کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل
کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل




فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          





 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل




جستجو







 
  دانلود پژوهش های پیشین در رابطه با پایان نامه نهایی شده- فایل ۶ ...

چهار دیدگاه بهنجاری
بسیاری از مفاهیم فرضی و بالینی بهنجاری به نظر می رسد در محدوده چهار دیدگاه علمی قابل طرح باشد .هرچند هر دیدگاه خاص خود بوده و تعریف و توصیف خود را دارند. دیدگاه ها مکمل یکدیگرند، و مجموعاً نشان دهنده تمامی روش های برخورد علوم رفتاری و اجتماعی با بهنجاری هستند. چهار دیدگاه عبارتند از بهنجاری به صورت سالم بودن، بهنجاری به صورت کمال مطلوب، بهنجاری به صورت متوسط و بهنجاری به صورت فرایند.
بهنجاری به صورت سالم بودن
نخستین دیدگاه اساساً روش برخورد سنتی طبی، روان پزشکی با تندرستی و بیماری است. اکثراً پزشکان به هنجاری را با سالم بودن معادل تلقی نموده و سلامتی را پدیده های تقریباً عمومی می شمارند. رفتار زمانی در حدود نرمال تلقی می شود که فاقد پیسکوپاتولوژی آشکار بوده باشد. اگر رفتار را درجه بندی کنیم، بهنجاری قسمت عمده طیف را اشغال کرده و نابهنجاری قسمت کوچک باقیمانده را به وجود خواهد آورد. با این مدل سنتی تعریف بهنجاری با کار طبیبی قرین است که سعی می کند بیمارش را از علائم و نشانه های قابل مشاهده رها کند. برای این پزشک فقدان علائم و نشانه ها معادل سلامتی است. به عبارت دیگر سلامتی در این زمینه به عملکرد اطلاق می شود تا ایده آل. این دیدگاه در ساده ترین شکل به وسیله جان رومانو تصویر شده است که می گوید شخص سالم کسی است که به طور متعادل و متوسط از درد بی جهت، ناراحتی و ناتوانی رها است.
پایان نامه - مقاله - پروژه
بهنجاری به صورت کمال مطلوب
دیدگاه دوم به هنجاری را ترکیب هماهنگ و مطلوب اجزای گوناگون دستگاه روانی تلقی می نماید که منجر به عملکرد ایده آل می گردد. چنین تعریفی آشکارا زمانی پیش کشیده می شود که روان پزشکان با روانکاوان درمورد شخص ایده آل و یا در مورد ملاک های درمان موفقیت آمیز صحبت می کنند. سرنخ چنین برخوردی آشکارا به فروید می رسد، یعنی افسانه ای ایده آل که این روش برخورد اگر چه بر گروه عمده ای از روانکاوان اختصاص دارد، معهذا منحصراً از دیدگاه های آنان نیست، برخی از روانشناسان نیز در آن سهیم اند.
بهنجاری به صورت متوسط
دیدگاه سوم معمولاً در مطالعات هنجاری [۲۴]رفتار به کار گرفته می شود و متکی بر اصل ریاضی منحنی زنگ وار[۲۵]
است. در این روش حد وسط بهنجار شمرده شده و قطب ها، انحرافی تلقی می شود. روش هنجاری متکی بر این اصل آماری هر فرد را بر حسب ارزیابی کلی و مجموع نمرات توصیف می کند. تفسیرپذیری فقط در متن مجموع گروه ها توصیف می شود، نه در مورد یک فرد.هر چند این روش در روان شناسی و زیست شناسی بیشتر از روان پزشکی مورد استفاده قرار می گیرد، روان پزشکان امروز بیشتر از گذشته از آزمون مداد- کاغذی استفاده می کنند. روان پزشکان نه تنها نتایج آزمون های هوش، آزمون رورشاخ و آزمون اندر یافت موضوع(TAT) استفاده می کنند، بلکه خود آزمون ها و پرسش نامه های ویژه ای به وجود آورنده اند. در این مدل، فرض می شود که انواع منش را به طور آماری می توان سنجید.
بهنجاری به صورت فرایند
دیدگاه چهارم روی این نکته تأکید می کند که رفتار بهنجار محصول نهایی سیستم های متعامل است. بر اساس این تعریف، تغییرات زمانی برای تکمیل بهنجاری ضرورت اساسی دارد. به عبارت دیگر، دیدگاه بهنجاری به صورت فرایند، به جای این که تعریف مقطعی باشد، روی تغییرات یا فرآیندها تاٌکید می کند. پژوهش گران معتقدند که این روش را در بین تمام زمینه های علوم رفتاری و اجتماعی می توان یافت. از مشخص ترین مفاهیم در این دیدگاه می توان از مفهوم اپی ژنزیس رشد شخصیت اریکسون و مراحل هشت گانه رشد که برای رسیدن به عملکرد بزرگسالی اساسی شمرده شده است، نام برد.
فرهنگ بزرگ روان شناسی لازاروس، بهداشت روانی را چنین تعریف می کند: استعداد برای هماهنگ، خوشایند و موٌثر کار کردن، برای موقعیت های دشوار، انعطاف پذیر بودن و برای بازیابی تعادل خود، توانایی داشتن.
سازمان جهانی بهداشت، بهداشت روانی را چنین تعریف می کند: بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت جای می گیرد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقش های اجتماعی، روانی، جسمی، بهداشت تنها نبود بیماری یا عقب ماندگی نیست. در این تعاریف، همانطور که ملاحظه می شود، سازگاری با محیط اهمیت زیادی دارد. طبق این تعاریف، شخص باید بتواند با محیط خود(اعضای خانواده، همکاران، همسایگان و به طور کلی اجتماع) خوب سازگار شود، از نظر بهداشت روانی بهنجار خواهد بود. این شخص با تعادل روانی رضایت بخش پیش خواهد رفت، تعارض های خود را در بیرون و روان حل خواهد کرد و در مقابل با ناکامی های اجتناب ناپذیر زندگی مقاومت خواهد داشت. اگر کسی توان انجام دادن این کارها را نداشته باشد و در نتیجه با محیط خود به شیوه نامناسب و دور از انتظار برخورد کند، از نظر روانی بیمار محسوب خواهد شد، زیرا با این خطر روبه رو خواهد بود که تعارض های حل نشده خود را به صورت نوروز(اختلال های خفیف رفتاری) نشان می دهد و به شخص نوروتیک تبدیل شود. بنابراین، بهداشت روانی مردم از اهمیت بسزایی برخوردار است و به همین دلیل، امروزه، جوامع مختلف بسیج شده اند تا سیاست های مربوط به بهداشت روانی و پیش بینی بیماری های روانی را سازمان دهند. این سیاست ها، که می توانند ارزش های انسانی و اقتصادی بسیار بالایی داشته باشند. ایجاب می کنند که پیش از هر چیز، نیازهای بهداشت روانی شناخته شود. منظور از نیازهای بهداشت روانی این است که عوامل تصمین کننده آن، مخصوصاً در مورد کودکان را بشناسیم؛ به علت های اختلال آن پی ببریم و با چگونگی درمان بیماری های روانی آشنا شویم. آراسته معیار ایده آل در سلامت روانی را تکامل روانی می داند و انسان کامل را انسان ایده آل می داند ومعتقد است که انسان کامل فردی است که وحدت عمل و نظر دارد و نیروهای درونی را با هم هماهنگ کرده واز لحاظ بیرونی نفعش با نفع خود یکنواخت باشد(هارفام[۲۶]، ۲۰۰۴).
از سوی دیگر فروید سلامتی را یک افسانه ایده آل می داند. کورت اسلر[۲۷] معتقد است که نمی توان بهنجاری را به دست آورد چرا که فرد سالم بایستی به طور کامل از خودش، افکارش و از احساساتش آگاه باشد.
ملانی کلاین[۲۸] بر این اعتقاد است که بهنجاری با منش قوی مشخص می شود و توانایی کنار آمدن با هیجانات متعارض، قابلیت تجربه لذت بردن، تعارض و توانایی عشق ورزیدن. اتورانک بهنجاری را توانایی عشق ورزیدن بدون ترس، گناه و اضطراب و همچنین مسئولیت پذیری برای اعمال مشخص خود فرد می داند. اریک اریکسون بهنجاری را توانایی غلبه بر دوره های زندگی می داند، اعتماد در مقابل بی اعتمادی، خودمختاری در مقابل شرم و شک، ابتکار در برابر احساس گناه، جدیت در مقابل حقارت، هویت در مقابل سر در گمی نقش، صمیمیت در مقابل خود مشغولی و انزوا، مولد بودن در برابر بی حاصلی و مرحله انسجام و کمال در مقابل یأس و انزوا می داند (گنجی حمزه، ۱۳۸۸).
در خصوص تعاریف بهداشت روانی، مکتب زیست گرایی که اساس روان پزشکی را تشکیل می دهد، معتقد است بهداشت روانی زمانی وجود خواهد داشت که بافت ها و اندام های بدن به طور سالم کار کنند و هر نوع اختلال در دستگاه عصبی و در فرایند شیمیایی بدن، اختلال روانی به همراه خواهد آورد. مکتب روانکاوی معتقد است که بهداشت روانی یعنی، کنش متقابل موزون بین سه عنصر مختلف شخصیت:نهاد ،من و من برتر. بدین صورت که من باید بتواند بین تعارض های نهاد من و برتر تعادل به وجود آورد. مکتب رفتارگرایی، در تعریف بهداشت روانی، بر سازگاری فرد با محیط تأکید دارد این مکتب معتقد است که رفتار ناسالم نیز، مثل سایر رفتارها، در اثر تقویت آموخته می شود. بنابراین، بهداشت روانی نیز رفتاری است که آموخته می شود. مکتب انسان گرایی معتقد است که بهداشت روانی، یعنی ارضای نیازهای سطوح پایین و رسیدن به سطح خودشکوفایی. هر عاملی که فرد را در سطح اختلال رفتاری به وجود خواهد آورد. و بالاخره آخرین تعریف از بهداشت روانی، تعریف براساس مکتب بوم شناسی است. بوم شناسی یعنی، مطالعه محیط های زندگی موجودات زنده و مطالعه روابط فیزیکی آن موجودات با یکدیگر و با محیط. این دیدگاه معتقد است که عوامل موجود در محیط مثل سر و صدا، آلودگی هوا، زیادی جمعیت، کوچکی محل سکونت و به خطر افتادن حریم، می توانند بهداشت روانی فرد را به خطر اندازند. هارتمن (۱۹۴۸) تعادل روانی را که با این ترکیب تعریف می نماید که من، بتواند تطابق بین نهاد و ابر من ایجاد نماید و خواست های آنها را نفی یا ترد ننماید او قبلاً انعطاف پذیری من را به عنوان عاملی در سلامت فکر مطرح ساخته بود(حسن زاده چایجانی ، ۱۳۸۶).
ابعاد سلامت روانی
حتی امروز علاوه بر بعد جسمی ، روانی و اجتماعی ، جنبه معنوی را هم در نظر می گیرند و باید توجه داشت که ابعاد مختلف سلامتی و یا بیماری بر یکدیگر اثر کرده و تحت تأثیر یکدیگر قرار دارند. چنانچه مشکلات جسمی بر روان فرد مشکلات روانی بر جسم او و نیز هر دوی آنها بر جامعه و اختلالات موجود در جامعه بر هر دو بعد دیگر سلامتی اثر می گذارند لذا اقدامات انجام شده برای ارتقای سلامتی باید به تمام جوانب سلامتی فردی (جسمی و روانی و معنوی) و سلامت کلی جامعه توجه داشته باشد.
بعد جسمی:
معمول ترین بعد سلامتی ، سلامت جسمی است که نسبت به ابعاد دیگر سلامتی ساده تر می توان آن را ارزیابی کرد. سلامت جسمی در حقیقت ناشی از عملکرد درست اعضا بدن است. از نظر بیولوژیکی عمل مناسب سلول ها و اعضا بدن و هماهنگی آنها با هم نشانه سلامت جسمی است. به عنوان نمونه بعضی از نشانه های سلامت جسمی عبارتست از:
ظاهر خوب و طبیعی، وزن مناسب، اشتهای کافی، خواب راحت و منظم، اجابت مزاج منظم، جلب توجه نکردن اعضاء بدن توسط خود فرد ، اندام مناسب ، حرکات بدنی هماهنگ ، طبیعی بودن نبض و فشار خون و افزایش مناسب وزن در سنین رشد و وزن نسبتاً ثابت در سنین بالاتر و …
بعد روانی:
