حضرت کسی را فرستاد که مردم را از سفر حجّشان با خبر کند و اشخاص متمکّن را برای سفر حجّ و یاد گرفتن احکام و مناسک این عبادت بزرگ، دعوت نماید.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
پس از این دعوت عمومی، هفتاد هزار نفر از مردم مدینه و اهالی اطراف به همراهی پیامبر اکرم(ص) به سوی مکه حرکت نموده و همه از اعمال و قدم های آن حضرت پیروی می کردند. بله شماره ی این جمعیت به تعداد اصحاب موسی بن عمران بود که برای آنان خلیفه و وصیّ خود هارون را معیّن کرده بود ولی آنان در غیاب موسی(ع) بیعت خلیفه را نقض کرده و از سامری و گوساله اش پیروی می کردند. و چه تطبیق دقیقی!.
این جمعیّت که در مسافت بین مکه و مدینه حرکت می نمودند، منظره ی عجیب و باشکوهی به وجود آورده بودند، بطوری که صدای لبیّک آنان فضای بین مکه و مدینه را پر کرده بودند.
مسافتی را که پیمودند، جبرئیل نازل شد و گفت : خداوند پس از ابلاغ سلام، می فرماید :
زمانی رسالت تو رو به اتمام است و زندگی دنیوی و مادی تو سپری گشت، باید خلیفه و وصیّ بعد از خودت رامعیّن کنی و میراث نبوت و آثار و آیات رسالت را به دست او بسپاری. آن شخص کسی جز پسر عمویت علی بن ابی طالب(ع) نیست، او را به مردم معرفی کن و علوم و معارف مخصوص را به او بسپار و برای او پیمان و بیعت از جمعیت بگیر، به آنان یادآوری کن که عهد و میثاقی با آنان بسته ام و آن ولایت ولیّ من و مولای ایشان و مولای هر مؤمنی یعنی علی بن ابیطالب(ع) است. من هیچ نبیی از انبیاء را از این دنیا نبردم مگر آن که دینم را با ولایت اولیاء، و دشمنی با دشمنانم کامل کردم، پیروی از ولیّ من، کمال یگانه و دین من است. با تبعیت مردم از ولیّ من نعمتم را بر آنان به انتهاء رساندم. هیچ گاه زمینم را بدون سرپرست و ولیّ نمی گذارم، (امروز دین شما را برایتان کامل کردم ) با ولایت مولای هر مؤمنی یعنی بنده ی من علیّ(ع) و جانشین پیامبرم و خلیفه ی بعد از او و حجّت کامل من بر مردم. هر که او را اطاعت کند محمد(ص) را اطاعت کرده است و هر که محمّد(ص) را اطاعت کند مرا اطاعت کرده است و هر کس علی(ع) را سرپیچی کند، گویا از من سرپیچی کرده است. من او را نشانه ای بین خود و مخلوقاتم قرار داده ام، هر که او را بشناسد مؤمن است و هر آنکه او را انکار کند، کافر است.
هر که در بیعت او شرک بورزد مشرک است. هر کس مرا با ولایت او ملاقات کند وارد بهشت می شود و هر کس مرا با دشمنی او ملاقات کند، داخل جهنم می شود. پس ای محمّد(ص) !علی(ع) را بلند کن و از مردم برای او بیعت بگیر و عهدی را که با آنان بسته ام، یاد آوری کن بدرستی که تو به سوی من می آئی.
چون پیامبر از کینه هایی که نسبت به علی(ع) در میان این قوم بود، آگاه بود و می ترسید تا منافقان امّتش، مردم را متفرّق کرده و به جاهلیّت باز گردانند، از جبرئیل خواست که برای او از خداوند حفظ و نگهداری از شرّ و مکر و حیله ی منافقان را درخواست کند. پیامبر(ص) انجام این امر را به تأخیر انداخت تا به مسجد «خیف »[۵۳] رسیدند. جبرئیل در مسجد «خیف » بر پیامبر(ص) نازل شد و خواستار اجرای فرمان الهی شد. امّا به همراه خود جوابی برای درخواست حفظ و عصمت برای رسول الله از طرف خداوند نیاورده بود.
