کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل
کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل




فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          





 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل




جستجو







 
  دانلود فایل های پایان نامه با موضوع تاثیر مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی بر انتخاب استراتژی بازاریابی ... ...

نمودار۸.۴ نتایج مدل ساختاری در حالت اعداد استاندارد………………………………………………………………………………………۱۲۰
نمودار۹.۴ نتایج مدل ساختاری در حالت اعداد معنی داری……………………………………………………………………………………۱۲۱
فهرست اشکال
شکل ۱.۱مدل تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………………………………….۸
شکل ۱.۲برنامه ریزی استراتژیک………………………………………………………………………………………………………………………….۴۱
شکل ۲.۲ وظایف و نقشهای بازاریابی مدیریت استراتژی بازاریابی…………………………………………………………………………….۴۲
شکل۳.۲ استراتژی بازاریابی یکسان………………………………………………………………………………………………………………………۵۰
شکل۴.۲ استراتژی بازاریابی تفکیکی…………………………………………………………………………………………………………………….۵۱
شکل۵.۲ استراتژی بازاریابی تمرکزی…………………………………………………………………………………………………………………….۵۲
شکل۶.۲ مدل تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………………………………..۸۱
شکل۷.۲ اجزا و ابعاد مدل تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………….۸۱

چکیده

توجه جدی به مشتریان، لازمه تداوم فعالیت در بازارهای رقابتی امروزی است، شرکتها و سازمانها در ایران با ارائه محصولات و خدمات متنوع از سوی رقیبان و در نتیجه ایجاد رقابت فزاینده، رویکرد خود را از تمرکز بر محصول به سمت تمرکز بر مشتری تغییر داده اند، یکی از ساز و کار ها و ابزارهای پشتیبانی از این رویکرد، پیاده سازی مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی در سازمان است. مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی با ایجاد یکپارچگی بخش های بازاریابی، فروش، خدمات مشتری و زنجیره تامین سازمان در محیط الکترونیکی برای دستیابی به کارایی بیشتر و موثر در ارائه ارزش به مشتری عمل می کند از طرفی در کشور ما در صنعت بیمه، با توجه به اینکه ضریب نفوذ انواع بیمه ها بسیار کم است لذا شرکت های بیمه جهت نفوذ هرچه بیشتردربازار بیمه ای موجود و تلاش در جهت بالا بردن ضریب نفوذ بیمه در کشور باید از روش های نوین، نظیر مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی در کنار روش های دیگر استفاده کنند. در این تحقیق به بررسی تاثیر مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی بر انتخاب استراتژی بازاریابی در صنعت بیمه ایران پرداخته شده و ابتدا با مطالعه ادبیات تحقیق موجود و بررسی نظرات خبرگان مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی عملیاتی و تحلیلی به عنوان ابعاد ecrm و استراتژی بازاریابی یکسان، تفکیکی و تمرکزی به عنوان ابعاد استراتژی بازریابی شرکت های بیمه در نظر گرفته شد. سپس از طریق مطالعات و نظرات خبرگان پرسشنامه تحقیق تهیه گردیده و در بین مدیران و کارشناسان ستادی در بخش بازاریابی و فروش کلیه شرکتهای بیمه توزیع گردید، پرسشنامه های تکمیل شده توسط ۱۹ شرکت از تعداد کل ۲۹ شرکت بیمه ای موجود به روش حداقل مربعات جزئی مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفته و سوالات و فرضیه های تحقیق مورد بررسی قرار گرفت. نتایج بدست آمده تاثیر مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی عملیاتی بر بازاریابی یکسان و تمرکزی تائید و بر بازاریابی تفکیکی تائید نمی گردد و تاثیر مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی تحلیلی بر بازاریابی یکسان و تفکیکی تائید و بر بازاریابی تمرکزی تائید نمی گردد و همچنین مشخص گردید که ecrm عملیاتی بالاترین تاثیر را بر استراتژِی بازاریابی تمرکز داشته و ecrm تحلیلی نیز بیشترین تاثیر را بر استراتژِ ی بازاریابی تفکیکی دارد.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
واژه های کلیدی: مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی، استراتژی بازاریابی، بازاریابی یکسان، بازاریابی تفکیکی، بازاریابی تمرکزی
فصل اول
کلیات تحقیق

۱،۱مقدمه

بخش خدماتی اقتصاد، در حال حرکت به سوی دوره ای از تحولات بنیادی است. صنعت بیمه به عنوان یکی از شاخص های توسعه یافتگی از سویی به عنوان یکی از عمده ترین نهاد های اقتصادی مطرح بوده و از دیگرسوی فعالیت دیگر نهاد ها را پشتیبانی می کند. به عبارتی صنعت بیمه با گرد آوری حق بیمه های دریافتی در توسعه اقتصادی دارای نقش است واز طرف دیگر با ایجاد امنیت و اطمینان برای فعالیت های خدماتی، تولیدی و… در جامعه روند سازندگی، پیشرفت و ترقی را تسهیل می کند)امینی زارع رامین، ۱۳۸۹). در ایران علی رغم اینکه این صنعت جوان بوده و مدت زیادی از واگذاری آن به بخش خصوصی نمی گذرد شرکت های بیمه گر متعددی در بازار رقابت این صنعت فعال می باشند. امروزه ۲۹ شرکت خصوصی و دولتی در صنعت بیمه ایران فعالیت می کنند که گسترش روزافزون نمایندگی های آنان و افزایش شدت رقابت، ضرورت توجه به اصول بازاریابی را برای آن ها دوچندان ساخته است. ازطرفی شرکتهای بیمه همچنین می بایست بدنبال ارتقاء محصولات و خدمات باشند تا بتوانند مشتریان خود را حفظ نمایند.
مدیریت ارتباط با مشتری به عنوان یک هدف برای حفظ و نگهداشتن مشتری و برای پشتیبانی از فرآیندهای بازاریابی، فروش و خدمات پس از فروش بوجود آمده است، اما تکنولوژی اطلاعات به طور چشمگیری فرایند های کسب و کار را تغییر داده است توسعه روزافزون اینترنت در کشورهای مختلف و اتصال تعداد زیادی از مردم جهان به شبکه جهانی اینترنت و گسترش ارتباطات الکترونیکی بین افراد و سازمان‌‌های مختلف از طریق دنیای مجازی بستری مناسب و مساعد را برای برقراری مراودات تجاری و اقتصادی فراهم کرده است و این موضوع برقراری ارتباط با مشتریان و مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی در سازمانها رایج نموده است مشتریان می خواهند از طریق کانالهای ارتباطی مختلفی چون تلفن، پست الکترونیکی و وب، خرید کنند و سرویس دهی شوند. با این قابلیت‌ها، مدیریت ارتباط با مشتری در درون مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی به تکامل می رسد (عنایت تبار محمد،۱۳۹۱). بنابراین شرکتهای بیمه دیگر نمی توانند به استراتژی های بازاریابی سنتی گذشته بسنده کنند بلکه بایستی همراه با پیشرفت بازار، خودشان را سازگار کنند.