بدیهی است سنجش سلامت روانی نسبت به سلامت جسمی مشکل تر خواهد بود در اینجا تنها نداشتن بیماری روانی مد نظر نیست بلکه قدرت تطابق با شرایط محیطی، داشتن عکس العمل مناسب در برابر مشکلات و حوادث زندگی جنبه مهمی از سلامت روانی را تشکیل می دهد نکته دیگری که باید در اینجا به آن اشاره کرد اینکه بسیاری از بیماری های روانی نظیر اضطراب، افسردگی و غیره بر روی سلامتی جسمی تأثیرگذار است و ارتباط متقابلی بین بیماری های روانی و جسمی وجود دارد. بعضی از نشانه های سلامت روانی عبارتست از:
سازگاری فرد با خودش و دیگران، قضاوت نسبتاً صحیح در برخورد با مسائل، داشتن روحیه انتقادپذیری و داشتن عملکرد مناسب در برخورد با مشکلات.
بعد معنوی:
یکی از زمینه های عمده بیماری ها و مشکلات روانی و عوارض جسمی و اجتماعی آن احساس پوچی، بیهودگی و تزلزل روحی است که ناشی از فقدان بعد معنوی در افراد است. ایمان، هدفدار بودن زندگی، پای بند اخلاقی، تعاون، داشتن حسن ظن و توجه بیشتر به مسائل معنوی زندگی باعث کاهش اضطراب، تزلزل روحی و عوارض ناشی از آن می شود.
جنبه های معنوی زندگی باعث می شود فرد همواره برای اهداف عالی تر زندگی تلاش نماید و در مقابل کمبودها و مشکلات تحمل و بردباری بیشتری داشته و همواره از رضایت خاطر برخوردار باشد ضمن اینکه در ارتباط با افراد دیگر جامعه نیز رفتار مناسب خواهد داشت. بنابراین تقویت جنبه معنوی به سلامت جسم و روح افراد و نهایتا ً سلامت جامعه بزرگ بشری کمک بسزایی خواهد کرد.
بعد اجتماعی:
بعد اجتماعی سلامتی از دو جنبه قابل بررسی است یکی ارتباط سالم با جامعه ، خانواده ، مدرسه و محیط شغلی و دیگری سلامتی کلی جامعه که با توجه به شاخص های بهداشتی قابل محاسبه می توان سلامت جامعه را تعیین و با هم مقایسه کرد که بعداً در مورد شاخص های سلامتی اجتماع بحث خواهیم کرد (حاتمی و همکاران، ۱۳۹۲).
اضطراب و افسردگی به عنوان مهم ترین مؤلفه های بهداشت روانی
مشکلات روانی از آغاز پیدایش آدمی همواره وجود داشته و پایگاه سازشی اغلب افراد در برابر مشکلات وکمبودهای زندگی کم و بیش از درون متزلزل می شود. فقدان بهداشت روانی یا سلامت روان خطری است که کمتر کسی از آن مصون می ماند. زمانی فرا می رسد که انسان بنا به ظرفیت سازش پذیری خود، انعطاف و تعادل خویش را از دست می دهد. اضطراب به منزله بخشی از زندگی هر انسان، در همه افراد به حد اعتدال آمیز وجود دارد و به عنوان پاسخی سازش یافته تلقی می شود. فقدان اضطراب ممکن است ما را با مشکلات و خطرات قابل ملاحظه ای مواجه کند. اضطراب به منزله بخشی از زندگی هر انسان، یکی از مؤلفه های ساختار شخصیت وی را تشکیل می دهد. علاوه بر این اضطراب مرضی نیز وجود دارد. زیرا اضطراب تا حدی می تواند سازنده و مفید باشد. این حالت ممکن است جنبه مزمن و مداوم بیابد که در این صورت باید آن را به منزله شکست سازش یافتگی و استیصال گستردهای تلقی کرد، که فرد را از بخش عمده ای از امکاناتش محروم می کند. افسردگی رایج ترین اختلال روانی است که اخیراً به شدت رو به افزایش نهاده است. افسردگی اصطلاحاً سرماخوردگی بیماری روانی نامیده می شود. تقریباً همه افراد حداقل به صورت خفیف افسردگی را تجربه کرده اند. علایمی از قبیل احساس دمغی، بی حوصلگی، غمگینی، ناامیدی، دلسردی و ناخشنودی، همگی تجربیات افسردگی رایج هستند. روانشناسی، علم تحقیق در رفتار موجودات زنده به ویژه در تفکر، احساس و رفتار بشراست. منظور از روانشناسی علاوه بر پیشرفت علمی و صنفی، بهبود بخشیدن به زندگی انسان نیز هست. عدم سازش و وجود اختلالات رفتار در جوامع انسانی فراوان است و در هر طبقه و صنفی اشخاص نامتعادلی زندگی می کنند. اضطراب به هر نوع و شکلی قادر است سیستم تفکر و اعمال و رفتار شخص را تحت تأثیر قرار دهد. اضطراب درسطح بهینه سبب بهبود عملکرد در زمینه های مختلف می شود. در حالی که نوع شدید و پایدارتر اضطراب یعنی اضطراب مزمن موجب اختلال در کارکرد مکانیسم های جسمی و روانی می شود. اکثر ما در روبرو شدن با موقعیت های تهدیدآمیز و فشارزا، احساس اضطراب و تنش می کنیم. اینگونه احساسات، واکنش های بهنجار در برابر فشار روانی هستند. اضطراب تنها زمانی نابهنجار محسوب می شود که دربرابر موقعیت هایی رخ دهد که اکثر مردم به راحتی آنها را حل و فصل می کنند. گاهی اوقات در اختلالات اضطرابی، اضطراب نشانه اصلی است. اما برخی اوقات اضطراب زمانی تجربه می شود که شخص سعی دارد رفتارهای غیرانطباقی خاصی را کنترل کند(حقیقت پناه، ۱۳۸۹).
بهداشت روانی و استرس
آدمیان برای این که به طرز بهنجاری به کار و کوشش بپردازند، باید کمی فشار روانی احساس کنند، زیرا برانگیختگی های هیجانی ملایم، انسان را درجریان کاری که برعهده دارد، هوشیار نگه می دارد. استرس همیشه جنبه منفی ندارد و در موارد زیادی استرس خوشایند و مفید خواهد بود. مثلاً ورزش عامل استرس زای خوشایند و مفیدی است. زیرا اثر بخشی دستگاه قلبی و عروقی را افزایش می دهد. سیله (۱۹۷۴ ) بین استرس خوشایند و مثبت و استرس ناخوشایند و منفی تفاوت قائل شده است. شایان ذکر است که ارگانیسم همیشه در حال استرس است و فقدان کامل استرس هرگز امکان پذیر نخواهد بود مگر این که تحریکات بیرونی وجود نداشته باشد. وجود استرس برای بقای فرد ضرورت دارد . اما با این وجود، فشار روانی در دراز مدت ممکن است به ایجاد اختلالاتی از قبیل زخم های گوارشی، بیماری فشار خون و بیماری قلبی کمک کند. شدت فشار روانی، به پیش بینی موقعیت فشارزا و توان کنترل آن، ارزیابی شناختی خود فرد، احساس کارایی فرد و میزان دسترسی او به حمایت های اجتماعی بستگی دارد. سلیگمن معتقد است که هر قدر توانایی انسان در کنترل و پیش بینی وقایع استرس زا کمتر باشد، توانایی او برای سازگاری با محیط کمتر خواهد بود و عوارض ناشی از استرس مثل اضطراب و افسردگی بیشتر ظاهر می شود(مسعود زاده، ۱۳۹۰).
راهبردهای تأمین بهداشت روانی در اسلام
راه های تأمین بهداشت روان از دیدگاه اسلام به شرح ذیل است:
تحکیم مبانی خانواده و ارتقاء فرهنگ آن
یکی از راه های تأمین سلامت روانی برای انسان ها، تأمین محیطی گرم و عاطفی برای ارضای نیازهای روانی و ارگانیک است. خانواده هسته ای از دیدگاه اسلام مناسب ترین مجموعه ای است که می تواند چنین محیطی را فراهم کند. از دیدگاه اسلام خانواده گرامی ترین نهادی است که خداوند بر آن صحه گذاشته است و در واقع خانواده به عنوان طبیعی ترین محل برای ارضای نیازهای مختلف روانی باید مورد توجه قرار گیرد.
بهسازی محیط
یکی از راه های تأمین سلامت روانی، بهسازی محیط اجتماعی در جهت وصول به چنین هدفی می باشد. اگراجتماع محل عرضه انواع محرک های نفسانی باشد و روابط اجتماعی بر این اساس استوار گردد، مدارهای سازمان روانی انسان ها عمدتاً در جهت ارضاء هواهای نفسانی فعالیت می کند. مسلماً نتیجه این امر اختلال در فرایند روانی و افزایش ناهنجاری و بیماری خواهد بود. توجه به سایر ابعاد اجتماعی نیز از لحاظ سالم سازی محیط اجتماعی از اهمیت بسزائی برخوردار است.
بهبود شیوه های تعلیم و تربیت
یکی از راه های تأمین بهداشت روانی، اشاعه و گسترش دیدگاه های اسلامی درباره تعلیم و تربیت در بین افراد جامعه است. تعلیم و تربیت اسلامی با تأکید بر شناخت خود و ارائه برنامه های لازم در جهت حیات معقول، گامی مؤثر در جهت تأمین سلامت روانی بر می دارد. علاوه بر آنچه ذکر شد نقش اثربخش و تحول آفرین قرآن کریم و کتاب های مذهبی تا بدانجاست که می تواند مایه اصلاح تقوا و بهداشت روان گردد. هدف عمده ادیان الهی راهنمایی و هدایت بشر و کمک به چگونه زیستن او در برابر انحراف از مسیر رشد است . اسلام وجود آدمی را متشکل از دو بعد روانی و جسمانی می داند و سلامت هر یک را در گرو سلامت دیگری می داند. در واقع سلامت روان به مفهوم تعادل و انسجام فراگیر در همه ابعاد جسمانی و روانی انسان است که اندیشیدن، تعقل، آگاهی، هدف داری، انصاف، عدالت، امانت داری، حقیقت جویی و تسلیم در برابر آن، رشدمستمر و آرامش از جمله علائم آن می باشند. اما بیماری روانی به معنای خارج شدن از حد اعتدال است که نادانی، عصیان، دنیاطلبی، ظلم وتعدی، ضعف اراده، سستی، ترس، خودپسندی و حسد جزء نشانه های آن هستند. قرآن کریم جهالت را اساس بیماری های روان معرفی می کند و درمان را نیز بر کسب آگاهی و دانش به ویژه علوم توحیدی استوار می داند. قرآن به منظور تغییر افکار و گرایشات و رفتارهای مردم و هدایت آنها به صلاح و خیر و نجات از گمراهی و جهل و ایجاد افکاری تازه درباره رسالت انسان و ارزش های اخلاقی و الگوهای والای زندگی نازل شد. قرآن در مردم تغییراتی شگرف ایجاد کرده و موفقیت های بزرگی با متأثر ساختن شخصیت مردم بدست آورده است. در میان کتب آسمانی که در طول تاریخ نازل شده است، قرآن به نحوی مطلوب و بی نظیر موفق شده که تغییراتی مؤثر در شخصیت انسان ایجاد کند و از مسلمانان شخصیت های آرام و مطمئن بسازد. نخستین گام برای ایجاد تغییر در شخصیت« ایمان به توحید » است. زیرا نیروی معنوی در انسان ایجاد می کند و قلبش را از محبت خدا و رسول خدا لبریز می کند گام دوم «تقوا» است، که از عوامل اصلی رشد و توازن شخصیت است و انسان را وادار می سازد که نفس خود را رشد دهد و به عالی ترین مراحل کمال انسانی برساند. همچنین قرآن به منظور پرورش شخصیت افراد و ایجاد تغییر در رفتار آنان روش کار و ممارست عملی در زمینه افکار و عادات جدید رفتاری که نفوس آنها را تحکیم می بخشد، به کار گرفته و بدین ترتیب عبادات مختلفی مانند روزه، حج و زکات را واجب گردانیده است. این امور یک شخصیت بهنجار و متکامل را از سایرین متمایز می کند و حصول چنین خصوصیتی مبنای صحیح سلانت روان فرد را تشکیل می دهد و او را از ابتلا به بیماریهای روانی باز می دارد(بخشی پور، ۱۳۸۴).
پیشرفت تحصیلی