حضرت دوباره حرکت کرد تا به منزل «کراع الغمیم » - بین مکه و مدینه – رسیدند.
جبرئیل دوباره نازل شد و همان درخواست را کرد ولی باز هم جوابی برای درخواست حضرت رسول اکرم(ص) نیاورده بود و فرمود : ای جبرئیل ! می ترسم مرا دروغ گو خطاب کنند و آنچه در مورد علی(ع) بگویم قبول نکنند. سپس به راه خود ادامه داد تا به غدیر خم رسید – غدیر خم سه میل قبل از جحفه قرار دارد – جبرئیل در حالی که ۵ ساعت از روز گذشته بود آمد و گفت : ای محمّد(ص) خداوند به تو سلام می رساند و می گوید : «ای پیامبر ! آنچه به تو گفته ایم – درباره ی علی(ع) – به مردم برسان و اگر نرسانی گویا هیچ تبلیغی انجام نداده ای، بدرستی که خداوند تو را از مردم حفظ می کند ».
پیشروان کاروان نزدیک «جحفه »[۵۴] بودند که پیامبر دستور داد کسانی که جلو رفته اند برگردند و کسانی که نیامده اند، برسند.
پیامبر کمی راه را به سوی مکان مسجد غدیر کج کرد( البته این کار به دستور خداوند بود ) در آنجا سنگ( یا درختانی ) بود که پیامبر فرمود زیر آن ها تمیز شود و از سنگ ها برای حضرت منبری آماده کنند. وقتی همه ی مردم جمع شدند، حضرت بالای سنگ ها رفت و فرمود :‌سپاس خدایی را سزاست که شریک و نظیری ندارد، بی همتا و یگانه است سلطنت و حکومت او سراسر چهان را فراگرفته است. علم او همه ی موجودات را احاطه کرده است، همه در پیشگاه قدرت و توانایی او خاضع و خاشع هستند، بزرگی که پیوسته مورد ستایش است، خالق آسمان ها و گستراننده ی زمین، غالب آسمان و زمین پاک و تسبیح شده ای که پروردگار ملائک و روح است، همه غرق احسان و نیکوئی و رحمت بی منتهای اویند .
چشم ها را می بیند ولی چشم ها او را نمی بینند. بخشنده و حلیم، هر چیزی در رحمت اوست .
برای انتقام گنه کاران نمودار است. هیچ مثلی ندارد. خالق همه ی اشیاء است، قائم به قسط است. خدایی جز آن عزیز حکیم نیست. بزرگ تر و با شرف تر از آن است که چشم ها او را بیابند ولی او همه چیز را می بیند. اوست لطیف و آگاه . عقول و ادراکات مردم در مرتبه ی ادراک و معرفت کنه ذات و صفات کبریائی او عاجز و قاصرند، شهادت می‌دهم که قدس و پاکی پروردگار متعال طبقات دهر را فراگرفته است، و نور مقدّس او جهان یابنده را پوشانیده است.
خدایی که بدون یار و یاور و مشاور، تقدیر و امر خود را اجراء می کند . پروردگاری که بدون تصویر و نقشه کشی و بدون سابقه ی تدبیر، خواست خود را ایجاد می کند.
آنچه را خواهد لباس هستی می پوشاند و برای آفرینش کائنات کوچک ترین زحمت و چاره اندیشی نمی کند. او خدای واحد و یگانه ای است که از روی نظم و محکم کاری و با زیبائی عمل می کند. کمترین خلل و سستی و تجاوزی در او راه ندارد‌، کریم و مهربانی که بازگشت همه ی امور به سوی اوست.