۲.۱بیان مسئله و اهمیت تحقیق

شرکت های بیمه فعال در بازار صنعت بیمه در راستای وظایف و مأموریت اصلی مورد انتظار از صنعت بیمه، نقش مجموعه پشتیبان اقتصاد و صنایع مختلف کشور را ایفا می نمایند و در حقیقت یکی از حلقه های اصلی توسعه ملی کشور می باشند. اهم چالش ها و مشکلات صنعت بیمه طی بررسی به عمل آمده توسط شرکت بیمه ایران در راستای طرح تحول بیمه در برنامه چهارم توسعه دولت صورت گرفته است شامل موارد ذیل می باشد:
۱. مشکلات مربوط به شناسایی بازار و طراحی محصولات منطبق با نیازهای مشتری به دلیل فقدان یک بانک اطلاعاتی جامع مورد نیاز.
۲. ساختار سنتی و نامناسب در شرکت های بیمه که با ساختار شرکت های بازرگانی مطابقت نداشته و در بسیاری از موارد اجازه انعطاف پذیری و تحرک متناسب با شرایط محیطی را از شرکت ها سلب نموده است.
۳. عدم وجود نیروهای متخصص جهت ارزیابی مناسب ریسک.
۴. وجود برخی قوانین و مقررات مانع زای فعالیت.
۵. عدم وجود همکاری و هماهنگی لازم بین دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی با شرکت های بیمه و پژوهش کاربردی در صنعت بیمه کشور که سبب وابستگی صنعت بیمه کشور به منابع اطلاعات فنی مؤسسات و متخصصان خارجی گردیده است.
۶. اشکالات، ابهامات و موانع موجود در آئین نامه سرمایه گذاری مؤسسات بیمه که باید مطابق با نیازهای روز کشور وضعیت بیمه توسط شورای عالی بیمه مورد بازنگری قرار گیرد.
۷. عدم تطبیق اساسنامه شرکت های بیمه با قانون تجارت.
۸. محدودیت های موجود در جذب پرتفوی بیمه ای از خارج از کشور از آن جمله عدم برنامه ریزی مدون جهت توسعه معاملات بیمه ای با کشورهای منطقه و جهان سوم (سهامیان مقدم جواد، ۱۳۹۰).
از مشکلات و چالش های شناسایی شده فوق الذکر به نظر می رسد موارد مرتبط با شناسایی بازار و طراحی محصولات منطبق با نیازهای مشتری به دلیل فقدان یک بانک اطلاعاتی جامع مورد نیاز و ساختار سنتی و نامناسب در شرکت های بیمه که با ساختار شرکت های بازرگانی مطابقت ندارنددر اولویت بررسی و تحقیق بوده و با موضوع تحقیق حاضر بسیار نزدیک می باشد.
از طرفی اینکه چرا ما در بخش بیمه که کلمه صنعت نیز به آن اضافه شده در مقایسه با سایر بخش هاى اقتصادى و کشورهایى که در ردیف آنها قرار داریم، پیشرفت نکرده ایم تا جایى که کشورهایى نظیر هندوستان و پاکستان نیز از ما پیشى گرفته اند اولین و مهم ترین بحث آن است که بیمه فروختنى است. کسى براى خرید بیمه مراجعه نمى کند. بازار بیمه ما بیش از دو دهه در انحصار چند شرکت دولتى بوده که تعداد آنها از انگشتان یک دست تجاوز نمى کردند، در حالى که امروزه در دنیا به ازاى هر یک میلیون نفر جمعیت حضور یک شرکت بیمه توجیه پذیراست (کریمی آیت، ۱۳۸۹).
در حال حاضر یک شرکت بیمه دولتی و ۲۸ شرکت‌ خصوصی در صنعت بیمه کشور فعالیت دارند. ورود شرکت های بیمه خارجی به بازار ایران رقابت را شدیدتر خواهد کرد. شرایط رقابتی حاکم در صنعت بیمه موجب شده است تا اقبال دست اندرکاران این صنعت به مباحث بازاریابی به طور روزافزون افزایش یابد؛ تسوکاتوس و رَند (۲۰۰۶)، کارشناسان معتقدند با توجه به حوزه شمول صنعت بیمه در همه ابعاد زندگی بشر، شدت گرفتن رقابت در آن غیر قابل انتظار نیست؛ به ویژه آنکه امروزه بخش های مختلف اقتصادی با تأثیر متقابل در رشد و توسعه پایدار مؤثرند. وُنگ و الیس (۲۰۰۷)، معتقدند شناخت ابعاد مختلف مدیریت بازاریابی در صنایعی که شدت رقابت در آنها زیاد بوده و مشتریان دارای نیازها و خواسته های متفاوت و متنوع هستند اهمیت بسیار زیادی دارد (رجوعی مرتضی، ۱۳۸۹).
بررسی ها نشان می دهد عمده شرکت های بیمه کشور استراتژی مناسبی برای بازاریابی ندارند و بیشتربرمبنای عملکرد سنتی گذشته و بعضاً سلایق و دیدگاه های فردی اقدام به بازاریابی و جلب مشتری می نمایند. پرتفوی بیمه ای در کشور طی چند سال اخیر بزرگتر نشده، (بجز رشدی که از محل رشد تورم و یا افزایش بیمه های خودرو داشته) و شرکتهای جدید التاسیس پرتفوی بیمه ای کشور را افزایش نداده و سعی در سهیم شدن در پرتفوی شرکتهای دیگر نموده اند.
بی شک، نقش شبکه های اطلاع رسانی و مدیریت روابط مشتری در شرکت بیمه بخشی از استراتژیهای مهم بازاریابی است و در کارآمدی و کارآیی بیمه ها انکار ناپذیراست. مدیریت ارتباط با مشتری با پیاده سازی یک راه حل جامع از طریق یکپارچه سازی افراد، فرآیندها و فناوری یک ارتباط بی نقص بین تمامی فعالیتهای مربوط به مشتری برقرار می کند روشی که دیگر نمی تواند از طریق شیوه های سنتی گذشته عمل کند ودر نتیجه آن ecrm در دلcrm زائیده شده است.
در صنعت بیمه ایران، تعداد کمی از شرکت های بیمه به استفاده از فناوری اطلاعات برای پشتیبانی از اهداف crm خود پرداخته اند و شرکت هایی که بخواهند در بازار داخلی امروز و همچنین بازار رقابت جهانی فردا رقابت نمایند نمی توانند اصول ارتباط با مشتریان و منافع ناشی از به کارگیری ecrm را نادیده بگیرند. سامانه ecrm در کشور ما و در صنایع مختلف به صورتی بسیار سطحی فعال گردیده و متأسفانه متمرکز بر ایجاد آگاهی در میان مشتریان در زمینه استفاده از تخفیفات به منظور جذب بیشتر آنها و با کمترین عنایت به مبحث اساسی برقراری ارتباط بلندمدت و اثربخش با مشتری به فعالیت خود ادامه می دهد (ابراهیم پور و همکاران، ۱۳۹۰).
بطور کلی می توان ecrm را در دو بعد اصلی ecrm عملیاتی و تحلیلی در نظر گرفت بخش مدیریت ارتباط با مشتری عملیاتی به طور معمول شامل سه حوزه عمومی کسب و کار یعنی خودکار سازی عملیات بخش فروش، پشتیبانی و خدمت به مشتری می باشد. بخش خودکارسازی عملیات بازاریابی فراهم کننده اطلاعاتی در خصوص رقبا، گرایش بازار و متغیر های کلان محیطی، بخش مدیریت فروش برخی از فرایند های فروش و مدیریت فروش شرکت را خودکار می کند. این بخش به جمع آوری و دنبال کردن اطلاعات مربوط به عادات خرید، پسند و سلیقه و جمعیت شناسی مشتریان و کارایی کارکنان بخش فروش می پردازد. بخش خدمات مشتری نیز مامور خودکار سازی برخی خدمات از قبیل درخواست اطلاعات، شکایات، محصولات مرجوعی و … است (۲۰۱۱، Hui-I Yao &Kok Wei Khong).
درمدیریت ارتباط با مشتری تحلیلی ابزارها و روشهایی به کار می رود که اطلاعات به دست آمده ازمدیریت ارتباط با مشتری عملیاتی را تجزیه وتحلیل کرده و نتایج آن را برای مدیریت عملکرد تجاری آماده می کند. در واقع مدیریت ارتباط با مشتری عملیاتی و تحلیلی در تعاملی دو طرفه می باشند. یعنی داده های بخش عملیاتی در اختیار بخش تحلیلی قرار می گیرد. پس از تحلیل داده ها نتایج به دست آمده تاثیر مستقیمی در بخش عملیات خواهد داشت. به کمک تحلیل های این بخش مشتریان دسته بندی شده و امکان تمرکز سازمان به روی بخش خاصی از مشتریان فراهم می شود (۲۰۱۰، Romano, N.C., and Fjermestad, J).
از طرفی به منظور تعیین ابعاد استراتژی بازاریابی می توان گفت هر سازمان باید بازار هدف خود را انتخاب نماید سه نوع استراتژی مختلف، یعنی بازاریابی یکسان، تفکیکی و تمرکزی برای طبقه بندی بازار هدف وجود دارد. اگر سازمان فقط یک نوع محصول یا خدمتی را به بازار عرضه کند و کوشش نماید با یک بازاریابی همه خریداران را جذب کند، از استراتژی “بازاریابی یکسان” استفاده کرده است و همین سازمان ممکن است در هر خرده بازار برای عرضه چند محصول از برنامه های بازاریابی مختلفی استفاده کند، این استراتژی را استراتژی “بازاریابی تفکیکی” می نامند. ولی اگر تمام فعالیت خود را روی یک یا چند بخش از بازاری بزرگ و پر منفعت متمرکز سازد از استراتژی “بازاریابی تمرکزی” استفاده کرده است (روستا احمد، داور ونوس، ابراهیمی عبدالحمید، ۱۳۹۰، ۱۶۱).
بنا برآنچه که در خصوص ابعاد مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی و استراتژی بازاریابی سازمانها گفته شد و بنا به نوع و ویژگیهای بازار صنعت بیمه در ایران و مزایا و منافع حاصل از بکار گیری ecrm در شرکتهای بیمه ای در این تحقیق بدنبال بررسی تاثیر مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی در صنعت بیمه ایران، با دو متغیر مستقلecrm عملیاتی و ecrm تحلیلی بر انتخاب استراتژی بازاریابی در صنعت بیمه ایران شامل متغیر های وابسته بازاریابی یکسان، تفکیکی و تمرکزی و ارائه یک مدل مفهومی (شکل ۱.۱) جهت بررسی موضوع خواهیم بود.

 

انتخاب استراتژی بازاریابی در بیمه   ECRM در بیمه
بازاریابی یکسان   ecrm عملیاتی
بازاریابی تفکیکی
موضوعات: بدون موضوع
[دوشنبه 1400-08-10] [ 08:37:00 ق.ظ ]



 لینک ثابت

  پژوهش های انجام شده در مورد طراحی پروتکل فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی و مقایسه کارآمدی آن با ... ...