نکته دیگری که در پژوهش حاضر روی آن تأکید شده است موضوع پیشرفت تحصیلی و عواملی است که روی آن تأثیر دارد که سعی می شود به طور اجمال بدان پرداخته شود. مثلاً یکی از مباحث مهم در روانشناسی و تعلیم و تربیت مسأله تفاوت های فردی است. افراد نه تنها از نظر ویژگی های بدنی با یکدیگر متفاوت اند، بلکه از نظر سایر ویژگی های روان شناختی و شخصیتی، از قبیل هوش، انگیزه، اعتماد به نفس، توجه و … و همچنین شرایط و محیط خانوادگی و اجتماعی با یکدیگر تفاوت دارند. برای پی بردن به علل این تفاوت ها لازم است که به علل وراثتی و محیطی و تأثیر متقابل این دو عامل بر هم اشاره شود.افراد از یک طرف با خصوصیات و صفات وراثتی معین و متفاوتی به دنیا می آیند و از طرف دیگر درشرایط و محیط های گوناگون پرورش می یابند، بنابراین تفاوت های افراد نتیجه کنش متقابل بین محیط و وراثت است. مهمترین عوامل فردی که در پیشرفت تحصیلی (و یا افت تحصیلی) نقش دارند عبارت اند از: داشتن هدف، عزت نفس، انگیزه، اضطراب، روش مطالعه، هوش، توجه، برنامه ریزی، جنسیت، عوامل بدنی، نارسا خوانی، سازش نایافتگی رفتاری، شرایط عاطفی و روانی و غیبت از مدرسه.
نقش تعدادی از عوامل فردی در پیشرفت تحصیلی
داشتن هدف
یکی از مهم ترین عواملی که بر پیشرفت تحصیلی دانش جویان تأثیر می گذارد، داشتن هدف است. بدیهی است دانش جویانی که برای تحصیل خود اهدافی در نظر می گیرند از آنهایی که هدف خاصی را دنبال نمی کنند موفقیت بیشتری را تجربه خواهند کرد. داشتن هدف موجب می شود که دانش جویان برای آن برنامه ریزی نمایند و با جهت از قبل تعیین شده حرکت کند. هدف، جهت خاصی به موضوع های درسی می دهد و روش مطالعه و یادگیری را آسان تر می کند. هدف باعث یادگیری بهتر و تلاش بیشتری برای کسب موفقیت می شود. هدف ایجاد انگیزه می کند. بسیاری از مواقع نداشتن هدف مشخص، روشن، قابل حصول و متناسب با یادگیرنده و امکانات اجرایی او باعث می شود که یادگیری به خوبی صورت نگیرد. برای آن که تدریس و آموزش معلم اثربخش باشد باید هدف آموختن هر مطلب برای یادگیرنده (دانش آموز) و یاددهنده (معلم) کاملاً روشن باشد. داشتن هدف به خصوص، هدفی که با نیازها، علائق و توانایی های یادگیرنده مطابقت داشته باشد باعث به وجود آمدن انگیزه برای یادگیری می شود. همچنین، داشتن هدف های بلند مدت و کوتاه مدت باعث می شود که یاد دهنده آسان تر و منطقی تر، عملکرد یادگیرنده و آموزش های خود را ارزشیابی کند لذا درمی یابد که یادگیرنده در چه زمینه هایی نیاز به آموزش و تمرین بیشتر دارد. به علاوه، داشتن هدف به یاددهنده کمک می کند تا به جنبه های مثبت و منفی روش آموزش خود پی ببرد و آن را اصلاح نماید.
وقتی که دانش جو هدفی برای خود انتخاب کند تمایل بیشتری برای درس خواندن و یادگیری خواهد داشت. کمتر احتمال دارد دچار کم کاری و تنبلی شود و سطح نمرات درسی او روز به روز بالاتر خواهد رفت. چنانچه که ذکر شده، هدف ها باید طوری انتخاب شود که از نظر دانش آموز دسترسی به آن امکان پذیر باشد. عده ای از دانش جویان از ترس عدم موفقیت هدفی انتخاب نمی کنند. اگر هدف بزرگ و یا دور از دسترس باشد دانش جو به علت ترس از عدم شایستگی آن را انتخاب نمی کنند. بنابراین، هدف های بزرگ بایستی به اهداف کوچک تر تقسیم شود تا دانش جو به انتخاب آنها راغب شود. به طور خلاصه موضوع هدف در دانش جویان، خانواده ها، معلمان و دانشگاه از چند بعد قابل بحث است. اول این که دانش جویان باید از مطالعه هر درس هدف یا اهداف خاصی را برای خود در نظر داشته باشند. ثانیاً، هدف یا اهداف خاصی از کل تحصیل در آموزشگاه داشته باشند. ثالثاً، خانواده ها و معلمان نیز باید از تربیت و آموزش فرزندان و دانش جویان اهداف خاصی را داشته باشند. نکته قابل توجه در این زمینه آن است که هر چه اهدافی که دانش جو برای خود در نظر می گیرد با اهدافی که مورد نظر اولیا و مربیان است هماهنگی بیشتر وجود داشته باشد، میزان موفقیت دانش جو در نیل به اهداف بیشتر خواهد بود و برعکس، هر چه در این زمینه فاصله و اختلاف بیشتر باشد آشفتگی و سردرگمی دانش آموز بیشتر خواهد بود.
عزت نفس
عزت نفس عبارت است از احساس ارزشمند بودن. این احساس از مجموع افکار، احساس ها، عواطف و تجربیاتمان در طول زندگی ناشی می شود. فکر می کنیم فردی باهوش یا کودن هستیم، احساس می کنیم شخصی منفور یا دوست داشتنی هستیم، خود را دوست داریم یا نداریم. مجموعه هزاران برداشت، ارزیابی و تجرب های که از خود داریم که نسبت به خود احساس خوشایند ارزشمند بودن، و یا برعکس احساس ناخوشایند بی کفایتی، داشته باشیم. همه افراد، صرف نظر از سن، جنس، زمینه فرهنگی، جهت و نوع کاری که در زندگی دارند نیازمند عزت نفس هستند. عزت نفس واقعاً بر همه سطوح زندگی اثر می گذارد. در حقیقت بررسی های گوناگون روانشناسی حاکی از آن است که چنان چه نیاز به عزت نفس ارضا نشود، نیازهای سطح بالاتر نظیر نیاز به آفریدن، پیشرفت، و خودشکوفایی محدود و ناشکفته باقی می ماند. انسان اگر در زندگی هیچ چیز نداشته باشد اما دارای عزت نفس باشد همه چیز به دست خواهد آورد ولی برعکس، اگر همه چیز داشته باشد ولی دارای عزت نفس نباشد همه چیز را از دست خواهد داد. دانش آموزی که دارای عزت نفس است از ویژگی های زیر برخوردار است:
مستقل عمل می کند. در مورد مسائلی چون استفاده از وقت، پول، حرفه، لباس و مانند این ها دست به انتخاب می زند و تصمیم می گیرد. او دوستان و سرگرمی هایش را عمدتاً خودش پیدا می کند. مسؤلیت پذیر است.سریع و با اطمینان عمل می کند. مسؤلیت کارهای روزمره خود از نظر شستن ظروف، البسه و نظافت خانه و حیاط را به عهده می گیرد. اغلب به کمک دوستانش می شتابد. مسؤلیت پذیر است.سریع و با اطمینان عمل می کند. مسؤلیت کارهای روزمره خود از نظر شستن ظروف، البسه و نظافت خانه و حیاط را به عهده می گیرد. اغلب به کمک دوستانش می شتابد. به پیشرفت هایش افتخار می کند. هنگامی که از پیشرفت هایش حرفی به میان می آید با مسرت تصدیق می کند و حتی به سبب آنها، گاهگاه از خودش تعریف می کند. به چالش های جدید، مشتاقانه روی می آورد و مشاغل ناآشنا، آموزش ها و فعالیت های جدید، توجهش را جلب می کنند و او با اطمینان، خود را درگیر آنها می کند دامنه وسیعی از هیجان و احساسات را نشان می دهد. می تواند قهقه بزند، بخندد، فریاد بکشد، گریه کند، به گونه ای ارتجالی محبتش را بروز دهد به طور کلی هیجان های مختلفی را ابراز می کند. ناکامی را به خوبی تحمل می کند. هنگام رو به رو شدن با ناکامی می تواند واکنش های گوناگون نظیر شکیبایی، خندیدن بی خود، بلند حرف زدن و غیره از خود نشان دهد قادر است از آنچه که موجب ناکامی اش شده است، سخن بگوید. احساس می کند که می تواند دیگران را تحت تأثیر خود قرار دهد. از نفوذی که بر افراد خانواده، دوستان و حتی بر اولیای امور نظیر معلمان، رؤسا، کارفرماها و غیره دارد، مطمئن است.
عزت نفس تحصیلی و پیشرفت تحصیلی
یکی از مفاهیمی که به مفهوم نگرش به آمورشگاه و یادگیری آموزشگاهی بسیار نزدیک است، مفهوم نگرش به خود و عزت نفس تحصیلی در مورد یادگیری آموزشگاهی است. موفقیت و تأیید یا شکست و عدم تأیید در تعدادی از تکالیف یادگیری و در مدتی نسبتاً طولانی به عزت نفس کلی درباره آموزشگاه و یادگیری آموزشگاهی می انجامد. به همین نحو موفقیت و تأیید یا شکست و عدم تأیید پس از چند سال تحصیل منجر به این خواهد شد که دانش آموز این موفقیت یا شکست را به خودش به عنوان یادگیرنده یا دانش آموز تعمیم دهد. سرانجام دانش آموز یا باید از متهم کردن آموزشگاه یا معلمان به سبب عدم موفقیتش دست بردارد و خود را هدف اتهام قرار دهد یا باید تأیید آموزشگاه و معلمان را به خاطر موفقیتش به تأیید خود مبدل سازد. دانش آموزی که مرتباً در آموزشگاه موفقیت کسب می کند باید تأیید دانشگاه و معلمان خود تعمیم دهد و یک مفهوم کلی مثبت درباره خودش به عنوان یادگیرنده ایجاد کند. مطالعات انجام شده بیانگر رابطه بین عزت نفس تحصیلی و پیشرفت تحصیلی است. هر فرد فعالیت هایی را که باموفقیت انجام داده است و یا می تواند انجام دهد، دوست دارد. تصور دانش آموز درباره موفقیت یا شکست دریک تکلیف یادگیری مبتنی بر تجاربی است که وی در مورد آن تکلیف یا تکالیف مشابه از معلمان، والدین، همسالان و اشخاصی که به طریقی با تکلیف موردنظر رابطه داشته اند، کسب کرده است. اگر فرد معتقد باشد که در گذشته تکالیف مشابهی را با موفقیت انجام داده است احتمالاً با تکالیف بعدی با نوعی عاطفه مثبت برخوردخواهد کرد و اگر اعتقاد داشته باشد که در تکالیف مشابه گذشته با شکست مواجه شده است، احتمالاً با تکلیف بعدی با نوعی عاطفه ی منفی روبه رو خواهد شد. ارسطو(۱۹۷۹) فرمولی برای عزت نفس تهیه نمود که این چنین است: نوزاد پس از تولد به طور فزایندهای از وابستگی و ناتوانی خود و نیاز به بزرگسالان آگاه می شود. اگر نوزاد در خانوادهای متولد شده باشد که آن خانواده پذیرنده وی باشند و مورد محبت، نوازش و علاقه قرار گیرد، به تدریج در طی رشد و تکامل خود احساس ارزشمندی می کند و والدین را به عنوان موضوع های خوب، درونی می سازد بر اثر تکرار تأیید و تصدیق های بیرونی، حس ازرشمندی در خود، درونی می شود. حال اگر این نوزاد در خانوادهای به دنیا آمده باشد که مورد پذیرش، لطف و نوازش قرار نگیرند، از همان ابتدا دچار احساس فقدان ارزشمندی می گردد و این نقیصه طی فرایند رشد روانی، به گونه های مختلف، در رفتار فرد تأثیر می گذارد. بالبی( ۱۹۷۳ ) عزت نفس را قسمتی از شخصیت می داند و اهمیت کسب امنیت در دوران کودکی را نیز به عنوان اصل کلی و پایه ای برای درونی کردن اعتماد به خود متذکر می شود(سلطانیان، ۱۳۸۸).
در پی مطالعاتی که الیسون ( ۱۹۸۳ ، به نقل از بیابانگرد،۱۳۷۶ ) انجام داد، مشخص شد که از دست دادن حس کنترل و ایجاد نارضایتی فردی یکی از جنبه های مشخص عزت نفس پایین بوده است. در بررسی هایی که بر روی افراد دارای عزت نفس پایین صورت گرفته، علائمی چون: شکایت جسمانی، افسردگی، اضطراب، کاهش سلامت عمومی بدن، بی تفاوتی و احساس تنهایی، تمایل به اسناد شکست خود به دیگران، عدم رضایت شغلی و کاهش عملکرد، موفقیت آموزشی و داشتن مشکلات بین فردی، گزارش شده است.
کوپر اسمیت (۱۹۶۷) در کتاب پیشینه عزت نفس، در مورد بررسی گستردهای که در باب عزت نفس دانش- آموزان ابتدایی به عمل آورده چنین گزارش می کند: از معلمان کلاس پنجم خواسته شد دانش آموزان خود را با یک مقیاس که انعکاس از اعتماد به خود، سطح آرزوها و عوامل مربوط به آن بود، درجه بندی کند مقیاس های دیگری نیز به کار رفت و دانش آموزانی که در رده ی بالاترین حد عزت نفس قرار داشتند به طور فشرده موردمطالعه واقع شدند. انواع رویه های پرورش فرزند نیز توسط والدین آنان به کاررفته بود بررسی گردید. جمع بندی مختصر از نتایج فوق از این قرار است:

موضوعات: بدون موضوع
[دوشنبه 1400-08-10] [ 09:50:00 ق.ظ ]



 لینک ثابت

  راهنمای نگارش مقاله درباره تعیین ارتباط بین کیفیت زندگی کاری (QWL) و تعهّد سازمانی کارکنان ... ...

گزارش های خبری رسانه های آمریکایی نیز به موازات این واقعه اعلام کردند که بسیاری از کارگران آمریکایی در صنایع انبوه در شرایط شغلی خود نوعی ناکامی و از خودبیگانگی را احساس میکنند. بنابراین رهبران بسیاری از سازمانها موضوع کیفیت زندگی کاری و نحوه بهبود آن را مورد مطالعه قرار داده و پژوهش های مختلفی را در مورد آن به اجرا گذارند و به موازات آن محققان و پژوهشگران دانشگاهی نیز در زمینه کیفیت زندگی کاری کارهای قابل ملاحظه ای انجام دادند که این برنامه ها در سالهای اخیر جامعیت بیشتری پیدا کرده است (دیل[۲۱] بیچ، ۱۹۹۱، ص۸۳ ) .
پایان نامه - مقاله - پروژه
۲-۵ استراتژی های بهبود کیفیت زندگی کاری
اکثر سازمانها برنامه هایی را به منظور افزایش اثربخشی و بالا بردن کیفیت زندگی کاری به اجرا درآورده اند و مدیریت به ویژه در بخش خصوصی همیشه در جستجوی راههایی برای کاهش هزینه ها و افزایش بازده بوده است .
یک سازمان نوعاً از یک و یا دو استراتژی به عنوان استراتژی اصلی خود در بهبود کیفیت زندگی کاری استفاده می کند . استراتژی های کیفیت زندگی کاری به شرح زیر می باشند (دیوید و لاولر ، به نقل از علی اکبری ، ۱۳۸۰، ص۲۸ ) .
۱- طراحی شغل[۲۲] :
طراحی شغل شیوه ای است که نحوۀ انجام دادن را بهبود می بخشد زیرا بهره وری ، فشار
روانی ناشی از کار و کیفیت زندگی کاری از جمله مواردی هستند که با موضوع طراحی شغلی پیوند ناگسستنی دارند ( عبّاس پور ، ۱۳۸۲ ، ص ۲۰۷ ) .
مشاغل چیزی بیشتر از جمع آوری ثبت شده در جدول تجزیه و تحلیل شغل و خلاصه شده در شرح شغل هستند مشاغل شالوده کارآیی سازمان و رضایت یا عدم رضایت کارکنان است . از آنجا که رقابت بین المللی در بازار کار در حال افزایش است مشاغلی که خوب طراحی شده باشند در جذب و حفظ یک نیروی کار با انگیزش که قادر به تولید کالاها و خدمات با کیفیت باشد اهمیت بیشتری خواهند داشت . طراحی شغل هم بر کارآیی و هم بر کیفیت زندگی کاری اثر می گذارد . مشاغل پیوندی بین سازمان و منابع انسانی آن است . ترکیب مؤفّقیت آمیز تمام مشاغل به سازمان این امکان را می دهد که به هدفهای خود نائل شود. به طور مشابه مشاغل نمایانگر منابع درآمدی کارکنان و ابزار پاسخگویی به سایر نیازهای آنان است. برای آنکه سازمان و کارکنان آن به این منافع مشترک دست یابند ، مشاغل باید کیفیت زندگی کارآیی بالایی را فراهم کنند . حصول کیفیت زندگی کاری بالا مستلزم آن است که مشاغل به خوبی طراحی شوند (جزنی، ۱۳۸۰، صص ۱۹۶ و ۲۱۳).
نمودار زیر یک سیستم طراحی شغل را نشان می دهد . طراحی یک شغل درخواست های سازمانی، محیطی و رفتاری از یک شغل را منعکس می کند . طراحان شغل این عوامل رامورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد ، سعی در خلق مشاغلی دارند که هم مولّد و هم ارضاءکننده باشد.
نمودار ۲- ۱: ساختار طراحی شغل داده – ستاده
۲- مدیریت مشارکتی[۲۳]
مدیریت مشارکتی ایجاب میکند تصمیم گیری سازمان چنان صورت گیرد که اطلاعات و دروندادها و مسئولیت به پایین ترین رده مربوط به آن تصمیم واگذار شود. مقصود مدیریت مشارکتی اطمینان یافتن از این امر است که کارکنان صالح به گرفتن تصمیمهای مؤثّری بپردازند. سپردن اختیار وسیله ای برای دستیابی به مدیریت مشارکتی است. ساز و کاری است که از راه آن مسئولیت به گروه ها یا افراد مسئول داده میشود. درگیر کردن کارکنان ساز و کاری است که از راه آن اطمینان حاصل می شود که اطلاعات درونداد متناسب به نظام تصمیم گیری داده شده است . از این رو ، سپردن اختیار و درگیر کردن را میتوان سنگ بنای فلسفه مدیریت مشارکتی به شمار آورد (پلونکت و فونیه، ۱۳۸۰، ص ۶۱).
مدیریت مشارکتی را می توان در قلمرو انگیزش های فرامرتبه انسان به شمار آورد . انسانی که در مدیریت امور مشارکت کند و اندیشه خود را به کار گیرد ، به راستی که در راه بالندگی و شکوفایی هستی خود گام برمی دارد . هرگاه مردم در فراگرد داد و ستد اندیشه قرار گرفتند و برای تعیین هدف های زندگی و کار فراخوانده شوند و برای یاری های ایشان قدر و منزلتی در خور پدید آمد ، آنگاه عامل های انگیزشی آنان به کار خواهد افتاد . در چنین وضعی افراد راه بالندگی و رشد را طی می کنند . به تغییر فکری می پردازند ، در سود جستن از فرصتهای نیک مجاز شمرده می شوند و سرانجام هدف های بزرگ اجتماعی را در دایره هدف های شخصی خود جای می دهند و حتّی آنها را برتر می دانند . فداکاری ، کوشش بیش از حد ، گذشت و جانبازی در راه آنچه دیگران می طلبند برای انسانی که مشارکت جوی کامل است یک ارزش بنیادی است (طوسی، ۱۳۸۰، ص۱۲).
۳- رهبری اثربخش[۲۴] و رفتار سرپرستی
اگر فردی می کوشد که بر رفتار فرد دیگری تأثیر بگذارد ، این محرّک کوشش رهبری نام دارد ، که می تواند مؤفّق یا نامؤفق و اثربخش یا غیراثربخش باشد .
اثربخش مؤفق
فرد ب
فرد الف
غیراثربخش نامؤفق
نمودار ۲-۲: رهبری مؤفق و اثربخش هرسی و بلانچارد
با توجه به پیوستار کوشش رهبر (الف) با توجه به حدی که فرد (ب) کار را انجام بدهد مؤفق یا نامؤفق خوانده می شود ، اما این مؤفق یا نامؤفق بودن هنوز اثربخش یا غیراثربخش بودن رفتار رهبر را مشخص نمی کند . اگر سبک رهبری (الف) با انتظارات نامؤفق است و (ب) کار خود را تعارض آمیز، فقط به دلیل قدرت مقامی (الف) انجام می دهد در این صورت میتوان گفت که (الف) مؤفق بوده ولی اثربخش نبوده است در مقابل اگر کوشش رهبری (الف) به یک پاسخ مؤفق منجر شود و (ب) کار را چون خواست اوست و آن را پاداش دهنده می داند انجام دهد در این صورت رفتار (الف) را مؤفق و اثربخش می دانیم .
اگر رهبر اثربخش باشد به قدرت شخصی علاوه بر قدرت مقام توجه داشته باشد نظارت کلّیتر مشخصه رفتار وی خواهد بود . قدرت شخص برعکس قدرت مقام از پایین به بالا به وسیله پذیرش و قبول زیردستان بوجود می آید . اگر مدیری هم مؤفق و هم اثربخش باشد نفوذ و تأثیر وی به قدرت تولید پایدار و رشد سازمانی منجر می شود (هرسی و بلانچارد، ۱۳۶۵، صص ۹۴- ۹۳- ۹۲).
۴- تیم های خودگردان
برخی از سازمانها به مرحله هایی فراتر از شکل های مشورتی و مردم سالاری پرداخته اند ، و اجازه داده اند تا شماری از تصمیم های عمده از سوی گروه های کارکنان گرفته شود . این رویکرد تازه استفاده گسترده از بحث و نظر گروهی را پدید می آورد که به سبب آن بهره گیری کامل از اندیشه گروه و نفوذ آن ممکن می گردد . این گروه ها اغلب می کوشند تا برای فعّالیتهای خود پشتیبان همگان را بدست آورند، این حرکت بازتابی از بسیاری اندیشه های گرفته شده از شرکتهای مؤفق ژاپنی است .
گروه های خود گردان را گاهی گروه های کاری نیمه مستقل با گروه های فنّی – اجتماعی هم می خوانند . گروه های خود گردان گروه های کاری طبیعی هستند که به آنها اختیار تصمیم گیری بالایی داده شده است از آنها انتظار می رود بر رفتار و نتیجه کار خود نظارت کنند یک ویژگی این گروه ها نقش کمرنگ یا به شدّت تغییر یافته مدیریت است که همراه با فراگیری مهارتهای تازه از سوی اعضای گروه پدیدار می گردد (طوسی، ۱۳۷۹، ص ۵۶ ).
۲-۶ زندگی کاری با کیفیت برتر
میرسپاسی ( ۱۳۷۲ ) کیفیت زندگی کاری را بر دو مفهوم تعریف می کند :
الف- تعریف عینی: از کیفیت زندگی کاری عبارتست از مجموعه ای از شرایط واقعی کار و محیط کار در یک سازمان مانند میزان حقوق و مزایا، امکانات رفاهی، بهداشت و ایمنی، مشارکت در تصمیم گیری ، دموکراسی سرپرستی ، تنوّع و غنی بودن مشاغل ، … .
ب- تعریف ذهنی: از کیفیت زندگی کاری ، عبارتست از تصوّر و تلقی افراد از کیفیت زندگی به طور اعم و کیفیت زندگی کاری بطور اخص به تعبیر دیگر کیفیت زندگی کاری برای هر فرد یا گروهی از افراد با فرهنگ و طرز تلقی مشابه ، ویژگی خاصی دارد . در یک تعریف کلّی نیز می توان گفت کیفیت زندگی کاری به معنی تصوّر ذهنی و درک و برداشت کارکنان یک سازمان است از مطلوبیت فیزیکی و درونی محیط کار خود .
مقصود اصلی از کیفیت زندگی کاری پدید آوردن محیط کاری است که هم برای افراد و هم برای تولید سودمند باشد . زندگی کاری با کیفیت برتر در حقیقت اقدامی بود در مقابل طرح شغل سنّتی که بیشترین تمرکزش بر تخصّص و کارآیی در عملکرد بود . شیوه سنّتی با ویژگی های خاص خود نوعی احساس بیگانگی از کار در کارگران بوجود آورده بود و چون به زندگی کاری با کیفیت برتر توجّه کافی نداشت مشکلات زیادی را به بار آورد. تقسیم کار بیاندازه و وابستگی بسیار به دستورات، روش های کار و رده بندی سازمانی باعث شد که کارکنان متخصص از جهت اجتماعی از همکاران دور افتادند. عدّهای از کارگران چنان بیاهمیت شدند که عزّت نفس خود را در کار از دست دادند و نتیجه به صورت غیبت و نرخ بالای انتقال آشکار شد . واکنش مدیریت به این جنبه انسانی کار از بین برده شد . زیرا دیگر کار به خودی خود خشنود کننده نبود ، عامل دیگری که به این دشواری دامن می زد این بود که خود کارگران در حال دگرگونی بودند ، بدین ترتیب که آموزش بیشتر ، رفاه مادی و آزادی بیشتر آنان را به نیازهای فرا مرتبه سوق می داد . طراحی شغل ها و خود سازمانها نتوانستند با دگرگونی هایی گسترده در نگرش های کارکنان همسو گردند بنابراین عملاً مدیریت چهار راه بیشتر نداشت :
الف- پذیرش کار همچنان که هست و بکار گماردن کارگرانی که محیط کاری به شیوه سنّتی را دوست داشتند .
ب- پذیرش کار همچنانکه هست و افزایش دستمزد کارگران تا آنان وضعیت بهتر را قبول کنند.
ج- مکانیکی کردن کارهای عادی در نتیجه بی نیازی از نیروی کار ناخرسند ( بکارگیری روباتها ) .
د- طراحی مجدّد شغلها به نحوی که ویژگی های دلخواه کارکنان را پدید آوردند یعنی بهبود کیفیت زندگی کاری با کیفیت برتر .
ناگفته روشن است که گزینه چهار برترین گزینه بود از آن جهت که می توانست پاسخگوی نیازهای کارکنان باشد . این روش در طراحی شغل بین نیاز انسانی و نیاز فنّی تعادل فراهم میسازد. این روش در مجموعه تازهای از ارزشها و راه های تازه از اندیشیدن است که بر زندگی کاری با کیفیت برتر متمرکز است (دیویس و نیو استروم، ترجمه طوسی، ۱۳۷۷، ص۲۹).
کیفیت زندگی کاری برتر محیط کاری را انسانی تر می سازد ، این جنبش سعی می کند تا به نیازهای بنیادی تر آنان پاسخ گوید . زندگی کاری با کیفیت برتر سعی می کند کارکنان با مهارت های بالاتر را بکار گرفته و محیطی فراهم کند که آنها را در بهبود مهارت ها انگیزه بخشند .
علاقهای که امروزه برای زندگی کاری با کیفیت برتر وجوددارد از اینکه بر غنی سازی شغل آغاز شد. غنی سازی یعنی اینکه بر انگیزنده های بیشتری بکار افزوده شود تا کار ارضاء کننده و سودبخش تر گردد . غنی سازی شغل فواید بسیاری دارد .پیامد کلّی آن غنی شدن نقش است که رشد و خودشکوفایی را به دنبال دارد . بدین ترتیب که انگیزه درونی تحریک شده ، انگیزش افزایش پیدا کرده ، کارکرد بهبود یافته و در نتیجه شغل مولّدتر و انسانی تر می گردد .
۲-۷ اهمیت غنی سازی شغل و فواید آن
رشد فرد ، رضایت شغلی بیشتر فرد[۲۵] ، خودباوری فرد[۲۶] ، عملکرد بهتر فرد[۲۷] ، انگیزش درون ذاتی[۲۸] کارکنان سازمان ، انتقال و ترک کار کمتر[۲۹] ، استفاده کامل از منابع انسانی برای جامعه ، سازمان های اثربخش تر برای جامعه ، تنوّع مهارتی[۳۰] ، هویت وظیفه ( کار )[۳۱] ، اهمیت وظیفه[۳۲] ، بازخورد[۳۳] .
غنی سازی شغل محدودیت های مختلفی دارد ؛ این روش برای برخی موقعیت ها مناسب تر از دیگر موقعیت هاست و در برخی موارد بطور کلّی شغل بر نگرش های کارکنان و توانایی آنها برای انجام وظایف پربارتر شده بستگی دارد .
برخی محدودیت های پرباری شغل و کیفیت برتر کاری عبارتند از :
۱- شماری از کارکنان ممکن است شغل های پربارتر را نخواهند .
- هرگاه نتوانند افزایش مسئولیت را تحمیل کنند .
- هرگاه از وظایف پیچیده تر بیزار باشند .
- هرگاه کار گروهی برای آنان دلپذیر نباشد .
- هرگاه از بازآموزی بیزار باشند .
- هرگاه ثبات و امنیت شغلی را برتر شمارند .
- هرگاه در برابر اقتدار رسمی سرپرست احساس آلودگی کنند .
- هرگاه مهارتهایشان در خور انطباق نباشد .

موضوعات: بدون موضوع
 [ 09:50:00 ق.ظ ]



 لینک ثابت

  تحقیقات انجام شده با موضوع : بررسی دیون و مطالبات در حقوق ایران با نگاهی به ... ...

