکیک هیجانات مناسب

 

ایجاد توانش

 

 

 

شاخه ۴: اصلاح خود

 

تغییر توانش: تصحیح واکنشهای اشتباه ایجاد شده توسط ارزیابیهای غیرواقعی

 

 

 

شاخه۱: تعبیر خویش و درک دیگران

 

توانش تعامل: ایجاد حالات هیجانی مطلوب در مقابل یک هدف
درک سیگنال مناسب و دریافت توانش

 

 

 

شاخه۱: ادراک دیگران

 

درک سیگنال صحیح

 

ادراک توانش

 

 

 

شاخه۱: ادراک دیگران

 

شناسایی و تفسیر دقیق

 

 

 

۲-۳-۸-۴) مدل عملکرد شناختی هوش اجتماعی
یک الگوی عملکردی از هوش اجتماعی را پیشنهاد کردند که در ارتباط با ساختار ذکر شده در مورد قابلیت-های شناختی میباشد(سالوی،۲۰۰۱). و در کنار طبقهبندی عملیات شناختی، بیشتر بررسیهای تاکسونومی صورت گرفته و نتیجتاً محتوای مربوط به وظایف حاصل میگردد.
ادراک اجتماعی[۵۴]
بخش اصلی قابلیت هوش اجتماعی مربوط به ادراک اجتماعی میباشد. این بخش شامل عملیات شناختی(ویز و سوب) تحت شرایط استدلالی میباشد. بر اساس نظر محققان، ادراک اجتماعی نیازمند درک یا تفسیر محرکهای اجتماعی در برابر شرایط اجتماعی مشخص میباشد(برای مثال شناخت صحیح چیزی که خود قصد بیان آنرا از طریق واسیل ارتباط کلامی و غیرکلامی داریم). محرک میتواند بر مبنای پیچیدگی متغیر باشد،(برای مثال از بیان کلامی مربوط به سادگی چهره تا یک توالی واکنشهای بین افراد) و باید امکان پیچیدپی در مورد احساسات یک شخص، اندیشه، نیات، محرک-ها یا صفات شخصیتی را فراهم سازد. ارائه تعریف، عملکرد شناختی اولیه، باز شناسی یا به عبارت دیگر محرک ادراک اجتماعی تحت عنوان قابلیت‌های ادراک اجتماعی طیقهبندی شدهاند(کوزمیتز و[۵۵]،۲۰۰۳). از یک دیدگاه تئوری تردیدی وجود ندارد که ادراک اجتماتعی بیانگر یک قابلیت مناسب میباشد. شناخت اجتماعی و حافظه اجتماعی هر دو نیازمند درک صحیح محرک مناسب میباشند(برای مثال نیازهای تفریحی افراد را بایستی بهمنظور ایجاد نتیجهگیری در مورد حالات روانی افراد درک نمود). در زندگی واقعی، این درک معمولاً در یک دوره زمانی کوتاه یا با دستیابی محدود به نشانه های مناسب روی میدهد. بر این اساس، سالوی(۲۰۰۱) درک اجتماعی را به عنوان قابلیت درک اطلاعات مناسب و اجتماعی در شرایط با پیچیدگی بیشتر یا کمتر تعبیر مینمایند. به منظور جدا نمودن درک اجتماعی از دانش اجتماعی، به دو پیشنهاد دست یافتیم: ابتدا محرک هدف در موقعیت وجود داشته باشد. بنابراین تنها رفتار آشکار همراه با یک هدف از پیش تعیین شده قابل درک باشد(برای مثال ارتباط چشمی یا تماس بین دو نفر). دوم اینکه برای ایجاد سنجشهای مناسب، کاربرد سنجشهای همزمان، را نسبت به مفهوم سرعت ادراک عمومی در تئوریهای هوش آکادمیک مطرح نمودند و از طریق سنجش ادراک اجتماعی مرتبط با امتیاز زمان واکنش، سطح بالاتری از اطلاعات پردازش یافته و به نه نظر بسط اطلاعاتی بیشتر از امتیاز حذف شده و یا از امتیاز کسر میگردد.
دانلود پایان نامه
حافظه اجتماعی:
تاکنون، حافظه اجتماعی تحت عنوان حافظهای با هدف به یادآوری اسامی و صورتها بوده است(۱۹۵۵). گیلفرد در سال ۱۹۶۷ محتوای حافظهی رفتاری را تحت عنوان حافظه اجتماعی مشخص نمود، ویز و سوب[۵۶](۲۰۰۵) حافظه اجتماعی را با هدف ذخیره و بازیابی اطلاعات اجتماعی مشخص نمود، که ممکن است به لحاظ پیچیدگی متغیر باشد. برای مثال، نقش حافظه در مورد اسامی و چهرهها در یک خردآزمون محدود به اطلاعات اجتماعی میباشد در حالیکه حافظه در مورد توالی واکنشها تا حدودی بیانگر پیچیدگی میباشند. اطلاعات اجتماعی مورد نیاز بهطور واقعی در شرایط