پاسخ‌های عادت‌گونه پایدار و فاقد آگاهی باعث می‌شود احساس کنترل بر فرآیندهای ذهنی از دست برود. نگرانی و نشخوار فکری می‌توانند در سایر فرآیندهای شناختی خودتنظیمی مشکل ایجاد کنند. به عنوان مثال، نگرانی ماهیتی عمدتاً کلامی دارد و می‌تواند در پردازش تصاویر ذهنی پس از واقعه فاجعه‌بار مشکل ایجاد کند. در صورتی که پردازش این تصاویر، لازمه‌ی پردازش هیجانی است. به همین ترتیب، نشخوار فکری درباره‌ی گذشته، مثل اندیشیدن به شکست‌ها و اشتباهات، سهولت دسترسی به این خاطرات را در هنگام تصمیم‌گیری‌های آینده بیشتر می‌کند (ولز، ۲۰۰۸؛ ولز و همکاران، ۲۰۱۰).
مؤلفه‌ی «تهدیدیابی» از مصادیق دیگر «افکار تکرارشونده منفی» باعث می­ شود، توجه در مخمصه بیفتد، زیرا توجه دائم به تهدیدهای بالقوه معطوف می‌شود. این مسأله به چهار دلیل مشکل‌زا است: (۱) این کار باعث افزایش احساس خطر ذهنی می‌شود و خود این پدیده به افزایش تداوم فعال‌سازی هیجانی می‌ انجامد، (۲) این پدیده باعث تقویت طرح یا برنامه‌ی هدایت شناختی می‌شود و این کار باعث می‌شود، افراد نسبت به کاوش تهدید حساس‌تر شده و در این زمینه ماهرتر شوند، (۳) در مواردی مانند اختلال استرس پس از سانحه یا حوادث فاجعه‌بار که فرآیندهای شناختی باید به محیط طبیعی بدون تهدید بازگردانده شود، ولی این راهبرد (توجه غیرمنعطف به تهدیدها) از این فرایند جلوگیری می‌کند و (۴) تهدیدیابی ممکن است در شبکه‌های پردازش ترس[۲۳۸] سوگیری ایجاد کند و همین امر باعث ورود تصویرهای ذهنی ناخواسته به ساحت هشیاری می‌شوند. بنابراین، تهدیدیابی ممکن است باعث افزایش تجارب ذهنی ناخواسته شود (رسکیو و همکاران، ۲۰۱۱؛ رینهولت و کرو، ۲۰۱۴). بنابراین با توجه به این توضیحات می­توان به جایگاه انعطاف­پذیری توجه پی­برد. در ادامه به مکانیسم­های اثربخشی انعطاف­پذیری توجه و نحوه عملکرد آن می­پردازیم.
پایان نامه - مقاله - پروژه
هدف از به‌کارگیری این سه تکنیک، تغییر توجه به سمت محرک‌های خنثی یا مثبت برای کنترل یا اجتناب از تجربه‌های ذهنی نیست، بلکه در این تکنیک‌ها تغییر توجه به شکلی انجام می‌شود که اختصاصاً فرآیندهای تنظیم کننده توجه تقویت شوند، سبک تفکر غیرمنطقی را از بین برده و فرصتی برای پردازش هیجانی یا اصلاح باورها فراهم بیاورند. هدف از اجرای این تکنیک­ها، طراحی شیوه‌ای برای تأثیر بر روی ابعاد مختلف سندرم شناختی- توجهی یا همان افکار تکرارشونده منفی است. نخستین پژوهش منتشر شده در باب اثربخشی تکنیک­های معطوف به انعطاف­پذیری توجه برای درمان یک فرد مبتلا به اختلال هراس گزارش شد (ولز، ۱۹۹۰). در این پژوهش هدف اصلی به‌کارگیری تکنیکی بود که بتواند بر روی توجه افراطی و متمرکز بر خود اثرگذار باشد. توجه بر خود عنصر اصلی نگرانی، نشخوار فکری و تهدیدیابی است که مؤلفه‌ی اصلی افکار تکرارشونده منفی یا همان سندرم شناختی- توجهی را تشکیل می‌دهد.
علت استفاده از تکنیک آموزش توجه مربوط به جنبه‌ای از توجه است که باید به منظور مداخله در افکار تکرارشونده منفی و افزایش انعطاف‌پذیری توجه مورد دستکاری قرار گیرد. توجه یک مقوله چند وجهی است و به جنبه‌های گزینش‌گری[۲۳۹]، تغییرپذیری[۲۴۰]،‌ پردازش موازی[۲۴۱] و محدودیت‌های گنجایشی[۲۴۲] تقسیم می‌شود (ولز، ۲۰۰۸). طراحی تکنیک آموزش کنترل توجه بر اساس در نظر گرفتن این ابعاد و نحوه ارتباط این تکنیک با اهداف بیمار می‌باشد. ویژگی‌های مختلف این تکنیک بر اساس نظریه بنا شده است و در مرحله شکل‌گیری تکنیک اختصاصی شده است. یکی از مسائل مهم در طراحی این تکنیک طراحی شیوه‌ای بود که سیستم توجه را به خوبی درگیر سازد و از سوی دیگر شیوه‌ای باشد که با تمرین از قدرت و دشواری آن کاسته نشود، زیرا در غیر این صورت این تکنیک نمی‌توانست به صورت نظامند فرآیندهای کنترلی را تقویت کند. ما نیاز به تکنیکی داشتیم که بتواند به موضوعات بیرونی غیر مرتبط با خود را پردازش کند و پردازش تکرار شونده متمرکز بر خود را مختل نماید. این تکنیک نباید توسط بیمار به عنوان روشی برای توجه برگردانی، اجتناب یا راهبرد مدیریت علایم استفاده می‌شد، زیرا باورهای غلط درباره‌ی رویدادهای درونی و کنترل متمرکز بر خود را تداوم می‌بخشید (ولز، ۲۰۰۸).
در ارتباط با تکنیک توجه آگاهی انفصالی نیز می­توان این گونه بیان کرد که تأکید توجه آگاهی انفصالی بر نحوه برخورد فرد با شناخت‌واره‌های خود و ایجاد یک کنترل انعطاف‌پذیر بر توجه و سبک‌های تفکر است. همچنان که در تکنیک آموزش توجه نیز دیدیم، تمرکز اصلی این تکنیک بر روی طراحی یک راهبرد ویژه برای انعطاف‌پذیری بیشتر در کنترل توجه و رها شدن از دام روش‌های ناکارآمد در ارتباط با تجربه‌های درونی است. تکنیک‌های توجه آگاهی انفصالی نیز عمدتاً بر ایجاد فراآگاهی تأکید دارند، به صورتی که پردازش مفهومی به تعویق افتاده و خود از رویدادهای شناختی مجزا شود. همان‌طوری که قبلاً توضیح دادم، توجه آگاهی انفصالی به عنوان: حالتی از آگاهی از وقایع درونی[۲۴۳]*، بدونِ پاسخ‌گویی، ارزیابی، تلاش برای کنترل، سرکوب و یا پاسخ‌دهی رفتاری به وقایع درونی است. در واقع منظور از توجه آگاهی انفصالی این است که در برابر افکار مزاحم، نگران نشویم و بدون هیچ عمل یا تفسیر اضافی، به افکارمان اجازه دهیم که کل فضای ذهن‌مان را اشغال کنند و آن‌ها را به عنوان یک واقعه در ذهن ببینیم (ولز، ۲۰۰۵). همان‌طوری که از اسمش پیدا است، توجه آگاهی انفصالی از دو بخش تشکیل شده است: ۱- توجه آگاهی و ۲- انفصال. توجه آگاهی انفصالی به طور همزمان به ویژگی‌های هر دو بخش اشاره می‌کند. حالا می‌خواهیم ویژگی‌های هر دو بخش را مورد بررسی قرار دهیم، ابتدا از توجه آگاهی شروع می‌کنیم. از اصطلاح توجه آگاهی در توجه آگاهی انفصالی برای اشاره به آگاهی از وقایع درونی، یعنی افکار، باورها، خاطرات و آگاهی از دانسته‌ها استفاده می‌شود. بنابراین منظور از توجه آگاهی، فراآگاهی از افکار و باورها بدون قفل کردن توجه بر آن‌ها است یا به عبارت دیگر به توجه خود اجازه بدهیم که آزادانه و به طور انعطاف‌پذیر بر روی هر یک از تجربه‌های درونی گردش کند. اصطلاح انفصالی نیز برای اشاره به دو عامل زیر استفاده می‌شود. اولین و مهم‌ترین بعد انفصالی به جدا شدن از هر گونه درگیری واکنشی با وقایع درونی اشاره دارد. یعنی فرد باید از هر گونه ارزیابی یا تلاش بیشتر برای پاسخ‌گویی به وقایع درونی خودداری کند. مفهوم توجه آگاهی انفصالی متضاد افکار تکرارشونده منفی یا سندرم شناختی- توجهی است. منظور از توجه آگاهی انفصالی متوقف کردن هر گونه درگیری رفتاری و فکری با تجربه‌های درونی است. مؤلفه اصلی توجه آگاهی انفصالی رها کردن نگرانی، نشخوار فکری، سرکوب، کنترل، تهدیدیابی، اجتناب یا تلاش برای کوچک جلوه دادن (یا نادیده گرفتن) خطر در پاسخ به شناخت‌واره‌ها است. چندین هدف برای به کار گیری توجه آگاهی انفصالی وجود دارد که در زیر به آن اشاره می‌شود. توجه آگاهی انفصالی سبب تغییر بیمار از طرح عینی به طرح فراآگاهی می‌شود. از آن می‌توان برای قطع فرآیندهای شناختی مداوم مثل نگرانی و نشخوار فکری استفاده کرد. از آن می‌توان برای افزایش کنترل اجرایی در حین تخصیص توجه استفاده کرد. علاوه بر این توجه آگاهی انفصالی به بیمار کمک می‌کند که افکار بر روی خودپنداره او کمتر تأثیر داشته باشند. مؤلفه‌ی دوم انفصال شامل تجربه‌ی شخصی افراد از وقایع درونی به عنوان یک اتفاق مستقل و خارج از آگاهی می‌باشد (برای مثال، افراد طوری به وقایع نگاه کنند که هشیاری خود را از آن مجزا کنند). منظور از انفصال این است که افراد از تجسم خودشان به عنوان ناظر افکار و باورها، آگاه باشند (ولز و همکاران، ۲۰۱۰).