مبحث دوم: تعریف و ماهیت دین
در این مبحث ابتدا تعریف لغوی دین، سپس تعاریف ذکر شده از سوی فقهای عامه و امامیه و حقوقدانان تبیین می‌گردد.
گفتار اول: تعریف لغوی دین
دین واژه‌ای عربی است و در اصطلاح ادباء و اهل لغت در معانی ذیل به کار رفته است:
الف- دین از نظر بعضی اندیشمندان به معنای قرض است.
در صحاح الجوهری آمده است: «الدین واحد الدیون … تقول: دنت الرجل القرضه فهو مدین و دان فلان یدین دیناً. استقرض و صار علیه دین فهو دائن[۲۶]»
ب- دین به معنای بدهی مدت‌دار به کار رفته است.
ابوهلال عسکری به نقل از فروق اللغات جزائر می‌گوید: «فرق دین با قرض این است که دین همراه اجل و مدت است و از آیه ۲۸۲ سوره بقره «… اذا تداینتم بدین الی اجل مسمی فاکتبوه …» استنباط می‌شود که در مفهوم دین زمان وجود دارد و دین بر بدهی مدت‌دار اطلاق می‌گردد.[۲۷]»
ج- دین به معنای تأخیر نیز به کار رفته است.
«بعته بدینه‌ای بتأخیر[۲۸]»
د- دین به معنای شئ یا مال غیر حاضر نیز به کار رفته است.
«جمع الدین دیون و کل شئ لم یکن حاضراً فهو دین و ادنت فلاناً ادینته و اعطیته دیناً[۲۹]»
ضمناً برای معامله خرید و فروش دین صیغه‌های مدانیه و تداین استعمال شده است[۳۰].
پایان نامه - مقاله - پروژه
گفتار دوم: تعریف و ماهیت دین در نزد فقها
فقهای عامه و امامیه دین را به اعتبار محتوی و مضمون آن، در سه معنای (خیلی اعم، اعم و اخص) کلمه به کار برده‌اند، که جداگانه نظرات علما و فقهای اهل سنت و شیعه در این خصوص به شرح ذیل بررسی می‌گردد.
بند اول: تعریف دین در نزد فقهای عام
۱- دین در معنای خیلی اعم[۳۱]: دین در این معنا شامل مجموع حق الله و حق الناس می‌باشد به تعبیر دیگر، دین به معنای اعم آن مطلق حقوقی است که بر ذمه انسان مستقر می‌گردد[۳۲]. خواه این حقوق ناشی از حقوق شرعی و مذهبی مانند نماز، روزه، حج و نذر باشد، یا از اموال و حقوق مالی که بر ذمه انسان مستقر است و خواه سبب استقرار آن بر ذمه، توافق انسان با شخص دیگر باشد و یا به اسباب قهری و غیرارادی مانند اتلاف، غصب، استیفای ناروا از مال غیر.
البته بعضی از فقهای اهل سنت در این خصوص میان واجبات کفائی و عینی قائل به تفکیک شده‌اند و از نظر آنان «واجبات کفایی تکالیف اخلاقی است که در اعمال خیر متجلی می‌شود و بر ذمه مستقر نمی‌گردد.» اما در مقابل واجب عینی ذمه را مشغول می‌کند و بر دو قسم است اول حقوق الله مانند نماز، روزه، حج و زکات … و دوم دیونی که بر ذمه شخصی برای دیگری مستقر می‌شود مانند قیمت اجناس فروخته شده و یا قیمت اشیاء تلف شده[۳۳].
۲- دین در معنای اعم: دین در معنای عبارتست از اموال و حقوق مالی که مستقر بر ذمه مدیون است اما در این خصوص میان نظر فقهای حنفیه و فقهای مذاهب دیگر اهل سنت تفاوت وجود دارد. فقهای حنفیه در تعریف دین گفته‌اند: «مالی که به سبب معاوضه، اتلاف و یا قرض بر ذمه شخص مستقر می‌شود دین است.» بنابراین اموالی که به اسباب دیگر مانند دیه، ارش جنایت و غیره بر ذمه مستقر می‌شود دین محسوب نمی‌گردد. اما جمهور فقهای شافعی و مالکی و حنبلی در تعریف دین می‌گویند: «هر مالی که به هر سبب بر ذمه مستقر می‌شود دین است.[۳۴]» و به نظر آنان اموالی که به اسباب دیگر مانند زکات، دیه، ارش جنایت بر ذمه مستقر می‌شود دین است.
۳- دین در معنای اخص کلمه: از نظر فقهای عامه دین در معنای اخص کلمه همان عقد قرض[۳۵] است، عقد معینی که برای پرداخت مال مثلی با دیگری منعقد می‌گردد و مدیون و قرض گیرنده مکلف است مثل آن مال را به مقرض برگرداند.
بند دوم: تعریف دین از دیدگاه فقهای امامیه
۱- دین در معنای خیلی اعم: دین در معنای خیلی اعم آن، به تمام حقوقی که بر ذمه انسان مستقر می‌شود اطلاق می‌گردد، سید عبدالعلی الموسوی سبزواری در کتاب خود مهذب احکام فی بیان الحلال و الحرام در این باره می‌فرمایند: «کلما ثابت فی ذمه الشخص الآخر فهو دین مالاً کان او حقاً او حکماً و یشهد له قوله صلی الله علیه و آله و نیابه الحج عن المیت دین الله احق ان یقیضی.[۳۶]»
در واقع دین در معنای خیلی اعم کلمه شامل دین الله و دین الناس می‌گردد و هیچ محدودیتی از این حیث در اسباب ایجاد دین وجود ندارد. بنابراین تمام حقوقی که بر ذمه انسان مستقر می‌گردد خواه این حقوق شرعی و مذهبی باشد مانند نماز، روزه، حج، زکات و نذر یا از اموال و حقوق مال باشد و خواه سبب استقرار آن اراده و توافق شخص با دیگری باشد مانند تعهد خریدار به پرداخت ثمن به فروشنده که در نتیجه عقد بیع بر ذمه او مستقر می‌شد و یا این که دین غیرارادی باشد مانند استیفای ناروا از مال غیر، دین محسوب می‌گردد.
۲- دین در معنای اعم: فقها دین را در معنای اعم آن شامل حق و مال کلی دانسته‌اند که به اسباب نامتناهی و نامحدود خواه قهری یا اختیاری در ذمه شخص مستقر می‌گردد. در این خصوص سید میرزا حسن الموسوی البجنوردی می‌فرمایند: «الدین عباره عن ثبوت حق او مال کلی فی الذمه فی ذمه الشخص با حد اسباب ضمان سواء کان ضمان المسمی او الضمان الواقعی مثلاً او قیمه[۳۷]»
۳- دین در معنای اخص: عبارتست از مال کلی ثابت در ذمه شخص به نفع شخص دیگر. بنابراین تمام اموالی که به سبب عقد فرض و یا مبیع و عوض در عقد بیع و یا تلف مال غیر بر ذمه شخص مستقر می‌گردد، دین محسوب می‌شود. نکته دیگر که حائز اهمیت است فقها و حقوقدانان اسلامی اصطلاح دین را در برابر عین معین به کار می‌برند[۳۸]. در واقع به مال کلی فی الذمه دین اطلاق می‌کنند.« کلی عبارتست از مفهومی که قابل انطباق بر افراد متعدد باشد مانند گندم، برنج، اتومبیل، مفهوم کلی وجود عینی خارجی ندارد[۳۹].» بنابراین هنگامی که دینی بر ذمه مدیون تعلق می‌گیرد، ایفاء دین از سوی مدیون با دادن هر مصداقی از مصادیق آن مال کلی تحقق می‌پذیرد و در نتیجه ذمه او از اشتغال بریء می‌گردد. اما عین معین به ذمه انسان تعلق نمی‌گیرد و صاحب حق عینی می‌تواند عین آن مال را مطالبه کند و مدیون تنها با اعطای همان عین معین تعهد خود را ایفاء می کند.« به عبارت دیگر دین متعلق به ذمه مدیون است. برخلاف عین که حق عینی صاحب آن حق، به ذات خود آن عین تعلق می‌گیرد و بر عهده مدیون است که عین مال را به مالک آن تسلیم نماید[۴۰]
گفتار سوم: تعریف دین از نظر حقوقدانان
تعاریف مختلفی از دین، توسط حقوقدانان و نویسندگان صورت گرفته است. به نقل از این تعاریف و شرح و بررسی مختصر آنها پرداخته می‌شود.
۱- جناب آقای دکتر کاتوزیان در کتاب مقدمه علم حقوق در تعریف دین می‌فرمایند:
«تکلیفی است که شخص نسبت به اجرای مفاد حق مالی در برابر صاحب آن پیدا می‌کند.[۴۱]» در این تعریف رابطه حقوقی داین و مدیون مورد توجه قرار گرفته است و موضوع دین را حق مالی[۴۲] تعبیر نموده است و در جای دیگر از همان کتاب حق مالی را امتیازی دانسته که حقوق هر کشور برای رفع نیازهای مادی اشخاص به آنها بخشیده است. حقوق مالی قابل مبادله و تقویم به پول است مانند حق مالکیت، حق انتفاع و حق مطالبه مبلغی پول برخلاف حقوق غیرمالی مانند زوجیت، حضانت و ولایت. با جمع‌بندی مفهوم دین از نظر این نویسنده و دیدگاه او از حقوق مالی که قابل تقویم و ارزش‌گذاری است می‌توان گفت او قلمرو و گستره این رابطه حقوقی را از اشیاء مادی و واقعی فراتر دانسته و تمام تعهداتی را که قابلیت تقویم از دید عقلاء را دارد داخل در تعریف دین نموده است.
۲- دکتر امیری قائم مقامی در تعریف دین ، برابر نظریه علمای حقوق آلمان آنرا مرکب از دو رابطه حقوقی دین و ضمانت اجر دانسته‌اند. رابطه حقوقی دین مشتمل بر دو عنصر است اول تکلیف مدیون در ایفاء دین که انجام یا ترک فعلی است و ثانیاً حق و در عین حال تکلیف داین در قبض موضوع دین می‌باشد[۴۳]. اگر موضوع دین تسلیم شئ یا مالی باشد متعهد باید آنرا در موعد و محل معین در قرارداد به داین تسلیم کند و داین در مقابل حق و در عین حال تکلیف به قبض آنرا دارد.
در این تعریف همانند تعریف ارائه شده قبلی به رابطه شخص میان داین و مدیون توجه شده است. اما برخلاف تعریف قبلی که دین را نفس تکلیف مدیون معرفی می‌کرد، تکلیف مدیون از عناصر دین قلمداد شده است. به عبارت دیگر، دین یک رابطه حقوقی مرکب از دو تکلیف است. تکلیف مدیون نسبت به شخص داین برای انجام مفاد حق مالی و از طرف دیگر تکلیف داین نسبت به قبض موضوع دین و در عین حال حق او در برابر مدیون.
۳- دکتر جعفری لنگرودی در این خصوص می‌فرمایند: «دین به معنای مال کلی در ذمه خواه وجه نقد باشد خواه عین کلی در ذمه[۴۴]» این تعریف، به تعریف فقهی که از دین توسط فقهای عظام[۴۵] ارائه شده است بسیار نزدیک است. در این تعریف به جنبه مالی و مبادله‌ای دین توجه شده است و در واقع این تعریف دقیقاً از نگرش مکتب فقهی اسلام به دین ناشی شده است.
۴- مرحوم حسن امامی نیز در تعریف دین می‌گوید: «دین عبارتست از چیزی که بر عهده کسی که ملتزم به ایفاء می‌باشد آنرا مافی الذمه نیز می‌گویند و به اعتبار طلبکار، طلب می‌نامند، چنانکه کسی به دیگری سیصد تومان بدهکار باشد، ‌به سیصد تومان که در ذمه مدیون است دین گویند.[۴۶]»
در این تعریف رابطه میان طلبکار و بدهکار مدنظر قرار گرفته است اما اگرچه برای دین و مافی الذمه مثال وجه نقد را زده‌اند و این مثال به تعریف فقهی دین نزدیک است اما از نظر ایشان معنای دین اعم است و می‌تواند شامل انتقال مال، انجام دادن کار و یا خودداری از انجام دادن کار باشد.
۵- یکی از حقوقدانان عرب زبان نیز در تعریف دین می‌گوید: «لفظ دین در زبان عربی کلمه واحدی است که هم دلالت بر آنچه که لفظ «creance» در زبان فرانسه بر آن دلالت دارد می‌کند و هم معادل با لفظ «dette» در آن زبان است. به عبارت دیگر این کلمه هم بر طلب و هم بر دین دلالت دارد. و لفظ دین دلالت بر حق شخصی دائن بر مدیون که بر مبنای آن می‌تواند انجام دادن کاری یا خودداری از انجام عملی و یا انتقال مالی را از او مطالبه نماید. آنچه که بیشتر از این لفظ معنا می‌گردد وجه نقد است.[۴۷]»
گفتار چهارم: تفاوت دین حقوقی و فقهی
با بررسی تعاریف ارائه شده از سوی حقوقدانان و فقهای اسلامی معلوم شد که دین در حقوق اعم از دین در فقه است. زیرا دین در نظر حقوقدانان مترادف با تعهد و التزام است که به موجب رابطه حقوقی ایجاد شده میان متعهد و متعهدٌ له، متعهدٌ له می‌تواند انجام فعل یا ترک فعل و یا انتقال مالی را از متعهد مطالبه نماید. در حالی که دین از دیدگاه فقهای عظام، مال مثلی است که در ذمه شخص مستقر می‌گردد. بنابراین دین از نظر حقوقی به معنای همه اموری است که شخصی در مقابل شخص دیگر طلبکار است ولو اینکه آن، مال مثلی در ذمه نباشد و تعهد به فعل یا ترک فعل باشد. ولی دین از نظر فقهای اسلامی صرفاً مال مستقر بر ذمه مدیون است و جناب آقای دکتر لنگرودی که به حقوق و فقه اشراف دارند در این خصوص می‌فرمایند: «دین در اصطلاح حقوق مدنی شامل دو قسمت است:
الف- مال کلی در ذمه خواه وجه نقد باشد، خواه عین کلی در ذمه.
ب- تعهد به فعل.[۴۸]»‌
با توجه به تعریف‌هایی که از دیدگاه حقوقی و فقهی از دین ارائه شد، تمایز مفهوم حقوقی دین با مفهوم فقهی آن در امور ذیل متصور است:
بند اول: تفاوت در میزان اهمیت رابطه دائن و مدیون
پیشتر ذکر گردید که در مکتب حقوقی رم، رابطه شخصی داین و مدیون مهمترین عنصر مقوّم دین بود. اهمیت این رابطه، موجب شده بود که دو نهاد حقوقی انتقال طلب و انتقال دین در آن مکتب حقوقی پذیرفته نشود. اما به مرور جنبه مالی دین مدنظر قرار گرفت. در مکتب مادی برخلاف مکتب حقوقی روم، رابطه بین داین و مدیون صرفاً از این نظر اهمیت دارد که طلبکار و بدهکار هر یک نماینده قانونی دارائی خود می‌باشد و با تغییر طلبکار یا بدهکار و زوال رابطه بین آنها، موجب اسقاط دین و طلب نخواهد شد. این تحول در مکتب فقهی اسلامی به سرحد کمال خود رسد. چون در مکتب فقهی اسلام دین را مال مستقر بر ذمه مدیون می‌داند و در واقع توجه به مالیت دین معطوف شده است و داین می‌تواند بدون رضایت مدیون مال را به دیگری تملیک نماید، هبه کند، ابراء نماید. قابل ذکر است که «در سیستم حقوقی رم قدیم اگرچه تأسیس حقوقی انتقال دین و انتقال طلب پذیرفته نشده بود ولی در باب ارث به انتقال این دو نهاد معتقد بودند به نظر حقوقدانان رومی در باب ارث، انتقال حقیقی دین صورت نمی‌گرفت بلکه مدیون شدن یا طلبکار شدن وارث نتیجه قائم مقامی آنها بود.»
بند دوم: تفاوت در گستره موضوعات
چون حقوقدانان دین را تکلیف و التزام مدیون در انجام موضوع تعهد قلمداد می‌کنند، بنابراین موضوع دین، انتقال اموال، انجام دادن فعل، تعهد به تسلیم اعیان خارجی و یا ترک فعل و … می‌تواند باشد. اما در مکتب فقهی اسلام دین، مال اعتباری است که در ظرف اعتباری ذمه قرار می‌گیرد. ظرفی که به نظر بعضی از فقهای حنفی تنها اموال مثلی می‌تواند مظروف آن باشد و آن هم در صورتی که ناشی از قرض و معاوضه و یا اتلاف باشد.
بند سوم: تفاوت در منشأ دین
از نظر حقوقدانان منشأ دین پنج چیز می‌تواند باشد که عبارتند از عقد و توافق منعقده میان طرفین شبه عقد، جرم، شبه جرم و اثر قانون[۴۹] و جمهور فقهای عامه[۵۰] و فقهیان امامیه[۵۱] قائل به محدودیت ایجاد دین نیستند و دین ناشی از اسباب ارادی، قهری و قانونی را می‌پذیرند و بنابراین از نظر منشأ‌ دین، میان حقوقدانان و فقهای عظام تفاوتی وجود ندارد.
بند چهارم: تفاوت در زمان انقضاء دین
در خصوص انقضاء دین، بین فقها و حقوقدانان تمایز اساسی وجود دارد زیرا مرور زمان در حقوق بسیاری از کشورها از اسباب انقضاء ضمانت اجراء دین است، در مقابل مرور زمان مورد موافقت اکثر فقهای مسلمان قرار نگرفته است[۵۲].
گفتار پنجم: خصائص و ویژگی‌های دین