مورد نظر ارائه شده است. به هر حال، در نظر مجسمکننده اطمینان حاصل نمیگردد که توجه افراد مستقیماً بسوی علائم ونشانه میباشد بنابراین نشانه ها را مشاهده مینماییم. این مشکلات به دو مورد دلالت دارد. ابتدا، دستورالعملهایی برای یک وظیفه با هدف هدایت یک فرد در راستای نشانه ها و علائم مرتبط وجود دارد و دوم، نوع اطلاعات پیشنهادی با هدف تأثیر بر آزمون گیرنده و در راستای دریافت نشانه های مرتبط میباشد. در این زمینه، اطلاعات انواع آمارهای محرکهایی همچون زبان نوشتاری و تصاویر پیشنهاد میکنند که تمامی نشانه های مرتبط را میتوان در صورتیکه زمان ارائه آن کافی باشد، درک نمود. اظلاعات مشخص، برای مثال در بر گیرندهی زبان گفتاری، تصاویر تنها در یک نقطه از زمان روی میدهد و بنابرای توجه مستقیم به آنها بسیار دشوارتر است. این توجهات اهمیت قابلتهای ادراکی مورد بحث در بخش بعدی را آشکار میسازد(لطفی،۱۳۸۷).
خلاقیت اجتماعی
گیلفرد (۱۹۵۶) تولیدات واگرایی محتوای رفتاری را به عنوان یک قابلیت هوش اجتماعی معرفی نمود. هندرز و همکارانش در سال ۱۹۶۹ با ارائه یک آزمون، شروع این حیطه را طرحریزی نمودند، آنها خلاقیت اجتماعی را به عنوان قابلیت تصور نتایج ممکن یک مجموعه یا خلق بخشهای قابل طبقهبندی و.اکنشهای رفتاری تعریف نمودند. اقدامات تجربی اخیر انعطافپذیری هوش اجتماعی را به عنوان محصول سیال تفاسیر احتمالی یک موقعیت اجتماعی عملیاتی نمودند. امتیازها بیانگر تعداد و تنوع پاسخهای داده شده میباشند. در مدلهای هوش آکادمیک به خلاقیت تحت عنوان قابلیت‌های قابل بازیابی توجه شده است(جین،۲۰۰۶). خلاصه اینکه سالوی (۲۰۰۱) همانند لی و همکارانش خلاقیت اجتماعی را تعریف نمودند و آنرا همانند ایجاد بسیاری از راهکارهای متغیر یا تفسیرهای احتمالی برای رفع یک مشکل یا موقعیت اجتماعی تعریف نمودند.
دانش اجتماعی
درمدلهای هوش آکادمیک، دانش نقشهای مختلفی را ایفا میکند. برخی از مدلهای تلویحاً دانشی، به عنوان یک قابلیت حوزه هوش آکادمیک میباشند. سایر موارد برای یک عامل دانشی مجزا به حساب نمیآیند در بهترین شرایط الزامات دانشی بایستی تا حد امکان از حیطهی توانشی که از دانش متمایز است حذف گردد. گیلفرد(۲۰۰۱)، سوب کتل(۱۹۸۷) تأیید نمود که عملکرد در وظایف دانشی همیشه بستگی به تجربهی فراگیری افراد دارد. به هر حال، در تحقیق هوش آکادمیک، محتویات کاری نوعاً در مجموعه-های استانداردسازی آموخته شده و از این رو احتمالاً اصول دانشی افراد نسبت به یک حیطهی قابل توجه همپوشانی خواهد داشت. چیزی که در حیطهی هوش آکادمیک به شدت استانداردسازی شده این است که شرایط یادگیری دانش اجتماعی بهطور قابل توجهی به لحاظ عبارات مفاهیم دانشی متمایز است. شرایط فراگیری عبارتند از: خانواده، گروه های همسان یا گروه های مرتبط کاری یا مدرسه و غیره و محتوای دانشی بستگی به شرایط فرهنگی دارد(کتل،۲۰۰۱). هر نهاد اجتماعی (برای مثال یک خانواده مرکب از پدر، مادر و بچه در یک فرهنگ یا ملت) دارای معیارهای اجتماعی مربوط به خود میباشند و بنابراین احتمالاً محتوای متنوع اجتماعی به عنوان دانش مطلوب آموخته میشوند. بنابراین، چیزی که صحیح است را میتوان با توجه به معرفی زمینه های اجتماعی و گروه-های اجتماعی مورد قضاوت قرار داد. اشاره مینماید که ساختار آزمون دانش اجتماعی نیازمند یک تعریف کامل از نهاد اجتماعی میباشد و دانش اجتماعی را بایستی مشخص نمود و در آن طبقهبندی ادراکی شرایط اجتماعی ممکن درون این نهاد را مشخص نمود و متعاقباً قواعد را مطابق با