همان‌طوری که قبلاً توضیح دادیم، تکنیک­های سه­گانه معطوف به انعطاف­پذیری توجه یک نوع آگاهی درونی بدون درگیر شدن در فرآیندهای خود پردازشی است. به ویژه توجه آگاهی انفصالی و ذهن­آگاهی هیجانی شامل آگاهی یافتن از افکار به عنوان یک واقعه گذرا در ذهن، متمایز از واقعیت و مجزا از خود می‌باشد. مؤلفه‌های روانشناختی این تکنیک­ها را می‌توان از هم جدا و در قالب موارد ذیل فرمول‌بندی نمود (ولز، ۲۰۰۸):
فرا- آگاهی (یعنی هشیاری از افکار).
تمرکز زدایی شناختی (یعنی ادراک افکار به عنوان وقایعی مجزا از حقایق).
انفصال توجه و کنترل (یعنی انعطاف‌پذیری توجه و قفل نشدن بر روی هیچ یک از افکار).
پردازش مفهومی (یعنی، کاهش میزان تجزیه و تحلیل از وقایع یا گفتگوی درونی).
کاهش مقابله ناکارآمد (یعنی، کاهش رفتارهای اجتنابی یا بی‌توجهی به خطرهای احتمالی که هیچ‌گاه به وقوع نمی‌پیوندد).
خودآگاهی اصلاح شده (یعنی، تجربه منحصر به فردی از آگاهی یافتن از خویش به عنوان یک مشاهده‌گر مجزا از افکار و باورها).
به نظر می­رسد توجه­آگاهی بر روی دو سری از عملیات­های شناختی یعنی، تعدیل توجه و گزینش نوعی نگرش غیر تقلایی و توأم با پذیرش تأثیرگذار می­باشد (بیشاپ، ۲۰۰۲).
ب) تغییر در فرآیندهای فراشناختی در برابر تغییر در فرآیندهای شناختی
مکانیسم دیگری که در رسیدن به انعطاف­پذیری روانشناختی و کاهش علایم در درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی و در درمان فراتشخیصی بارلو دخیل است، به ترتیب شامل تغییر باورهای فراشناختی مرتبط با افکار تکرارشونده منفی و تغییر محتوای شناختی ناکارآمد است. که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد.
ماژول چهارم درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی بر اصلاح فرآیندها و باورهای فراشناختی مثبت و منفی است که در ارتباط با افکار تکرارشونده منفی عمل می­ کنند. باورهای فراشناختی مثبت شامل باورهای افراد درباره‌ی مزیت‌های درگیر شدن در فعالیت‌های شناختی است که منجر به تشکیل یک الگوی فکری تکراری و درجامانده می‌شوند. می‌توان به عنوان نمونه به برخی از باورهای فراشناختی مثبت اشاره کرد: «معطوف کردن توجه به تهدید، کاری مفید و راه‌گشا است» و «نگران‌اندیشی درباره‌ی آینده می‌تواند در گریز از خطر به من کمک کند.» باورهای فراشناختی منفی را می‌توان باورهای افراد درباره‌ی کنترل‌ناپذیری، معنا، اهمیت و خطر افکار و تجارب شناختی، تعریف کرد. چنین فراباورهایی زمینه‌ی شکست در کنترل افکار را فراهم می‌کنند و موجب تداوم و پایداری افکار تکرارشونده منفی می‌شوند. همین پدیده نیز منجر به تفسیر منفی و تهدیدزایی وقایع ذهنی می‌گردد (ولز، ۲۰۰۸). به عنوان نمونه می‌توان به برخی از این باورها اشاره کرد: «هیچ کنترلی بر افکارم ندارم»، «نگران‌اندیشی می‌تواند به ذهنم آسیب برساند»، «اگر افکار خشونت‌بار به ذهنم خطور کند، برخلاف میل خود، طبق این افکار عمل می‌کنم» و «ناتوانی در یادآوری اسامی، نشانه‌ای از تومور مغزی یا آلزایمر زودرس است». در درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی این گونه فرض می‌شود که باورهای فراشناختی تأثیر محوری بر روی شیوه پاسخگویی به افکار، باورها، علایم و هیجان‌های منفی دارند. این باورهای فراشناختی، آب در آسیاب سبک تفکر زهرآگین می‌ریزند که خود این عوامل منجر به رنج هیجانی پایدار می‌شوند.
درمان فراتشخیصی بارلو معمولاً بیماران خود را درگیر فرایند واقعیت‌آزمایی افکارشان می‌کنند تا از این طریق آن‌ها را به توصیف و تحلیل دقیق‌تری از آن چه وجود دارد، تشویق نمایند (بارلو و همکاران، ۲۰۱۱). تمرکز اصلی درمان فراتشخیصی بارلو، بررسی شواهدی است که افکار بیمار را به مرحله‌ی آزمون در می‌آورد. واقعیت‌آزمایی همچنین شامل شناسایی تحریف‌های شناختی موجود در افکار و باورهای بیمار است. احتمالاً به‌کارگیری روش‌های استاندارد درمان شناختی رفتاری منجر به تغییرات فراشناخت درمانی می‌شود (واتکینز، ۲۰۰۸). به عنوان مثال آن‌ها قویاً تأکید می‌کنند که با ثبت روزانه‌ی افکار خودآیند، آگاهی فراشناختی بیماران افزایش می‌یابد. همچنین از بیماران می‌خواهند که افکار خود را با توجه به واقعیت، ارزیابی کنند. در حالی که در درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی هدف اصلی این است که بیماران تصمیم می‌گیرند، درگیر افکارشان نشوند.
یکی از دلایل تبیین تفاوت اثربخشی درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی با درمان فراتشخیصی بارلو در این است که درمان مطرح شده توسط بارلو در سطح عینی و آشکار صورت می‌پذیرد (رسکیو و همکاران، ۲۰۱۱). درمانگر در این درمان به موضع بیمار ملحق می‌شود و فرض را بر این می‌گذارد که افکار یا باورها ممکن است درست باشند؛ لذا جهت ارزیابی افکار به سطح بالاتری از فعالیت مفهومی نیاز است. چنان چه فکر یا باور بیمار درست باشد، درمانگر باید انرژی خود را معطوف به حل مسأله کند. این کار تا حدودی یک نوع پردازش مفهومی و شیوه‌ی مقابله هدف‌مدار است که بیماران قبلاً درگیر آن بوده‌اند. به عنوان مثال، یک زن مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر که به تازگی تحت درمان بود، از درمانگر خود پرسید: «چطور بفهمم که به کدام یک از افکار نگران کننده‌ی خود می‌توانم پاسخ بدهم کدام یک را به دلیل اینکه تحریف شده هستند، از سرم بیرون کنم؟» از آن جایی که بیمار مذکور و درمانگرش در سطح پردازش شناختی قرار داشتند، متأسفانه بحث را چنین ادامه دادند که چگونه می‌توان یک فکر نگران کننده را ارزیابی کرد که آیا واقع‌بینانه است و چنان چه واقع‌بینانه باشد، چگونه می‌توان به طور منطقی با آن مقابله نمود (رینهولت و کرو، ۲۰۱۴).
اگرچه در رویکرد فراتشخیصی بارلو، درمانگر و بیمار، افکار را ارزیابی می‌کنند و به نوعی با آگاهی فراشناختی و ارزیابی‌های فراشناختی سروکار دارند، ولی درمان آشکارا در سطح شناختی (سبک پردازش عینی) اتفاق می‌افتد. زیرا به جای تأکید بر چگونگی شکل‌گیری فراشناخت‌واره‌ها و آزمودن آن‌ها، بر واقعیت‌آزمایی شناخت‌واره‌های متداول تمرکز می‌شود. درحالی‌که در درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی به کار در سطح فراشناختی تغییر موضع می‌دهد. به عنوان مثال، در مورد بیمار مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر که در قسمت بالا به آن اشاره شد، درمانگر ممکن است چنین بگوید: «به نظر می‌رسد شما معتقدید که باید به نگرانی‌تان فکر کنید تا بتوانید با آن مقابله کنید. اگر تصمیم بگیرید هیچ واکنشی به نگرانی‌های‌تان نشان ندهید، چه اتفاقی می‌افتد؟» اتخاذ چنین رویکردی از سوی درمانگر منجر به فراخوانی باورهای فراشناختی بیمار می‌شود. باورهایی که مربوط به ضرورت درگیری بیمار در فعالیت مفهومی مداوم و پیامدهای منفی احتمالی ناشی از عدم انجام چنین کاری می‌شود (ولز، ۲۰۰۸). بیمار می‌تواند این باورهای فراشناختی را به مرحله‌ی آزمون درآورد. این شیوه پرسشگری قطعاً بر اساس سطح فراشناختی استوار است و باعث می‌شود که نوع تجربه‌ی بیمار از نگرانی تغییر یابد (یعنی تجربه‌ی انفصالی) و باورهای فراشناختی او درباره‌ی نگرانی شناسایی و اصلاح شود. در درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی هیچ تلاشی جهت کار در سطح شناختی و واقعیت‌آزمایی نگرانی‌های بیمار صورت نمی‌پذیرد. ماهیت بنیادین کار در سطح فراشناختی این است که بیمار با این کار می‌تواند از فرآیندها و سبک‌های ناکارآمد تفکر آگاه شود و مدل ذهنیش درباره شناخت و شیوه‌های تجربه‌ی افکار را تغییر دهد. مدل فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی بیشتر از آن که با واقعیت‌آزمایی محتوای افکار و باورها سروکار داشته باشد، به دنبال کنار گذاشتن سبک‌های (فرآیندهای) ناکارآمد تفکر و واقعیت‌آزمایی اعتبار باورها درباره‌ی افکار در سطوح بالاتر است. رویکرد درمانی بارلو عمدتاً شامل بازسازی مجدد واقعه از طریق تصویرسازی ذهنی و واقعیت‌آزمایی برخی از باورهای تحریف شده‌ی بیمار درباره‌ی خودش و تهدیدآمیز بودن دنیای پیرامون است. این رویکرد، نمونه‌ای از کار در سطح شناختی به شمار می‌رود، زیرا هدف، تغییر ماهیت خاطرات بیمار (شناخت) و محتوای باورهای او درباره‌ی خودش و جهان (شناخت) است. متقابلاً در درمان فراتشخیصی مبنی بر افکار تکرارشونده منفی در سطح فراشناختی به بررسی شیوه‌ی کنترل افکار بیمار (فراشناخت)، باورهای او درباره‌ی افکار مزاحم (فراشناخت)، باورهای او درباره‌ی ضرورت مقابله از طریق مرور واقعه مثل نشخوار فکری و نگرانی (فراشناخت) می ­پردازد. در درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی، از بیمار می‌خواهیم تا از فکر یا باور خود فاصله بگیرد و آن‌ها را به عنوان وقایع درونی بنگرد، نشانه‌هایی که نیاز به پاسخ مفهومی یا تحلیلی ندارند. جهت دستیابی به این هدف، صرفاً به ارزیابی اعتبار افکار و باورهای بیمار بسنده نمی‌شود، بلکه سعی می‌کنیم یک سبک فکری مشاهده‌گر برای مراجع ایجاد کنیم تا بتواند افکار را یک وقایع درونی ببیند نه یک واقعیت خارجی. بنابراین درمانگر در درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی باید تلاش کند فراشناخت‌واره‌هایی را تغییر دهد که سبک فکری درگیر شونده و تحلیل‌گر را هدایت می‌کنند. در مقابل واقعیت‌آزمایی یک فکر یا باور با هدف بررسی اعتبارشان ممکن است مدل ذهنی را در بیمار تقویت کند که برخی از افکار واقعی و برخی دیگر غیرواقعی هستند (اهرینگ و همکاران، ۲۰۱۳). این کار باعث می‌شود افراد نتوانند افکار و باورها را جدا از اعتبارشان، به عنوان تجارب ذهنی که حاوی اطلاعاتی هستند، مشاهده کنند. مسأله واقعاً درستی یا نادرستی این افکار و باورها نیست بلکه آن چه اهمیت دارد، شیوه‌ی تجربه و چگونگی پاسخ‌دهی به آن‌ها است.
ج) تغییر در الگوی اجتناب تجربه­گرایانه در برابر تغییر در الگوی اجتناب رفتاری
یکی دیگر از تفاوت­های درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی با درمان فراتشخیصی بارلو در این است که در درمان فراتشخیصی بارلو بیشتر بر اجتناب بیرونی (همان موقعیت­ها، افراد و مکان­های ناخوشایند) و مواجهه با آن­ها است. در واقع درمان مطرح شده از سوی بارلو و همکاران (۲۰۱۱) بیشتر بر روی اجتناب رفتاری کار می­ کند و سایر جنبه­ های اجتناب یعنی اجتناب شناختی را نادیده می­گیرند، در حالی که در درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی علاوه بر اجتناب رفتاری به سایر جنبه­ های اجتناب مورد هدف قرار گرفته است. در این درمان با مفهومی به نام اجتناب تجربه­گرایانه (هیز و همکاران، ۱۹۹۶) برمی­خوریم که به ابعاد مختلف اجتناب می ­پردازد که در ادامه به معرفی این مفهوم و سازوکارهای کاهش آن یعنی تکنیک­های پذیرش خواهیم پرداخت. البته لازم به ذکر است که با توجه به این که در درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی نیز به مواجهه رفتاری می ­پردازد و با درمان فراتشخیصی بارلو در این بخش مشترک است، بیشتر به قسمت درونی اجتناب تجربه­گرایانه یا همان اجتناب شناختی و مکانیسم­های دخیل در کاهش آن خواهیم پرداخت تا بتوانیم به سوی تفهیم این موضوع پیش برویم که چرا در درمان­های فراتشخیصی باید به اجتناب همه جانبه یا همان اجتناب تجربه گرایانه بپردازیم.
اگرچه در اکثر رویکردهای دواندرمانی به طور دقیق بر اهمیت پذیرش به عنوان یک عامل مثبت در پیشگیری از آسیب­شناسی روانی تاکید کرده ­اند (هیز و همکاران، ۲۰۰۶)، برای مثال در این میان به دیدگاه­ های مراجع محور و نظرات درمانگران پدیدارشناسان و وجودی مانند یالوم می­توان اشاره کرد. اما در چهارچوب شناختی رفتاری به مسئله پذیرش از نظر نقشی که اجتناب تجربه­ای در شکل­ گیری آسیب­شناسی روانی دارد نگریسته شده است. هیز و همکاران (۱۹۹۶) این نظر را مطرح نمودند که اجتناب تجربه­ای یعنی راهبردهای رفتاری و شناختی که با هدف تغییر فراوانی و شکل تجارب درونی بلافصل به کار گرفته می­شوند، نقش اساسی را در شکل­ گیری انواع مختلف آسیب­شناسی­های روانی دارند. بر اساس این دیدگاه اختلالات اضطرابی زمانی شکل می­گیرند که فرد درگیر راهبرد­های رفتاری و شناختی با هدف کاهش یا تغییر تجارب درونی مرتبط با اضطراب گردد (رومر و اورسیلو، ۲۰۰۲). طبیعی است که چنین شرایطی به شدت رفتار فرد را با هدف اجتناب از محرکات یا محیط­های ویژه مرتبط با اضطراب محدود خواهد کرد. راهبردهای شناختی همچون سرکوب تجارب درونی به ویژه توجه برگردانی از آن‌ها یا تغییر فعالانه محتواهای آن‌ها نیز همچنین به صورت شیوه­ هایی برای اجتناب تجربه­ای نگریسته می­ شود که ممکن است در توسعه و تداوم آسیب­شناسی روانی نقش داشته باشند (رومر و اورسیلو، ۲۰۰۲). اما چه عاملی موجب می­ شود که انسان­ها تجارب درونی خود را اعم از افکار، هیجان­ها و حس­های بدنی را به صورت تهدیدآمیز مورد قضاوت قرا دهند و تحت چه مکانیسمی این تجارب درونی توانایی برانگیختن رفتارهای مرتبط با اجتناب و گریز را در شرایطی که هیچ گونه تهدید خارجی و واقعی وجود ندارد، برای انسان به وجود می­آورند. هیز نام این فرایند را یادگیری رابطه­ای[۲۴۴] نهاده است (هیز و همکاران، ۱۹۹۶). البته شاید پاولف درباره معرفی انسان به عنوان تنها ارگانیزمی که توانایی پاسخ­دهی واقعی به کلمات را همانند محرک­های واقعی دارد متقدم­تر از هیز باشد!
اجتناب تجربه­گرایانه در پدیدآیی و تداوم اختلالات اضطرابی و خلقی نقش مهمی دارد (کاشدان و همکاران، ۲۰۰۹؛ استار[۲۴۵] و مولدس[۲۴۶]، ۲۰۰۶؛ زتل[۲۴۷] و هیز، ۱۹۸۶؛ ایفرت و فوریست، ۲۰۰۵). در حمایت از این دیدگاه، پژوهش‎های همبستگی نشان داده‎اند که بین اجتناب تجربه­گرایانه با اضطراب و افسردگی رابطه‎ی مثبت وجود دارد (چاوا و اوستافین، ۲۰۰۷؛ هیز و همکاران، ۲۰۰۶؛ برمن و همکاران، ۲۰۱۰؛ رویز، ۲۰۱۰). یکی از اهداف اصلی درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی کاهش اجتناب تجربه‎ای می‎باشد. در این درمان به بیمار آموزش داده می‎شود تا تجارب درونی مانند افکار وسواسی، نگرانی، نشخوار فکری و احساسات آزاردهنده و منفی خود را پذیرفته و انرژی خود را صرف کنترل این افکار و احساسات نکند، در عوض رفتارهایی را در راستای اهداف ارزشمند خویش انجام دهد. در چنین بافتاری یعنی بافتار پذیرش، پذیرش تجارب درونی دردناک افزایش می‎یابد که این امر به کاهش ترس از علایم اضطراب منجر می‎شود (کامپفه و همکاران، ۲۰۱۲). همین طور، راهبردهای پذیرش روانشناختی و گسلش شناختی باعث می‎شود فرد افکار و احساسات منفی و دردناک خود را پذیرفته و افکار خود را نه به صورت واقعیت محض بلکه به شکل رخدادهای ذهنی ببیند که این امر به بهبود علایم افسردگی می‎انجامد (فورمن و همکاران،۲۰۱۲). در حمایت از این موضوع، شواهد تجربی نشان دادند که مداخلات درمانی مبتنی بر تعهد و پذیرش با کاهش اجتناب تجربه‎ای و افزایش گسلش شناختی به کاهش علایم افسردگی و اضطراب در افراد مبتلا به افسردگی و اضطراب منجر می‎شود (چاوا و اوستافین، ۲۰۰۷؛ بولمیجر، فلدروس، روکس[۲۴۸]، پیترس[۲۴۹]، ۲۰۱۱؛ فورمن و همکاران، ۲۰۰۷؛ فورمن و همکاران، ۲۰۱۲؛ توهیگ و همکاران، ۲۰۱۰؛ فولکه و همکاران، ۲۰۱۲).