موضوعات: بدون موضوع
 [ 09:49:00 ق.ظ ]



 لینک ثابت

  بررسی جایگاه حیات طیبه در سند تحول بنیادین تعلیم و تربیت ... ...
  •  قرب.مفهوم دیگری که بیانگر چگونگی پیوند با خداوند است، قرب است. مراد از قرب، قرب زمانی و مکانی نیست؛ بلکه نزدیکی و ارتباط روحی و معنوی مراد است. ارتباطی که ریشه در شخصیت و وجود انسان دارد و او را حقیقتاً به خدا نزدیک می‌کند.

 

    • حیات طیبه.این مفهوم نیز برای بیان چگونگی ارتباط با خداوند به‌کاررفته است: مَن عَمِلَ صَالحاً مِن ذَکَرٍ أو أَنثی وَ هُوَ مُؤمِنٌ فَلَنُحیینَّهُ حَیَوهً طَیّبِهً، (هر کس ـ از مرد یا زن ـ کار شایسته کند و مؤمن باشد، قطعاً ما او را زندگی پاکیزه‌ای، [حقیقی] می‌بخشیم).

دانلود پایان نامه

 

منظور از طهارت علاوه بر طهارت جسمانی، شامل پاکی روح و روان نیز می‌شود. طهارت روح ـ که در عرف اسلام به طهارت اکبر معروف است ـ در اصل توحید تبلور می‌یابد و شامل تمام معارف اعتقادی، اصول اخلاق عملی و اعمال شرعی است. (پژوهشکده حوزه و دانشگاه،۳۵:۱۳۸۱)
ویژگی‌های هدف غایی از دیدگاه اسلام
هدف غایی تربیت در هر مکتبی، کمال مطلوب آدمی است و باید تمام فعالیت‌های او متأثر از آن باشد. ویژگی‌های هدف غایی ازنظر اسلام که در کل به آن ماهیت خاصی بخشیده است عبارت‌اند از:
همسازی با فطرت. اصل سازگاری اهداف تربیتی با ساختار وجودی انسان باید در تمام موارد رعایت شود. هدف غایی در منظر دینی، با ساختار وجودی و ماهیت انسان که در گزاره‌های دینی، فطرت نامیده شده است تناسب دارد. هماهنگی هدف غایی با فطرت انسان، مهم‌ترین ویژگی آن است. ذره‌ای ناهمگونی هدف با فطرت، باعث انحراف از مراحل رشد انسان و ناتوانی او در نیل به کمال نهایی خواهد شد.
جامعیت. منظور از جامعیت هدف غایی در اسلام این است که دربرگیرنده تمام ارزش‌های انسانی است. برای مثال، یکی از ارزش‌های اجتماعی در اسلام، دفاع از وطن است. این ارزش، خود، هدف است اما هدف غایی نیست؛ بنابراین، تمام ارزش‌های دینی که تعیین‌کننده‌ی مسیر زندگی است باید در هدف غایی گنجانده‌شده و شامل تمام ارزش‌ها باشد.
برانگیزندگی. وجود انگیزه و تمایل به انجام هر فعالیتی، منوط است به دستیابی به نتیجه. به معنای دیگر، نیل به هر یک از اهداف تعیین‌شده در برنامه، ضامن تداوم آن برنامه است. انجام دادن فعالیت‌ها بدون اینکه از مجموع آن‌ها نتیجه‌ای عاید شود، کم‌کم انگیزه و شوق برای ادامه کار را از بین می‌برد. این پرسش که نتیجه تعیین هدف نهایی چیست و آنچه دور از دسترس است چگونه می‌تواند مشوق و محرک باشد، اگرچه پرسشی بجا و حاوی یکی از مهم‌ترین اصول حاکم بر نظام پاداش (انگیزه) است؛ اما به این نکته نیز باید توجه داشت که تعیین هدف غایی به معنای غیرقابل‌دسترس و یا دور از دسترس بودن آن نیست و مقصود از ترتب اهداف و مخصوصاً هدف نهایی بر اهداف دیگر، ترتب زمانی نیست؛ بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که دستیابی به هدف غایی، حتی بعد از انجام هر عمل جزئی نیز، امکان‌پذیر است.
عدم محدودیت. چهارمین خصوصیت هدف نهایی در بینش دینی، نامحدود بودن آن است. سؤالی که مطرح می‌گردد این است که منظور از بی‌نهایت بودن هدف چیست؟ آیا امکان دارد ما به‌طرف مقصدی حرکت کنیم که برای آن سرانجام و نهایتی مشخص وجود ندارد؟ اگر چنین است چگونه آن را هدف نهایی می‌نامیم؟ آنچه در پاسخ این سؤالات محور قرار می‌گیرد، لزوم تطبیق هدف غایی با فطرت انسان و توجه به ماهیت ابدی اوست. بر این مبنا، هدف غایی نیز باید هدفی ابدی و نامحدود باشد تا با ماهیت انسان، تناسب و تطبیق داشته باشد. به‌بیان‌دیگر، انسان کمال طلب است و چون موجودی است الهی، کمال طلبی او هیچ‌گاه پایان ندارد. پس چون نامتناهی بودن هدف غایی باکمال مطلق جویی و حقیقت وجود انسان سازگار است، این هدف برای او انتخاب‌شده است. اگر هدف غایی، محدود باشد، انسان پس از دستیابی به آن دچار پوچی و یأس می‌شود، حتی ممکن است تصور محدود بودن هدف غایی او را ناامید کند. با توجه به اینکه دستیابی به هر مرتبه از هدف غایی بعد از هر عمل و متناسب با آن قابل‌دسترسی است، می‌توان نامحدود بودن آن را عامل مهمی برای کسب درجات عالی‌تر دانست. (روحانی نژاد،۱۳۸۹: ۴۶)
هدف غایی تعلیم و تربیت
هدف اساسی تربیتی مکتب اسلام پرستش خدای یگانه است: وماخلقت الجن و الانس الا لیعبدون (ذاریات: ۵۶) همان‌طور که می‌دانیم عبادت و پرستش خدا یعنی خود را تسلیم حق نمودن و از او اطاعت کردن، آنکه خدا را می‌پرستد یعنی با تمام وجود از او تبعیت می‌کند و در مسیر خداشناسی حرکت می‌کند. در سوره حمد آمده است: ایاک نعبد و ایاک نستعین. خدایا فقط تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم. اینکه گفته شود تنها خدا قابل‌پرستش است و انسان فقط باید در برابر خدا تسلیم گردد و از او کمک بجوید چیزهای اساسی دیگر را نیز مطرح می‌سازد. خداپرستی از یک‌جهت یعنی خدا گونه زیستن و در نظام توحیدی حرکت کردن است.
شناخت خدا و پرستش او و ایمان به خدا هدف اصلی و اساسی نظام اعتقادی اسلام است. هدف‌های تربیتی اسلام مانند تقوا، عدالت‌خواهی، دانش جوئی، خرد دوستی، ایثار و ازخودگذشتگی عالی‌ترین هدف‌هایی هستند که نه‌تنها موجبات رشد و کمال انسان را در حیات فردی فراهم می‌سازند، بلکه باعث رشد حیات جمعی نیز می‌شوند. از سوی دیگر، خداشناسی و پرستش خدا بنیان استواری است که نه‌تنها حرکت دائمی انسان را به‌سوی کمال و رشد تضمین می‌کند، بلکه به صورتی اطمینان‌بخش جلوی انحراف فرد و جمع را نیز می‌گیرد.
آنکه به خدا می‌پیوندد از پلیدی‌ها، بیدادگری‌ها، هوی و هوس یا تمایلات بی‌ارزش و از خودخواهی‌ها خود را می‌رهاند. او تسلیم خدا می‌شود و خود را از شر طاغوت‌ها و از نفوذ قدرت‌های اهریمنی آزاد می‌سازد.
انگیزه‌ی رفتار فرد خداشناس فقط نزدیک شدن به خدا و در مسیر توحید گام برداشتن است؛ بنابراین او آنچه را که انجام می‌دهد و چون راه خدا به نحو کامل خیر و صلاح انسان‌ها را در بردارد، روی این زمینه اعمال او ضامن سعادت خود و دیگران می‌باشد. (شریعتمداری،۱۳۸۸: ۱۲۹ ـ ۱۲۸)
هدف غایی تعلیم و تربیت ازنظر اسلام، این است که آدمی به کمال نهایی خود که قرب خدای متعال است نائل شود. به‌عبارت‌دیگر هدف غایی، قرب به ذات مقدسی است که دربرگیرنده‌ی جمیع صفات جمالیه و کمالیه است، حقیقتی بی‌نهایت و کامل و مطلق که شایسته است در متن زندگی آدمیان حضور یابد و همه‌ی فعالیت‌های آنان به‌سوی او معطوف گردد و محور همه‌ی افعالش باشد. در تعلیم و تربیت اسلامی حرکت و هدایت آدمی به‌سوی خیر اعلی و مقصد نهایی و در صراط مستقیم عبودیت حضرت حق، تسهیل می‌شود. تا آدمی در پرتو ایمان و عمل صالح و عمل به‌حق و صبر، گردنه را درنوردد و موانع کمال را یکی بعد از دیگری پشت سر گذارد.
از آیات قرآن کریم به‌روشنی برمی‌آید که مرجع و منتهی و غایت حرکت آدمی، به‌سوی خدای سبحان است. «وإلی اللهِ تُرجَعُ الأُ مُورُ» همه‌ی امور به خدا بازمی‌گردد. (بقره:۲۱۰). (شکوهی،۱۳۸۷:۳۹)
هدف نهایی تربیت، در مبانی نظری تحول بنیادین تعلیم و تربیت ایران
با توجه به هدفمندی جهان خلقت، تمامی اجزاء و عناصر نظام هستی که از هدایت تکوینی او بهره می‌برند به‌سوی مقصد و غایت هستی، یعنی خداوند درحرکت‌اند و انسان به‌منزله‌ی موجودی آزاد و دارای اختیار، از این امکان و فرصت برخوردار است تا به‌سوی غایت هستی حرکتی اختیاری و آگاهانه داشته باشد.
در مبانی نظری تحول بنیادین در تعلیم و تربیت، این‌طور بیان‌شده که نیل آدمیان به قرب الی الله، مستلزم تحقق اختیاری نوعی زندگانی شایسته‌ی انسان بر اساس نظام معیار دینی است که «حیات طیبه» نام دارد. حیات طیبه، وضعیت مطلوبی از زندگانی است که در آن انسان‌ها با عنایت به شناخت و پذیرش خداوند (که غایت هستی و انتخاب و التزام آگاهانه و اختیاری نظام معیار دینی است.) نسبت به جذب عوامل هستی زا و دفع عوامل هستی زدا برای دست‌یابی به آسایش و نیک بختی جاودانه اقدام می‌نمایند.
بنابراین؛ در راستای تحقق نتیجه‌ی جریان تربیت در جامعه‌ی اسلامی، هدف کلی تربیت آمادگی
متر بیان برای تحقق آگاهانه و اختیاری مراتب حیات طیبه در همه‌ی ابعاد بیان‌شده است. به عبارتی «تکوین و تعالی پیوسته‌ی هویت متر بیان به‌گونه‌ای که بتوانند موقعیت خود و دیگران را در هستی به‌درستی درک و آن را به‌طور مستمر با عمل صالح فردی و جمعی متناسب با نظام معیار اسلامی اصلاح نمایند.»(مبانی نظری تحول بنیادین تعلیم و تربیت ایران،۱۳۹۰: ۱۵۳ ـ ۱۵۲)
از این منظر، به‌راستی آنچه بشر در زندگی روزمره‌اش از قبیل مدنیت، علم و فناوری برای تداوم هستی خود فراهم آورد تنها در جهت تحقق مراتب حیات طیبه‌ی اوست و در همه‌ی ابعاد، معنا و ارزش حقیقی می‌یابد؛ بنابراین در نگرش اسلامی، سازمان‌دهی تمام نهادهای اجتماعی، اعم از سیاست، اقتصاد، فرهنگ، بهداشت و تمامی اعمال فردی و اجتماعی، باید در راستای تحقق مراتب حیات طیبه در همه‌ی ابعاد صورت پذیرد. لذا، در تحقق مراتب حیات طیبه در همه‌ی ابعاد، تمام افراد و نهادهای جامعه‌ی اسلامی متناسب با ظرفیت‌ها و تأثیرات خود مسئولیت دارند و باید در مشارکتی همدلانه و هماهنگ فعالیت کنند.