گواهی می دهم، تمام اشیاء در پیشگاه قدرت او خاضع و متواضع اند. خورشید و ماه، فلک و ملک همه و همه تحت تسخیر و نفوذ او هستند. اوراق و صفحات تکوین به دست توانای او پیوسته در تغیّر و تبدّل بوده و روز و شب و حیات و ممات و فقر و غنی و خوشی و گرفتاری و گرما و سرما و رنگ های گوناگون هیچ مخالف و هیچ همتایی ندارد. واحد بی نیازی که نزائیده و زائیده هم نشده، پروردگار بزرگ و با شرافت! آنچه می خواهد انجام می دهد، آنچه اراده می کند پدید می آورد، می داند و می شمارد! می میراند و زنده می سازد، فقیر و بی نیاز می کند، می خنداند و می گریاند، دور و نزدیک می کند، همه ی هستی از اوست و سپاس برای اوست که همه ی خوبی ها در دستش و بر همه چیز توانا است. اوست که شب را داخل روز و روز را داخل شب می کند. نیست خدایی جز آن بخشنده و عزیز!، دعاها را مستجاب می کند، زیاد کننده ی عطایا، شمارنده ی نفس ها و پروردگار مردم و بهشت است.
چیزی بر او اشکال نمی کند، فریاد کنندگان او را ناراحت و دلتنگ نمی سازد پروردگاری است که مستحقّ شکر همه ی مخلوقاتش در سختی و آسایش آنان است. به او و ملائک و رسولانش ایمان آورده شده است. فرمان او را می شنوم و اطاعت و اجراء می کنم، تسلیم قضای او هستم به خاطر اشتیاق فرمانبرداری از او! و ترس از عقوبتش، چرا که کسی از مکر او در امان نیست، ولی ستمی نمی کند.
شهادت می دهم که بنده ی او هستم و گواهی می دهم که او پروردگار من است. هر آنچه او فرمان داد اجرا می کنم که اگر سرپیچی کنم از عذاب او در امان نیستم، نیست خدایی جز او .
او به من ابلاغ نموده است که اگر این پیغام را نرسانم گویا هیچ تبلیغی انجام نداده ام و برای من حفظ و نگهداری از شرّ مردم را تضمین کرده است.
و اوست بخشنده و کفایت کننده . او بر من وحی فرستاده است : بسم الله الرحمن الرحیم(یَأَیهَا الرَّسولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْک مِن رَّبِّک وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْت رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُک مِنَ النَّاسِ) .
ای مردم ! من در رساندن دستورات الهی هیچ کوتاهی نکرده ام، پس سبب نزول این آیه را هم برای شما بیان می کنم . جبرئیل سه بار بر من نازل شد و از طرف خداوند امر کرد که : به همه ی مردم اعلام کنم که علیّ بن ابی طالب برادر، وصیّ، امام و جانشین بعد از من است.
جایگاه او نسبت به من مانند جایگاه هارون نسبت به موسی است جز آن که بعد از من دیگر پیامبری نخواهد بود. او سرپرست شما بعد از خدا و رسولش است، چرا که خداوند به من چنین امر کرده و فرموده است :(إنّما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزکوه و هم راکعون) .[۵۵]
کسی که در رکوع نمازش، زکات داد و همیشه رضایت او را می خواهد علیّ بن ابیطالب(ع) است.
از جبرئیل خواستم که از تبلیغ این موضوع مرا معاف دارد، چرا که می دانستم مؤمنین کم، و منافقین زیادند، و نیرنگ و فساد گنه کاران و مسخره کنندگان اسلام فراوان است.
همان ها که خداوند در وصف شان می فرماید :( یقولون بألسنتهم ما لیس فی قلوبهم ) [۵۶] و( و تحسبونه هیّناً‌و هو عند الله عظیم ) .[۵۷] کسانی که پیوسته با من صحبت کرده و مرا اذیت می کردند تا آن که مرا «گوش » نامیدند . گمان می کردند به خاطر توجّه و ملازمتی که با ایشان داشتم، من هم دارای چنین صفتی هستم . تا این که خداوند فرمود :( و منهم الذین یؤذون النبیّ و یقولون هو اُذُن قل اُذُن ) به کسانی که فکر می کنند تو «گوش » هستی بگو گوش(خیرّ لکم )[۵۸] بهتر است برای شما.
و اگر بخواهم آن ها را نام ببرم می توانم، ولی پیوسته شرف و عزّت و آبرو و بزرگواری شما را خواستارم، ولی با همه ی اینها اگر این وظیفه را انجام ندهم خداوند از من راضی نمی شود چرا که فرمود :(یَا أَیهَا الرَّسولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْک مِن رَّبِّک وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْت رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُک مِنَ النَّاسِ) .