ما به عنوان انسان دائماً در تعامل خود با دیگران و با محیط اطراف در حال برقراری ارتباط بین رویدادها، کلمات، احساسات، تجارب و تصورات هستیم. یادگیری رابطه­ای از یک حیث کارکردی و سازگارانه است و از حیث آنکه این توان را به محرکات مختلف برای ایجاد دردهای روانشناختی می­دهد عامل آسیب­پذیری به حساب می ­آید. برای مثال افکار مرتبط با مرگ همسر می ­تواند به وسیله یک آهنگ، رفتن به یک رستوران خاص، احساس غمگینی یا مشاهده غروبی زیبا برانگیخته شوند، در چنین شرایطی انجام رفتاری برای غلبه بر این افکار و اجتناب از درد هیجانی غیرممکن است. شاید در چنین شرایطی بهترین رفتار توسعه دیدگاهی پذیرش مدارانه و به اعتبار لینهان معتبرسازی تجربه هیجانی باشد (هیز و همکاران، ۲۰۰۶). البته به جز نقش کلی و طبیعی که یادگیری رابطه­ای در ایجاد آسیب­پذیری به شیوه برشمرده دارد نباید از نقش انگاره‌های اجتماعی که بر کنترل رویدادهای درونی تاکید دارند غافل شد و همچنین است نقشی که تفاوت­های فردی در حیطه­های زیست­شناختی و روانشناختی (برای مثال بالاتر بودن گرایش به بازداری رفتاری به دلیل بیش فعالی نیمکره راست یا سیستم لیمبیک یا گرایش به بالاتر بودن روان­رنجوری) می ­تواند در ایجاد دردهای هیجانی به این شیوه داشته باشند (رومر و اورسیلو، ۲۰۰۲).
درمان­های جدید سه هدف را از تلفیق پذیرش برشمرده­اند. هدف اول بسط آگاهی بیمار از تجربه (خوشایند یا ناخوشایند) می­باشد، زیرا مشخصه­ی اصلی اختلالات اضطراب و افسردگی محدود شدن تمرکز توجه به محرک­های مرتبط با اضطراب و افسردگی می­باشد. به این ترتیب بیمار ترغیب می­ شود تا پاسخ­های هیجانی خود را با وضوح بیشتری بنگرد و به مشاهده کارکرد این تجارب درونی بنشیند. هدف دوم ترغیب بیمار برای تغییر دیدگاه و نگاه نسبت به تجارب درونی از حالت قضاوت­گرانه و کنترل کننده به سوی حالتی توأم با پذیرش و شفقت می­باشد. هدف سوم بالا بردن کیفیت زندگی بیماران می­باشد. زمانی که فردی در تقلا با یک اختلال اضطرابی به سر می­برد رفتارهای او غالباً برخاسته از انگیزه او برای اجتناب از امور است. برعکس در درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی بیمار ترغیب می­ شود تا درگیر فعالیت­هایی که با ارزش­های او انطباق دارد، شود فعالانه با افراد مهم زندگی خود تعامل داشته باشد و اعمالی را برگزیند که در رسیدن او به اهدافش کمک‌کننده‌تر است (هیز و همکاران، ۲۰۱۱).
شاپیرو[۲۵۰] و همکاران (۲۰۰۶) اخیراً با ارائه مدلی سه جنبه­ای توجه آگاهی را به عنوان مشخصه­ای که در زمان پرورش همزمان نیت، توجه و نگرش به طور همزمان حاصل می­شوند تعریف نموده است و آن‌ها بیان نموده ­اند که از طریق این فرایند است که پذیرش که از نظر آن‌ها مهمترین عامل در درمان است توسعه داده می‌شود.
همان­طور که گفته شد یادگیری حضور ذهن احتمالاً افزایش توانایی متمرکز شدن و هدایت توجه را به همراه دارد و بدین وسیله موجب تغییر الگوهای پردازش اطلاعاتی می­ شود که با شروع مشکلات هیجانی مرتبط می­باشند. البته این تنها مکانیسم بالقوه در اثرگذاری توجه آگاهی نمی ­باشد. عامل دوم بیشتر از آنکه ماهیت توجهی داشته باشد حالت نگرشی دارد؛ تغییر نگرش نسبت به محتواها و فرایندهای طرحواره­ها. قاعده اصلی که بر توجه آگاهی حاکم است شامل برگزینش نگرشی بدون تقلاگری است که آن را پذیرش (کابات­زین، ۱۹۹۰) یا گسلش[۲۵۱] می­نامند. نگرش غیرتقلایی به شدت در برابر دیدگاه حاکم روانشناسی غرب قرار می­گیرد که تاکید بسیار محکمی بر روی لزوم تغییر برای اصلاح وضع زندگی دارد (بیر، ۲۰۰۳). برای مثال در درمان فراتشخیصی بارلو، درمانگر با مراجع به گونه ­ای کار می­ کند که تا پس از شناسایی نگرش­های ناکارآمد به چالش و تغییر آن‌ها بپردازد. اما در رویکردهای فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی افراد ترغیب می­­شوند تا افکارشان را مورد مشاهده قرار دهند و سپس توجه خود را به تکلیفی که در حال انجام است (چه این تکلیف مربوط به انجام توجه آگاهی باشد و یا وجین کردن باغچه حیاط باشد) بازگردانند (کابات­زین، ۱۹۹۰).
در درمان فراتشخیصی بارلو مراجعان ترغیب می­شوند تا با افکار ناکارآمدشان درگیر شوند و آن‌ها را به شیوه­ای سقراطی به چالش بطلبند با این هدف که فرضیات بیمارگونی را که در زیربنای الگوهای عادتی افکارشان قرار دارد را مورد شناسایی قرار دهند. در مقابل توجه آگاهی بیماران را ترغیب می­ کند تا به قضاوت و ارزیابی صحت یک فکر ننشینند و به جای آن تنها به مشاهده آن‌ها و سپس کنار گذاشتن آن‌ها بپردازند. با تمرین­های پیاپی شرکت­ کنندگان خواهند آموخت که افکار، هیجان­ها و احساساتی همچون درد گذرا می­باشند و ضرورتاً بازنمایی کننده واقعیت­ها نیستند و به سرعت از حیطه هوشیاری عبور می­ کنند.
مؤلفه‌های اجتناب تجربه‎ای و پذیرش، دو انتهای یک پیوستار هستند (هیز و همکاران، ۲۰۰۶). پذیرش شامل پاسخ‎های انعطاف‎پذیر و موثر است چون فرد با افکار و هیجانات اضطراب برانگیز خود در تماس بوده و آن‌ها را مشتاقانه می‎پذیرد که این امر به وسیع‎تر شدن پاسخ‎های وی منجر می‎شود. به عبارت دیگر، نمرات پایین در اجتناب تجربه گرایانه بیانگر پذیرش تجارب هیجانی، تلاش و حرکت به سمت اهداف ارزشمند در حضور افکار و هیجانات دردناک و انعطاف‎پذیری در پاسخ به بافتارهای موقعیتی می‎باشد (هیز و همکاران، ۲۰۰۴). بنابراین می‎توان نتیجه گرفت که پذیرش تجارب درونی دردناک، انجام فعالیت‎های ارزشمند و انعطاف‎پذیری روانشناختی از ضروریات سلامت روانشناختی می‎باشند که به بهبود کیفیت زندگی فرد منجر می‎شود (کاشدان و همکاران،۲۰۰۹؛ لانگرن و همکاران، ۲۰۰۸). اما، اجتناب تجربه‎ای نشان‎دهنده‎ی افکار و رفتار انعطاف‎ناپذیر است و به عدم میل به استفاده از اطلاعات مهمی می‎شود که توسط تجارب هیجانی فراهم می‎شود. وقتی فرد زمان و تلاش زیادی را صرف اجتناب از تجارب درونی دردناک مانند افکار وسواسی و هیجانات منفی مرتبط با این افکار می‎کند، تماس وی با تجارب حال حاضر کاهش یافته و باعث می‎شود فرد نتواند در راستای اهداف ارزشمند خویش حرکت کند (هیز و همکاران، ۲۰۰۶). در چنین شرایطی، حیطه‎های زندگی فرد با نگرانی‎ها و حالات هیجانی که از سوی وی به صورت منبع درد و رنج دیده می‎شوند، محدود شده و به کاهش کیفیت زندگی فرد منجر می‎شود (کاشدان و همکاران، ۲۰۰۹).
در حمایت از این دیدگاه، پژوهش‎های همبستگی نشان دادند اجتناب تجربه­ای با کاهش کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه (کاشدان و همکاران، ۲۰۰۹) و بیمارانی که از وزوز گوش رنج می‎برند (ویستین و همکاران، ۲۰۰۸) رابطه دارد. همچنین، شواهد تجربی نشان می‎دهند پذیرش تجارب درونی به بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی (توهیگ، ۲۰۰۷؛ توهیگ و همکاران، ۲۰۱۰)، اختلال اضطراب فراگیر (هیز و همکاران، ۲۰۱۰)، صرع (لانگرن و همکاران، ۲۰۰۸) و افسردگی (فولکه و همکاران، ۲۰۱۲) منجر می‎شود.