بر این اساس، می‌توان گفت که از منظر اسلامی، تحقق مراتب حیات طیبه در همه‌ی ابعاد، غایت مشترک تمامی نهادها و عوامل اجتماعی و مقصود نهایی همه‌ی فعالیت‌های فردی و جمعی برای حرکت در مسیر کمال شایسته‌ی انسان (قرب الی الله) است. (مبانی نظری تحول بنیادین تعلیم و تربیت ایران،۱۳۹۰: ۱۵۱)
۲ ـ ۱ ـ ۲ بخش دوم: حیات طیبه (آرمان‌شهر اسلامی)
مقدمه
موضوع آرمان‌شهر یا به عبارتی بهشتی زمینی که در فضای آن بشر بتواند به‌تمامی خواسته‌ها و آرزوهایش دست یابد همواره موضوع بحث اندیشمندان بوده و دغدغه خاطر انسان‌ها را در هر عصر و دوره‌ای فراهم نموده است. هر یک از مکاتب فکری و فلسفی شرقی و غربی جهان همواره در ارائه تصویری از شهری آرمانی ـ که در آن تمام ایده آل‌های آن مکتب به ظهور می‌رسندـ کوشیده‌اند.
شهر آرمانی در فرهنگ غربی اتوپیا نام دارد باوجود اختلاف اندک در ظاهر این شهرهای آرمانی، ساختار اصلی تمامی آن‌ها مبتنی بر مدینه‌ی آرمانی افلاطون است. درواقع بحث شهر آرمانی و حیات طیبه یکی از مقولات بنیادی در اندیشه‌ی بشر معاصر است. مسلمان و غیرمسلمان از منظر خاص خود این موضوع را موردمطالعه قرار داده‌اند و با توجه به دیدگاه‌های مکتبشان از آن تعریفی ارائه داده‌اند.
آنچه از بنیادهای تفکر اسلامی برمی‌آید این است که مدینه‌ی فاضله یا آرمان‌شهر اسلامی با دیگر انواع آرمان‌شهر معرفی‌شده در مکتب‌های دیگر تفاوت‌های اساسی دارد. در قرآن افزون بر زندگی دنیا وزندگی آخرت، نوع دیگری از زندگی وجود داردکه قرآن کریم از آن با تعبیر «حیات طیبه» یا «زندگی پاکیزه» یادکرده است. این نوع زندگی، زندگی‌ای حقیقی است که آثار و پیامدهای بسیار ارزشمندی برای انسان در پی دارد که بخشی از آن در همین دنیا و بخشی دیگر در جهان آخرت آشکار می‌شود. قرآن “حیات طیبه” را به‌عنوان عالی‌ترین مصداق حیات واقعی بیان نموده است. به اعتقاد ما آن زندگی که وعده تحقق آن در عصر ظهور داده‌شده، چیزی جز همین نوع حیات که در قرآن از آن به «حیات طیبه» تعبیر شده و ویژگی‌ها و آثارش بیان‌شده، نیست. در آن عصر همه مردمان یا بخش زیادی از آن‌ها، به مدد ظهور و حضور امام عصر (علیه‌السلام) از این نوع زندگی بهره می‌شوند و آثار آن‌که به تعبیر علامه طباطبایی نور، کمال، توانایی، عزت و سرور وصف‌ناشدنی است، شامل حال آن‌ها می‌گردد و توانمندی‌های ناشی از آن نصیب همه اهل ایمان می‌شود.
اهمیت حیات از دیدگاه قرآن کریم
حیات، باارزش‌ترین نعمتی است که یک موجود زنده از آن برخوردار است؛ زیرا آن‌سوی زندگی چیزی جز نیستی و نابودی نیست و خداوند نیز در سوره فاطر بربرتری حیات بر مرگ وزنده بر مرده تأکید می‌کند و می‌فرماید: «وَ مَا یَستوِی الاعمَی و البَصیرُ و مَا یَستوِی الاَحیاءُ و لَاالاموات ُإنَ ّ الله یُسمِع ُمَن یَشاءُ و مَا اَنتَ بِمُسمِع ٍ مَّن فِی القبُوُرِ»(و هرگز کور و بینا، (کافر و مؤمن) یکسان نیست و ابداً زندگان (علم و ایمان) با مردگان (جهل و عصیان) برابر نیستند. ای رسول، خدا هر که را بخواهد شنوای (کلام حق سازد) و تو آن‌کس را که در گورستان فرورفته هرگز شنوا نتوانی کرد.)(فاطر ۱۹ و ۲۲) خداوند متعال در این آیات، مردگان و زندگان را برابر ندانسته، آن‌گونه که انسان عالم و دانا و روشن‌بین را با انسان جاهل و نادان و کوردل یکی ندانسته است. نابرابری و همسنگ نبودن زندگان با مردگان در سیاق آیات یادشده ناظر به برتری انسان مؤمن و خردمندی است که دیده و گوش و عقل خویش را به کار گرفته و از هدایت فطری بهره برده و به پیام‌های حیات‌بخش دین پاسخ مثبت داده است، در مقابل کسی که به گمراهی رفته و درنتیجه به مرتبه‌ی حیات حیوانی یا مرتبه‌ی جماد تنزل کرده است. (رفیعی،۱۳۸۴: ۱۰)
درواقع قرآن، این‌همه اهمیت و ارزش را برای حیات به خاطر آثار و نتایج آن، یعنی شعور و علم و اراده و اختیار انسان قائل است که سعادت زندگی انسان درگرو آن است. ولی در رابطه با حیات انسان، اهمیت و ارزش آن به سبب آن است که قسمتی از زندگی پایدار و جاویدان انسان در این سرا و دنیا سپری می‌شود که ویژگی اصلی آن این است که برای زندگی انسان در آن سرا سرنوشت‌ساز است. درواقع سرنوشت انسان در آن سرا در دنیا رقم می‌خورد و سعادت و شقاوت حیات اخروی درگرو حیات وی در این دنیا است. چنان‌که قرآن می‌فرماید: «ما الحَیاه الدنیا فی الاخره الّا متاع. وزندگی دنیا در [برابر] آخرت جز توشه و متاعی [ناچیز] نیست»(رعد:۲۶)(دیسناد، ۱۳۸۸: ۱۳)
مراتب و وجوه مختلف حیات در قرآن
حیات امری است دارای مراتب و هر حی وزنده‌ای در مرتبه‌ای از حیات جای دارد و برخی مراتب حیات از برخی دیگر برتر و گسترده‌تر هستند.
حیات خداوند متعال:
«هُوَ الحَیُّ لا الهَ الّا هو زنده [واقعی] اوست معبودی جز او نیست»(مؤمن:۶۵)«الله لا اله الا هو الحی القیوم هیچ معبودی نیست جز خداوند یگانه زنده»(بقره:۲۵۵ و آل‌عمران:۲)
علامه طباطبایی در ذیل آیه‌ی ۶۵ سوره‌ی مؤمن بیان می‌کند که در جمله‌ی «هو الحی» اطلاقی است که به‌هیچ‌وجه مقید نمی‌شود نه عقلاً و نه نقلاً علاوه بر اینکه انحصار را هم افاده می‌کند درنتیجه معنایش این می‌شود که تنها خدای تعالی حیاتی داردکه دستخوش مرگ و زوال نمی‌شود و او حی
بالذات است و هر زنده‌ی دیگری به احیای او دارای حیات شده است. (طباطبایی،۱۷: ۳۶۶)
حیات برتر انسانی (حیات طیبه):
همه‌ی انسان‌ها از حیاتی بهره‌مندند که از بسیاری جهات همانند زندگی سایر حیوانات است و علومی چون زیست‌شناسی، پزشکی، روانشناسی به مطالعه، شناسایی و معرفی آن می‌پردازد؛ نشانه‌ها و آثاری چون تغذیه، تنفس، تولیدمثل، حواس پنج‌گانه، تحرک، خواب‌وبیداری، تخیل،… مربوط به این‌گونه از حیات بوده و از آن ناشی می‌گردد؛ اما در فرهنگ قرآن و در نگاه خردمندان (اولوالألباب) که همان مؤمنان به کلام الهی هستند، حیات انسان به این گستره محدود نمی‌شود و عرصه‌ای بسیار فراخ‌تر دارد. در فرهنگ قرآن دسته‌ای از آدمیان به عطا و بخشش خداوند به حیاتی برتر و فراخ‌تر زنده می‌شوند و بهره‌ای برتر و نیکوتر از دیگران دارند بیان قرآن آشکارا این حیات را مخصوص مؤمنان صالح کردار معرفی کرده است.
مَن عَمِلَ صالِحاً مِّن ذَکَرٍ أو أَ نثی وَ هُوَ مُؤمِنٌ فَلَنُحییَنّه حَیَوه ً طَیّبَه ً وَ لَنَجزِیَنَّهُم أجرَهُم بِأحسَنِ مَا کَانُوا یَعمَلُونَ. هر کس از مرد یا زن کار شایسته کند و مؤمن باشد، قطعاً او را بازندگی پاکیزه‌ای، حیات [حقیقی] بخشیم و مسلماً به آنان بهتر ازآنچه انجام می‌دادند پاداش خواهیم داد.»(نحل:۹۷)
«یا ای‌ها الذَینَ آمَنوا إستَجیبوا للهِ وِ لِلرَّسولِ إذَا دَعَاکُم لِمَا یُحییکم؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چون خدا و پیامبرش شمارا به چیزی فراخواندند که به شما حیات می‌بخشد آنان را اجابت کنید.»(انفال:۲۴)
حیات غیرانسانی:
در مراتبی پایین‌تر از «حیات برتر انسانی» هر یک از موجودات بهره‌ای از عطای «حی قیوم» و از خزانه‌ی حیات او دارند که سه مرتبه عمده از این حیات شامل «حیات حیوانی»، «حیات گیاهی»، «حیات جمادات» است. چنانکه می‌دانیم حیات به معانی مختلفی نیز در آیات تعریف‌شده است.
اول: حیات به معنای حیات گیاهی آنجا که می‌فرماید: «اعلَموا أنَّ اللَهَ یُحیی الارضَ بَعدَ موت‌ها»(بدانید خدا زمین را پس از مرگ زنده می‌کند.)
دوم: گاهی حیات به معنای حیات حیوانی به‌کاررفته است. این‌گونه زندگی خود دربردارنده‌ی مراتب و درجات متعددی است. همان حیاتی است که موجوداتی چون انسان‌ها و جانوران دارا هستند. زندگان به این حیات با آثار و نشانه‌هایی مانند حرکت، احساس، تغذیه، تولیدمثل، اراده و تغذیه شناخته می‌شوند. همه انسان‌ها در بهره‌مندی از حیات حیوانی مشترک‌اند. چه مؤمنانی که فراتر از این زندگی، حیات طیبه دارند و چه کافران محروم از این بهره‌مندی برتر. چون هم مؤمنان و هم کافران در آغاز دارای این حیات بوده و به یک اندازه از آن بهره‌مندمی شوند، اما کافران در تنگنای حیات حیوانی بدان قناعت کرده ولی مؤمنان آن را ترقی داده و به حیات برتر رسیده‌اند. (فرزند وحی و رحیمی،۱۳۹۰: ۴۱)
خداوند در رابطه با این نوع حیات می‌فرماید: «إنَّ الَّذی أحیاهَا لَمُحیی المَوتَی» (خداوندی که آن (زمین) را زنده کرد مردگان را نیز زنده می‌کند.)
سومین معنای حیات در قرآن به معنای حیات فکری و عقلانی است. فکر کردن و تأمل ورزیدن در پدیده‌های عالم هستی و پرهیز از برخورد غیرعاقلانه با آن‌ها یکی از ابزارهای کارآمد برای رهایی از بی‌خودی و پیدا کردن محور اصلی زندگی می‌باشد و به همین دلیل است که در قرآن مورد تأکید قرارگرفته است؛ تا آنجا که یکی از انواع حیات را حیات فکری و عقلانی می‌داند. خداوند در قرآن می‌فرماید: «أوَ مَن کَانَ مَیتاً فَأحیَیناهُ» (آیا آن‌کس که مرده‌دل بود وزنده‌اش گردانیم و برای او نوری پدید آوردیم تا در پرتو آن در میان مردم راه برود چون کسی است که گویی گرفتار در تاریکی‌هاست و از آن بیرون آمدنی نیست.) بر طبق این آیه شریفه انسان‌ها دارای حیات جاویدی هستند که با حیات دیگران متفاوت است و آن حیات فکری و عقلانی است.