ای مردم بدانید! بدرستی که خداوند او را ولیّ و سرپرست و امام واجب الإطاعه برای شما قرار داده است. اطاعت او بر مهاجران و انصار، و تابعین آن ها، بر بیابان نشین و شهر نشین، بر عرب و غیر عرب، بر آزاد و بنده، بزرگ و کوچک، سیاه و سفید و بر هر یگانه پرستی واجب است.
فرمانبرش مطاع و مخالفش ملعون است. هر که او را پیروی کند مورد رحمت خداوند است و هر که او را تصدیق نماید خداوند او را می آمرزد.
ای مردم! اینجا آخرین جایی است که با شما سخن می گویم پس خوب گوش کنید و از فرمان خداوند تان اطاعت کنید.
بدرستی که خداوند پروردگار شماست . او ولیّ و إلاه شماست. بعد از او رسولش محمّد(ص) – همان کسی که با شما صحبت می کند – ولیّ و سرپرست شماست. سپس بعد از او علیّ صلوات الله علیه ولیّ و امام شما به دستور پروردگارتان است – و بعد از او امامت و سرپرستی امّت تا روز قیامت در ذریّه و نسل اوست.
هر آنچه خداوند حلال کرده است، حلال است و آنچه حرام کرده است، حرام است.
همه ی حلال و حرام ها را به من آموخت و آنچه او به من آموخته بود به علی(ع) تعلیم دادم.
ای مردم ! هیچ علمی نیست مگر آنکه خداوند به من داده است و هر آنچه به من داده است به علیّ-امام المتّقین – آموخته ام.
ای مردم ! از راه او گمراه نشوید و از او کناره گیری نکنید و از ولایت او دست بر ندارید. او کسی است که شما را به سوی حقّ، راهنمایی می کند و قبل از آن به حق عمل می کند. باطل را می گوید و از آن نهی می کند. در راه خدا به سرزنش هیچ سرزنش کننده ای گوش فرا نمی دهد. او کسی است که به خدا و رسولش ایمان آورد و خود را فدای رسول الله کرد. هیچ کس جز او همراه رسول خدا مشغول عبادت خداوند نبود.
ای مردم ! او از طرف خداوند امام است و خدا توبه ی کسی را که انکار او کند، قبول نمی کند و مطمئناً او را نمی آمرزد چرا که مخالفت امر خدا کرده است و خداوند کسانی را که در این موضوع مخالفتش کنند برای همیشه عذاب می کند. پس بر حذر باشید که با او مخالفت کنید و در آتشی بیافتید که آتشگیره ی آن خودتان و سنگ ها باشید.(ناراً‌ وقودها الناس و الحجاره أعدّت للکافرین ) .[۵۹]
ای مردم! به خدا قسم تمام انبیاء و پیامبران به وجود من بشارت داده اند. من خاتم انبیاء و آخرین پیامبر خدا هستم. خداوند مرا حجّت و دلیل بر تمام مخلوقات آسمان و زمین قرار داده است. هر کس در این مطلب شک کند مانند کفر جاهلیّت ابتدائی کافر است. و هر کس در بعضی از گفته هایم شک کند گویا درهمه ی آن شک کرده است و چنین کسی در آتش است. مردم! خداوند با این نعمت هایش بر من منّت گذاشت و در حق من احسان کرد.
خدایی جز او نیست و او را برای همیشه ستایش می کنم.
ای مردم! او را برتری دهید چرا که برترین انسان ها بعد از من است. خداوند به خاطر ما مردم را باقی می گذارد و روزی می دهد . ملعون و ملعون است، مورد خشم خدا و مورد خشم خداست کسی که این مطالب مرا ردّ کند اگر چه موافق آن نباشد.