تبیین تفاوت اثربخشی دو درمان در علایم افسردگی و عاطفه مثبت

برای تبیین این تفاوت، باید به تبیین مکانیسم احتمالی این دو درمان در کاهش علایم افسردگی و افزایش عاطفه مثبت مربوط به اختلال­های اضطرابی و افسردگی چندگانه پرداخت.
نسخه نهایی پروتکل یکپارچه فراتشخیصی (بارلو و همکاران، ۲۰۱۱) که اثربخشی آن توسط الارد و همکاران (۲۰۱۰) به تایید رسیده است و در پژوهش حاضر به کار برده شده است، علاوه بر تکنیک­های شناختی، رفتاری و تنظیم هیجانی، تکنیک­های تغییر انگیزشی (آرکویتز و وسترا، ۲۰۰۴؛ آرکویتز، وسترا، میلر و رولندیک، ۲۰۰۸) را نیز به کار می­برد. همچنین تاکید بیشتری بر نقش هیجان­های مثبت در فرایند درمان می­ شود. با توجه به این که افراد مبتلا به افسردگی با کاهش انرژی و انگیزه پایین برای پیگیری درمان و درگیر شدن در فرایند درمان مواجه هستند، درمان فراتشخیصی بارلو در ماژول اول خود به افزایش آمادگی و انگیزه بیماران برای تغییر رفتاری و تقویت خودکارآمدی یا باور به توانایی شخصی برای دستیابی موفقیت­آمیز به تغییر مورد نظر تاکید دارد. بیماران در این مرحله از درمان فرصتی به دست می­آورند تا مزایا و معایب تغییر را در مقابل روش قبلی خود بسنجند. آن‌ها همچنین اهداف درمانی را ارزیابی کرده و اهداف عینی­تری را برنامه­ ریزی می­ کنند و گام­‌های احتمالی را برای دستیابی به اهداف درمانی شناسایی می­ کنند. این اصول برای افزایش میزان مشارکت درمانی و حفظ انگیزه بیمار برای تغییر رفتاری کاربرد دارند. پژوهش­‌ انجام شده توسط وسترا و همکارانش نشان می­ دهند که کارایی این تکنیک­ها در کاهش شدت علایم افسردگی بیشتر از علایم اضطرابی است (وسترا، آرکوویتز و دوزوآ، ۲۰۰۹). علاوه بر این تمرکز ماژول پنجم درمان فراتشخیصی بارلو بر شناسایی و کاهش رفتارهای ناسازگارانه ناشی از هیجان (EDBs) است که در کاهش خلق افسرده مؤثر است. این یافته با نتایج پژوهش دابسون و همکاران (۲۰۰۸) مبنی بر تأثیر فعال­سازی رفتاری در درمان اختلال افسردگی هماهنگ است.
نتایج پژوهش­های فارچیون و همکاران (۲۰۱۲) و الارد و همکاران (۲۰۱۰) به منظور بررسی اثربخشی پروتکل فراتشخیصی بارلو نشان می­ دهند که این پروتکل درمان به دلیل درگیر کردن مراجع در کاهش الگوهای رفتاری ناشی از هیجان و جایگزینی آن با رفتارهای لذت­بخش، عملکرد بهتری در افزایش عاطفه مثبت نسبت به کاهش عاطفه منفی دارد. اگرچه در این پژوهش­ها به طور مستقیم به اثربخشی این پروتکل در درمان افسردگی نسبت به سایر اختلال­های افسردگی اشاره نشده است ولی به طور ضمنی و با بهره گرفتن از مدل­های ساختاری مربوط به همبودی اختلال­های اضطرابی و افسردگی می­توان به این نتیجه را استنباط کرد که عاطفه مثبت ویژگی اختصاصی اختلال­های افسردگی هستند و تغییر در آن می ­تواند منجر به کاهش شدن علایم افسردگی شود. در ادامه برای وضوح بخشی­ بیشتر به مدل­های ساختاری و تبیین ارتباط بین عاطفه مثبت و افسردگی خواهیم پرداخت.
طبق مدل­های ساختاری مربوط به همبودی اختلال­های اضطرابی و افسردگی (مدل دو عاملی تلگن، مدل سه بخشی کلارک و واتسون، مدل سه عاملی بارلو و مدل سلسله مراتبی تلفیقی) عاطفه مثبت با اختلال افسردگی ارتباط بیشتری دارد. تلگن (۱۹۸۵) معتقد است که این دو بعد عام به نحو متمایز با اضطراب و افسردگی مرتبط هستند. به طور خاص، افسردگی و اضطراب هر دو قویاً با عاطفه منفی مرتبط هستند. در مقابل، عاطفه مثبت به نحو پایدار و منفی با خلق و علایم افسردگی همبسته است اما با خلق و علایم اضطراب بی­ارتباط است. بنابراین در مدل دو عاملی، عاطفه­ منفی عامل غیراختصاصی و مشترک اضطراب و افسردگی را منعکس می­سازد در حالی که عاطفه مثبت یک عامل غیراختصاصی است که در درجه نخست با افسردگی مرتبط است.
به طور خلاصه، مدل عاطفی دو عاملی تلگن (۱۹۸۵)، عاطفه مثبت و عاطفه منفی دو عامل مرتبه بالای متعامد هستند که هم جنبه­ های صفتی و هم جنبه­ های حالتی دارند. چون سندرم­های بالینی به طور طبیعی طی هفته­ها یا ماه­ها تحول می­یابند مفاهیم صفتی عاطفه مثبت و عاطفه منفی بیشتر به اضطراب و افسردگی سندرومی مربوط می­باشند.
واتسون و کلارک (۱۹۸۴) افراد دارای عاطفه منفی بالا را مستعد تجربه هیجانات منفی و نیز دارای دیدگاه منفی نسبت به خویش می­دانند. عاطفه منفی یک عامل عام ناراحتی ذهنی است و دامنه وسیعی از هیجانات منفی از جمله اضطراب و افسردگی را شامل می­ شود. افسردگی وضعیتی است که در آن عاطفه منفی بالا و عاطفه مثبت پایین دیده می­ شود. در مقابل، اضطراب، عاطفه منفی بالا را شامل می­ شود و بعد عاطفه مثبت بی­ارتباط با این اختلال می­باشد. در نتیجه عاطفه منفی بالا به عنوان عامل عام مشترک برای اضطراب و افسردگی­ تلقی می­ شود. تأثیر این عامل مشترک، رابطه­ قوی میان ابزارهای سنجش این سازه را توضیح می­دهد عاطفه مثبت پایین ویژگی اختصاصی افسردگی است که دو اختلال را از هم متمایز می­سازد (واتسون و کندال، ۱۹۸۹).
اما در درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی، تأکید بر مؤلفه­ های شناختی بیشتر از مؤلفه­ های رفتاری است. اگر مروری بر محتوای این درمان بیندازیم متوجه می­شویم که هسته اصلی درمان مذکور، متمرکز بر افکار تکرارشونده منفی و باورهای فراشناختی است. اگرچه امروزه نتایج پژوهش­های آسیب­شناسی حاکی از آن است که نشخوار فکری هسته اصلی اختلال افسردگی است و کاهش نشخوار فکری و افکار تکرارشونده منفی منجر به کاهش شدت افسردگی می­ شود ولی نادیده گرفتن انرژی و انگیزه پایین این بیماران و بی­توجهی به فعال سازی رفتاری می ­تواند میزان اثربخشی را کاهش دهد.
در واقع با توجه به این که در درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی از مؤلفه­ های فراشناختی، سوگیری توجه و اجتناب شناختی استفاده شده است و این مؤلفه­ ها بیشتر بر کاهش علایم اختلال­های اضطرابی تأثیر دارند، می­توان برتری اثربخشی این پروتکل طراحی شده در درمان اختلال­های اضطرابی را برجسته­تر کند، اگرچه این پروتکل سعی کرده است با آماج قرار دادن نشخوار فکری، به عنوان هسته بنیادین اختلال افسردگی، در درمان افسردگی نیز از اثربخشی خوبی برخوردار باشد ولی شاید مؤلفه­ های دیگری به غیر از عوامل شناختی در آسیب­شناسی اختلال افسردگی نقش داشته باشد که در پژوهش­های آتی مورد توجه قرار گیرد.