موضوعات: بدون موضوع
 [ 09:49:00 ق.ظ ]



 لینک ثابت

  دانلود فایل های پایان نامه در مورد بررسی رابطه بین مدیریت استراتژیک منابع انسانی و عملکرد شرکت های ... ...

شکل (۲-۱۵) استراتژی های پیشنهادی مدل دایر و هولدر ۵۹
شکل (۲-۱۶) استراتژی های پیشنهادی مدل اسنل ۶۰
شکل (۲-۱۷) استراتژی های پیشنهادی مدل استرمن ۶۱
شکل (۲-۱۸) استراتژی های پیشنهادی مدل دلری وداتی ۶۱
شکل (۲-۱۹) استراتژی های پیشنهادی مدل بارون و کرپس ۶۱
شکل (۲-۲۰) فرایند تدوین استراتژی های منابع انسانی در مدل یکپارچه ۶۳
شکل (۲-۲۱) مدل ۵P مدیریت استرتژیک منابع انسانی ۶۸
شکل (۲-۲۲) مدل تناسب و انعطاف پذیری مدیریت استراتژیک منابع انسانی ۷۰
شکل (۲-۲۳) مدل فرایند مدیریت استراتژیک ۷۲
شکل (۲-۲۴) فرایند مدیریت استراتژیک و پیامدهایی برای مدیریت منابع انسانی ۷۳
پایان نامه
شکل (۲-۲۵) پیامدهای مدیریت استراتژیک منابع انسانی ۷۵
شکل (۲-۲۶) مدل مدیریت استراتژیک منابع انسانی ۷۶
شکل (۲-۲۷) مدلی از رابطه بین منابع انسانی و ارزش سهامدار ۸۴
شکل (۲-۲۸) چارچوب روش AMBITE 100
شکل (۲-۲۹) چهار وجه کارت امتیازی متوازن ۱۰۲
شکل (۲-۳۰) وجه مشتری معیارهای اساسی ۱۰۴
شکل (۲-۳۱) شمای کلی مدل مالکوم بالدریج ۱۰۷
شکل (۲-۳۲) مدل EFQM 108
شکل (۲-۳۳) اجزاء اصلی مدیریت عملکرد ۱۱۲
شکل (۲-۳۴) مدیریت عملکرد در سطح سازمانی ۱۱۴
چکیده
اهداف: هدف از تحقیق حاضر بررسی رابطه بین مدیریت استراتژیک منابع انسانی و عمکلرد شرکت های تولیدی شهرستان رشت است.
روش ها: جامعه آماری این تحقیق شامل شرکت های تولیدی استان گیلان واقع درشهرستان رشت می باشد و به روش نمونه گیری تصادفی از بین آنها ۱۰۹ شرکت انتخاب شد. پرسشنامه ای شامل ۲۲ سوال برای جمع آوری اطلاعات به صورت میدانی مورد استفاده واقع گردید. همچنین از آزمون هبستگی پیرسون به کمک نرم افزار SPSS 19 برای آزمون فرضیه های تحقیق استفاده شد.
یافته ها و نتایج: یافته های تحقیق بیانگر وجود رابطه مثبت بین ابعاد مدیریت منابع انسانی و عمکلرد شرکت‎های تولیدی شهرستان رشت است.
کلید واژه: عملکرد، مدیریت استراتژیک منابع انسانی، شرکت های تولیدی.
فصل اول
کلیات تحقیق
۱-۱) مقدمه
امروزه در نتیجه جهانی سازی، آزاد شدن بازارها و خصوصی سازی، بیشتر محیط های تجاری، با چالشهای عمده ای برای حفظ هوّیت و ادامه فعّالیت خود به عنوان شرکتهایی کارآمد مواجه می باشند. به این دلیل همواره در اکثر سازمان های جهان مدیران و رهبران سازمانی درپی ارتقاء و بهبودعملکرد سازمان های خویش هستند چرا که عملکرد هرشرکت مبنایی برای ادامه فعّالیت ویا تعطیلی آن شرکت است به این ترتیب شناسایی عوامل مؤّثربرعملکرد هر واحد تولیدی می تواند به شرکت ها در ارتقای عملکردخود کمک شایان توجّهی نماید. این تحقیق به دنبال بررسی تاثیر مدیریت استراتژیک منابع انسانی برعملکرد شرکت ها است (Deshpande & farley,2004). عملکرد سازمانی از دهه های گذشته مورد علاقه هم محققین دانشگاهی وهم مدیران بخش های اجرایی بوده است چرا که نتیجه نهایی استفاده از منابع ملموس وناملموس درسازمان ها است هر چند که منابع ناملموس برای سازمان ها اهمیت بیشتری دارد( etal. ,2013 & Al-Dhaafri) . مطالعات اخیر، مدیریت استراتژیک منابع انسانی را بعنوان عاملی برای افزایش مزیت رقابتی مطرح می‌کند. و کارکنان نیز به طورگسترده رویکرد و فرایند ودیدگاه خودشان را با برنامه ریزی استراتژیک سازمان محک می‌زنند. مدیریت استراتژیک منابع انسانی روشی است برای تصمیم گیری درباره مقاصد و طرحهای سازمان که به مسایل همچون روابط اشتغال، کارمندیابی، آموزش، پاداشها وسیاستها و روش های روابط کارکنان مربوط می شوند. مدیریت استراتژیک منابع انسانی به روابط بین مدیریت منابع انسانی و مدیریت استراتژیک درشرکت پرداخته و علاوه بر توسعه قابلیت‌ها به نیازهای سرمایه ای انسانی نیز توجه دارد . در مجموع مدیریت استراتژیک منابع انسانی به هر مساله انسانی عمده توجه دارد که یا بر طرح استراتژیک سازمان تاثیر می گذارد و یا از آن تاثیر می پذیرد )اعرابی، ۱۳۸۵). درفصل اول تحقیق حاضر به بیان مساله، اهمیت و ضرورت تحقیق، چهارچوب نظری تحقیق، فرضیه‎های تحقیق وتعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای تحقیق پرداخته می شود تا یک دید کلی از تحقیق حاضر حاصل شود.
۱-۲) بیان مسأله
در آغاز قرن بیست و یکم تغییرات سریع و همه جانبه جهانی آنچنان محیط فعّالیت سازمانها را دگرگون کرده است که سازمانها و مدیران آنها برای سازگاری باتغییرات و تحوّلات جهانی مجبورند راه های نوینی برای اقدامات خود بیابند تا بتوانند درصحنه رقابت داخلی و جهانی باقی بمانند (فیضی، ۱۳۸۶). با بررسی عملکرد شرکت های ایرانی می توان شاهد روند پر نوسان و بحث انگیز رشد و نرخ بازده سرمایه گذاری طی دهه بوده و این در حالی است که کارشناسان، پتانسیل شرکت های حاضر در بازار ایران را از لحاظ عملکرد بهتر، بیشتر از این می دانند (یوسفی، ۱۳۸۹). در هرصورت امروزه عملکرد سازمانی، و مدیریت آن به یکی از موضوع های مورد توجه و جذاب تبدیل شده است. این تمایل هم در زمینه های تحقیقاتی و هم در زمینه های کاربردی به بروز نوآوریهای بسیاری منجر شده است (Víctor et al., 2008). بررسی دیدگاه های مختلف در مورد عملکرد نشان می دهد که متغیرهای بسیار ی می توانند بر آن موُثّرگذار باشند. علیرغم حجم زیاد مطالعاتی که از اواخر دهه ۱۹۹۰ به مقوله SHRM پرداخته اند، شواهد محکمی در مورد راه های اتخاذ و بکارگیری انواع مختلف استراتژیها
ی مدیریت منابع انسانی در ایران، و چگونگی تاثیرگذاری آن بر عملکرد سازمان ها و شرکت ها در دست نمی باشد. بااینکه در مطالعات قبلی به بررسی اجمالی ارتباط میان بکارگیری SHRM و عملکرد سازمان در تعدادی محدود از سازمانهای پرداخته شده، ولی هنوز در زمینه مطالعات کاربردی که به تشریح تاثیر برخی عوامل موثر در بکارگیری SHRM در بخشهای خصوصی از جمله شرکت های تولیدی باشد دیده نشده است (افجه واسماعیل زاده، ۱۳۸۸). مسئله اصلی تحقیق این است که مدیریت استراتژیک منابع انسانی و استفاده از کارکردهای اصلی آن و تاکید هر چه بیشتر برآنها به صورت سیستماتیک وسازمان یافته در هر شرایطی و برای هر نوع شرکتی، در هر اندازه‌ای، در هر صنعت و بازاری مفید و مثمر فایده باشد و منجر به تقویت عملکرد شرکت ‌گردد و یا استفاده از مدیریت استراتژیک منابع انسانی و کارکرد‌های آن در همه شرایط می تواند مناسب نباشد وگاهی ساز وکار‌های سنتی مدیریت منابع انسانی تاثیر بهتری بر روی عملکرد سازمان دارند. در این راستا جهت ارضاء نیازهای مشابه در شرکت های تولیدی شهرستان رشت این پژوهش انجام شد تا این مسئله پاسخ داده شود که :
آیا بین مدیریت استراتژیک منابع انسانی و عملکرد شرکت های تولیدی شهرستان رشت رابطه ای وجود دارد؟
۱-۳) ضرورت و اهمیت تحقیق
بررسی عملکرد سازمانها از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا به وسیله این عامل مدیریت می‌تواند مطمئن باشد که سازمان عملکرد بهتری دارد یا نه، با وجود اهمیت عملکرد و ارزیابی آن پی بردن به عوامل مؤّثر و مرتبط با آن نیز دارای اهمیت است زیرا با دانستن رابطه میزان و شدّت ارتباط عوامل مؤّثر بر عملکرد می‌توان با تغییر و دستکاری آنها عملکرد را بهبود بخشید و در جهت رشد سازمان گام برداشت. درحقیقت ارزیابی عملکرد شرکت ها و بنگاه های اقتصادی دارای فعّالیت مشابه و بررسی نتایج حاصل از عملکرد آنها در یک دوره معّین و همچنین شناخت متغیرهای تأثیرگذار برآن از فرآیندهای مهم و راهبردی محسوب می شوند که ضمن تعیین جایگاه رقابتی سازمان، نقش قابل توجّهی در امر بهبود مستمر و افزایش کیفیت واثربخشی تصمیمات مدیریت شرکت ها دارد (آراسته، ۱۳۹۱). به هر حال مؤسسات، سازمان ها و شرکت ها با هر ماموریت، رسالت، اهداف وچشم‌اندازی که دارند نهایتاً در یک قلمرو ملی و یا بین‌المللی عمل می‌کنند و ملزم به پاسخگویی به مشتریان، ارباب‌رجوع و ذینفعان هستند تا شرکتی که هدفش سودآوری و رضایت مشتری است و سازمانی که هدف خود را اجرای کامل و دقیق وظایف قانونی و کمک به تحقیق اهداف توسعه و تعالی کشور قرار داده، پاسخگو باشند. بنابراین، شناخت عوامل موثر بر عملکرد یک فرایند مهم راهبردی تلقی می‌شود. ارزیابی عملکرد برای موفقیت هر سازمانی حیاتی است چرا که فهم رفتار را آسان می سازد، به آن شکل می‎دهد و رقابت پذیری را بهبود می بخشد. همچنین شناسایی متغیر های تأثیر گذار بر عملکرد و بهبود مستمر عملکرد از طریق آنها، می‌تواند پشتیبان برنامه رشد و توسعه و ایجاد فرصت‌های تعالی سازمانی شود. امروزه دولتها و سازمانها و مؤسسات تلاش بسیاری را در این مورد اعمال می‌کنند. بدون بررسی و کسب آگاهی از میزان پیشرفت و دستیابی به اهداف و بدون شناسایی چالشهای پیش روی سازمان و کسب بازخور و اطلاع از میزان اجرا سیاستهای تدوین شده و شناسایی مواردی که به بهبود جدی نیاز دارند، بهبود مستمر عملکرد میسر نخواهد شد.
۱-۴) اهداف تحقیق
اهداف تحقیق حاضربه شرح زیر است:

 

    1. سنجش میزان به کار گیری روش های مدیریت استراتژیک منابع انسانی در شرکت های استان گیلان.

 

    1. سنجش عملکرد شرکت های تولیدی استان گیلان.

 

    1. بررسی ارتباط بین کار گیری روش های مدیریت استراتژیک منابع انسانی و عملکرد در شرکت های تولیدی استان گیلان

 

۱-۵) چارچوب نظری تحقیق
چهارچوب نظری مبنایی است که تمام تحقیق بر مبنای آن اجراء می شود. چهار چوب نظری یک شبکه منطقی، توسعه یافته، توصیف شده و کامل بین متغیرهایی است که از طریق فرآیندهایی مانند مصاحبه، مشاهده وبررسی ادبّیات موضوع (پیشینه تحقیق) فراهم آمده است (خاکی، ۱۳۸۷). مبنای نظری تحقیق حاضر تحقیقی است که چانگ و هانگ[۱] در سال۲۰۰۵ انجام داده ومدل آن به صورت زیراست:
اقدامات
مدیریت استراتژیک
منابع
انسانی
فرصتهای شغلی برابر
Equal Opportunity
برنامه های کاری منعطف
Flexible Working Schedule
ارتباطات موثرکارکنان
Communication Employee

موضوعات: بدون موضوع
 [ 09:48:00 ق.ظ ]



 لینک ثابت