محتوای دانشی که میتوان آنها را صحیح یا خطا قرار داد، تعریف نمود. در مقاله، دانش اجتماعی به عنوان دانشی در جامعه اجتماعی(برای مثال قواعد و موضوعات اجتماعی و غیره) تعریف می-شود(کانتور و کیل استرام،۱۹۸۷). همچنین عملیاتی شدن آن دانش را به عنوان یک عادت مناسب در بسیاری از مجموعه های خاص بیان میکند. همچنین، دانش اجتماعی را نمیتوان به عنوان توانش شناختی محض در نظر داشت و قادر به برآوردن نیازهای یک ساختار توانشی عمومی که نتایج آن در شرایط ناهمگن متغیر است نخواهد بود. به علاوه، به نظر گسترش و اعتباربخشی یک وسیله، سنجش مناسب، بدون کاربرد نمونه همگن همراه با تجربه قابل قیاس در حیطهی دانش و پرسشگری و تحقیق، غیر ممکن است. بنابراین دلایل، دانش اجتماعی بطور متمایز از سایر حیطه-های توانش شناختی در بررسیهای پیشرو بهکار میرود(لوک،۲۰۰۵).
یکپارچهسازی حیطه های توانش مؤثر:
فعالیت اخیر، تمایزات میان چهار حیطهی شناختی هوش اجتماعی را آنگونه که در مدل عملکرد سالوی(۲۰۰۱) ارائه شده، مشخص مینماید. برای مثال دریافت اجتماعی، حافظه، ادراک و خلاقیت و ارتباط دانش اجتماعی را در مورد رفتارهای درونی از صلاحیتهای اجتماعی تأیید مینماید. به هرحال، یک عامل هوش اجتماعی متیلور، آنگونه که در مدلهای هوش آکادمیک مشخص شده تحت شرایط ساختار عملکرد شناختی رده-بندی نمیگردد. مدل عملکردی سالوی(۲۰۰۱) تعریف مشخصی (اساسی) را در مورد ساختار درونی هوش اجتماعی ارائه ننمودهاند. به هر حال آنها احتمال بروز قابلیت-های مرتبط را حذف ننموده و بنابراین عواملی را که ناشی از سطوح بالاتر فاکتور هوش اجتماعی باشد، حفظ ننمودهاند: به-علاوه، آنها فرض ننمودند که تمامی قابلیت‌های شناختی رفتارهای اجتماعی را اندازهای پیشبینی میکنند(شکل شماره ۲-۱ را ببینید). فعالیت اخیر به بسط و تغییر مدل ویز و سوب(اصل موضوع بهطور مثبت در ارتباط با عوامل توانش شناختی میباشد، بنابراین در مورد سطوح بالاتر، فاکتور هوش اجتماعی موضوع اصلی میباشد). دو مدل عملکردی اصلی متناوب هوش اجتماعی مدل عملکردی اصلی چندروشی- چند صفتی هوش اجتماعی را نشان میدهند و مدل مرتبهای هوش اجتماعی را نشان میدهد(جین،۲۰۰۶).
هوش اجتماعی
دانش اجتماعی
خلاقیت اجتماعی
ادراک اجتماعی
حافظه اجتماعی
دریافت اجتماعی
شکل(۲-۱): مدل عملکرد سالوی (۲۰۰۱)، بیانگر یک الگوی ساختاری هوش اجتماعی
در هر دو مدل، حیطهی توانایی دریافت اجتماعی، حافطه اجتماعی و ادراک اجتماعی و خلاقیت اجتماعی، در بینشی محدود، هوش اجتماعی را شکل می-دهند. مدل ساختاری سالوی(۲۰۰۱)، دانش اجتماعی را به قابلیت‌های شناختی تأثیر هوش اجتماعی ردهبندی مینماید. در مدل مرتبهای موجود، دانش اجتماعی به یک نقش خاص اختصاص یافته و به نظر بهطور مثبت در ارتباط با یک عامل هوش اجتماعی مفروض میباشد. در هر دو مدل به منظور پیشبینی رفتار اجتماعی مورد ادعا هستند. برای مثال رفتار اجتماعی را میتوان به واسطهی هوش اجتماعی پیشبینی نمود( برای مثال در محیطهای شخصی) بعضی اوقات، رفتار اجتماعی در یک زمینه شغلی خاص را میتوان به واسطه دریافت اجتماعی پیشبینی نمود(برای مثال موفقیت در شغل مشاوره). مدل پیشبینی را بایستی بر مبانی اصول متقارن میان پیش-بین و معیار مورد نظر به منظور پیشبینی بهینه تعیین نمود(ویتمن و سوب). در این دیدگاه، تقارن مربوط به سطوح مرتبه-ای هماهنگ(آنالیز در مورد تعابیر موجود در متغیرهای معیار و پیشبین مدلهای مرتبهای میباشد).
رفتار اجتماعی

موضوعات: بدون موضوع
[دوشنبه 1400-08-10] [ 07:39:00 ق.ظ ]