جبرئیل به من خبر داد که خداوند می فرماید : هر کس با علی(ع) دشمنی کند و او را دوست نداشته و پیروی نکند لعنت و خشم مرا خریده است( فلتنظر نفس ما قدمّت لغدٍ و اتقوا الله أن تخالفوه ) ( فتزلّ قدّم بعد ثبوتها) [۶۰]( إنّ الله خبیرٌ بما تعملون ) [۶۱]
ای مردم ! او «جنب الله » ای است که خداوند در قرآن می فرماید :( یا حسرتی علی ما فرّطت فی جنب الله ) .[۶۲]
ای مردم ! در قرآن تدبّر کنید و آیاتش را بفهمید . به محکماتش نظر داشته باشید و از متشابهات آن پیروی نکنید. به خدا قسم، کسی برای شما نواهی خداوند را روشن نمی کند و برای شما تفسیر قرآن نمی گوید، مگر این کسی که دستش در دست من است. هر کس من مولای او هستم، این علی – بعد از من – مولا و سرپرست اوست. او برادر، وصیّ و جانشین من است که دوستی او را خداوند واجب کرده است.
ای مردم! علی(ع) و فرزندان پاک من – صلوات الله علیهم اجمعین – ثقل اصغراند و قرآن ثقل اکبر است. هر کدام موافق دیگری و از هم خبر می دهند. از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض بر من وارد شوند، امر خداوند در میان خلقتش و فرمانروایان او در زمینش هستند.
ای مردم ! آگاه باشید که من وظیفه ام را اداء کرده و پیام خدا را به شما رساندم . آگاه باشید و بدانید که برای شما روشن کردم.
بدانید که خداوند چنین فرمود و من هم از طرف او گفتم . آگاه باشید که امیر المؤمنین(ع) غیر از این برادرم کسی نیست و سرپرستی مؤمنین بر کسی جز او جایز نیست.
سپس با دستش بازوی علی(ع) را گرفت و آنقدر بلند کرد که پاهای علی(ع) به زانوی پیامبر رسید و فرمود : ای مردم! این علی(ع) برادر من و جانشین من و درک کننده ی علم من است. او جانشین من بر امّتم و در تفسیر کتاب خدا و دعوت کننده ی به سوی آن است.
اوست که به رضای خداوند عمل می کند و با دشمنانش می جنگد و دوستار طاعتش است، اوست که از گناهان بر حذر می دارد.
جانشین رسول خدا، امیر المؤمنان، امام هدایت کننده، کشنده ی ناکثین و پیمان شکنان، قاسطین و مارقین به امر خدا است. می گویم به امر خداوند :( ما یبدل القول لدیّ) .[۶۳]
می گویم خداوندا! دوستدار او را دوست بدار و دشمنان او را دشمن دار !. هر آن که او را انکار کند از رحمتت دور کن و بر هر کس که حق او را انکار کند خشم گیر. خدایا! تو فرمودی که امامت بعد از من با علی(ع) باشد، دین مردم را با آن کامل کردی و نعمتت را بر آنان به انتهاء رساندی و اسلام را برای آنان پسندیدی . پس فرمودی :( و من یبتغ غیر الإسلام دیناً فلن یقبل منه و هو فی الآخره من الخاسرین) .[۶۴] خداوندا شاهد باش که پیام تو را رساندم.
ای مردم! خداوند دینتان را با امامت او و فرزندانش کامل کرد و هر کسی که پیروی آنان نکند، خداوند درباره اش می فرماید :( فاولئک الذین حبطت أعمالهم و فی النّار هم خالدون ) ( ولا یخفّف الله عنهم العذاب و لاهم ینظرون ) .[۶۵]
ای مردم! علی بهترین یار و نزدیک ترین و عزیزترین کس از میان شما برای من و برای خداوند عزّوجلّ است. ما از او راضی هستیم، خداوند هیچ آیه ای در مورد رضایت نازل نکرد مگر آن که منظورش علی(ع) بود. هیچ گاه( الذین آمنوا ) را مورد خطاب قرار نداد مگر آن که در صدر آن ها علی را قصد کرده بود.
هیچ آیه ی مدحی نازل نشد مگر آن که در مورد علی بود. خداوند در سوره ی( هل اتی علی الإنسان ) [۶۶]گواهی به بهشت نداد، مگر برای او و این سوره را برای مدح کسی جز مدح او نازل نکرد.
ای مردم! او یاور دین خدا و مدافع رسولش است. او تقی، نقی، هادی و مهدی است.

موضوعات: بدون موضوع
[دوشنبه 1400-08-10] [ 10:28:00 ق.ظ ]