تلویحات بالینی پژوهش

همان‌طوری که در فصل اول مطرح شد، هدف اصلی این پژوهش طراحی پروتکل فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی و بررسی اثربخشی آن در قالب یک کارآزمایی بالینی مقایسه­ ای بود. این پژوهش به دلیل شیوع بالای همبودی اختلال­های اضطرابی و افسردگی، هزینه­ های مستقیم و غیرمستقیم این همبودی بالا و فقر پژوهش­های مداخله­ای در خارج و به ویژه در ایران و همچنین غنی­سازی و توسعه اثربخشی پروتکل­های فراتشخیصی طراحی و تدوین شد. نتایج پژوهش، ما را به سوی تلویحات بالینی زیر رهنمون می­سازد:
­مهمترین کاربرد بالینی پژوهش حاضر این است که با طراحی یک پروتکل فراتشخیصی مبتنی بر یک سازه بنیادین مشترک در بین اختلال­های هیجانی توانسته است در مسیر توسعه و رشد پروتکل­های فراتشخیصی گام بردارد، زیرا جمع­بندی نتایج پژوهش­های فراتحلیلی فراتشخیصی حاکی از آن است که پروتکل­های فراتشخیصی برای رسیدن به یک درمان تأیید شده باید هم مبتنی بر نظریه باشند و هم در ساختار درمان خود بر فرایند بنیادین فراتشخیصی متمرکز باشند.
با توجه به نتایج پژوهش­های همه­گیرشناسی داخلی و خارجی مبنی بر همبودی بالای اختلال­های اضطرابی و افسردگی و خلاء درمان­های روانشناختی تأیید شده در این زمینه، پروتکل فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی می ­تواند نویدی برای درمان این اختلال­های همایند و چندگانه باشد و با کاهش میزان استفاده از سیستم­های بهداشتی و خدمات روانشناختی جامعه، هزینه­ های مستقیم و غیرمستقیم متحمل بر جامعه و خود این بیماران را کاهش دهد و لزوم به‌کارگیری چندین درمان شناختی رفتاری اختصاصی همزمان و یا متوالی را برطرف سازد.
درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی با توجه به اینکه بر اساس مدل نظری و آسیب­شناسی مشترک اختلال­های اضطرابی و افسردگی طراحی شده است، نسبت به سایر پروتکل­های فراتشخیصی، می ­تواند جامعیت نظری و عملی بیشتری داشته باشد و در توسعه درمان­های شناختی رفتاری و غنی­سازی آن نقش بسزایی داشته باشد، به طوری که این شکافی که در درمان­های شناختی رفتاری اختصاصی در مواجه با این اختلال­ها ایجاد شده است را پر کند
با توجه به این که نتایج پژوهش­ها نشان می­ دهند که اثربخشی پروتکل­های فراتشخیصی موجود معمولاً معطوف به یک طبقه تشخیصی یا یک دامنه محدودتری از اختلال­های هیجانی می­باشد و در کاهش علایم سایر اختلال­های موفقیت چشمگیری ندارند، نتایج پژوهش حاضر نشان می­دهد که اثربخشی پروتکل فراتشخیصی طراحی شده محدود به طبقه نشخیصی خاصی نیست و تا حد زیادی موفق به کاهش علایم اکثر اختلال­های اضطرابی و افسردگی شده است، به طوری که در پایان دوره­ پیگیری دوماهه ۷۴ درصد تشخیص­های اصلی و ۷۰ درصد تشخیص­های همراه آزمودنی­های مربوط به این گروه درمانی به وضعیت عملکرد نرمال (به عنوان مهم­ترین شاخص تغییرات معنادار بالینی) دست یافته­اند. این میزان حاکی از آن است که پروتکل فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی در راستای ماهیت ایجابی رویکرد فراتشخیصی و در مسیر درمان اختلال­های هیجانی چندگانه و همبود گام بردارد. ­

محدودیت­های پژوهش

پژوهش حاضر دارای محدودیت­هایی بوده که در ذیل به آن­ها اشاره خواهد شد. این محدودیت­ها در دو قسمت مربوط به طراحی پروتکل فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی و کارآزمایی بالینی مربوط به گروه ­های پژوهش تنظیم شده است.

محدودیت­های مربوط به طراحی پروتکل فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی

اگرچه برای طراحی پروتکل فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی سعی شد از پژوهش­های داخلی و خارجی مربوط به این سازه، رایزنی با متخصصین داخلی و خارجی در زمینه درمان­های فراتشخیصی، طراحی پژوهش مقدماتی برای ارزیابی اعتبار درونی و شناسایی نقص­های احتمالی و همچنین تحت نظارت اساتید راهنما و مشاور استفاده شود تا به یک پروتکل استاندارد و مبتنی بر اصول اولیه رواندرمانی به ویژه در حوزه درمان شناختی رفتاری نزدیک شویم ولی با توجه به این که این پروتکل در آغاز راه است و بیشتر توجه به سوی استخوان­بندی کار سوق داده شد، بی­شک برخی ابعاد نادیده گرفته شده است. در ذیل سعی می­ شود به برخی از محدودیت­های موجود در طراحی این پروتکل اشاره خواهد شد:

موضوعات: بدون موضوع
 [ 08:37:00 ق.ظ ]



 لینک ثابت

  کاهش فاصله میان مطالعات تئوریک حوزه زمان بندی و مسائل واقعی دنیای صنعت- ... ...

(۴-۴)

 

 

 

 

 

در این عبارت دمای اولیه الگوریتم، نرخ کاهش دما یا همان فاکتور توزیع نمایی و شمارنده تعداد تکرار الگوریتم است.
تفاوت اصلی الگوریتم تبرید شبیه­سازی شده با رویکرد ابری در مقایسه با رویکرد کلاسیک این الگوریتم در فرایند تبرید این دو رویکرد است. در الگوریتم تبرید شبیه­سازی شده با رویکرد ابری، در هر تکرار، ابری از دماهای متفاوت که از توزیع نرمال با میانگین دمای تکرار جاری تبعیت می­ کنند به کمک تابع تولید که پیش­تر توضیح داده شده حول دمای جاری تولید شده و هر نقطه دمایی در واقع امکان یک جستجوی اضافه در فضای حل را به ارمغان می ­آورد، به این ترتیب در هر تکرار علاوه بر جستجوی نقطه­ای از فضای حل که متناظر با دمای جاری آن تکرار است، محیطی مشخص از فضای حل که حول دمای جاری قرار دارد نیز مورد بررسی قرار می­گیرد. بدیهی است که هرچه تعداد دماهای تولید شده توسط تابع تولید بیش­تر باشد نقاط بیش­تری مورد بررسی قرار گرفته و جستجوی دقیق­تری را موجب می­شوند. بر همین اساس به منظور جستجوی دقیق­تر فضای حل، با بزرگتر شدن اندازه جواب که به دلیل پذیرفته شدن تعداد متفاوتی از سفارشات رخ می­دهد، تعداد نقاط دمایی که توسط تابع تولید تولید می­شوند افزایش خواهد یافت. اگر تعداد نقاط تولید شده برابر باشد، مقداربرابر است با:

 

 

(۴-۵)

 

 

 

 

 

۴-۳-۳-۱-۶. شروط توقف
شرط توقف در الگوریتم تبرید شبیه­سازی شده معمولا رسیدن به دمایی از پیش تعیین شده است. البته می­توان به آن بیشینه تعداد تکرارهایی که در آنها بهبودی حاصل نشده را نیز اضافه کرد. در تحقیق پیش رو رسیدن به دمای نهایی به عنوان دمای نهایی به عنوان شرط توقف در نظر گرفته شده است. از آنجا که هرچه مقدار این دما کوچکتر باشد تعداد تکرارهای الگوریتم افزایش می­یابد، در این پژوهش با افزایش تعداد سفارشات پذیرفته شده مقدار دمای نهایی کوچک­تر خواهد شد. نحوه پیاده­سازی این ویژگی به اینصورت است که اگر مقدار دمای نهایی برای افرازی با تعداد سفارش یک برابر باشد، به ازای ورود به افرازی با تعداد سفارش پذیرفته شده دو این دما به مقدار ( ) کاهش پیدا خواهد کرد. در حالت کلی­تر، مقدار دمای نهایی طبق رابطه (۴-۴) محاسبه می­گردد:
پایان نامه - مقاله - پروژه

 

 

(۴-۶)

 

 

 

 

 

در این عبارت تعداد سفارشات پذیرفته شده در هر افراز را نشان می­دهد.
شکل(۴-۶) شبه برنامه الگوریتم تبرید شبیه­سازی شده با رویکرد ابری را برای مسئله مذکور نشان می­دهد.
شکل ۱۰ شکل ۴-۶. شبه برنامه الگوریتم تبرید شبیه­سازی شده با رویکرد ابری.
۴-۴. مسائل آزمایشی[۱۲۴]
از آنجا که مسئله مورد بررسی در این پژوهش از جنبه­ های متعددی اعم از تابع هدف، نحوه تعریف کارها و … دارای نوآوری است، لذا پژوهشی که از نظر مجموعه مسائل آزمایشی و نتایج بدست آمده آن قابلیت مقایسه با مسئله حاضر را داشته باشد یافت نشد. به همین دلیل برای حصول نتایج معتبرتر و جامع­تر، تصمیم به استفاده از دو رویکرد فراابتکاری با روش­های متفاوت گرفته شد. الگوریتم سیستم ایمنی مصنوعی به عنوان رویکردی جمعیت محور[۱۲۵] و الگوریتم تبرید شبیه­سازی شده با رویکرد ابری به عنوان روشی مبتنی بر جستجوی تک نقطه­ای[۱۲۶]. در نهایت به دلیل در دسترس نبودن مسائل استاندارد در این حوزه، مجموعه ­ای از مسائل که به صورت تصادفی تولید شده ­اند برای مقایسه عملکرد این دو الگوریتم مورد استفاده قرار گرفتند. پارامترهای لازم برای تولید مسائل آزمایشی تصادفی عبارتند از: تعداد بسته­های سفارشی ارائه شده، تعداد محصولات قابل تولید در سیستم، بیشینه تعداد محصول قابل سفارش از هر نوع در هر بسته سفارشی، تعداد ایستگاه­ها و تعداد ماشین­های موجود در آنها، زمان­های پردازش، زمان­های در دسترس قرار گرفتن سفارشات، موعدهای تحویل سفارشات، زمان­های راه ­اندازی و در نهایت وزن­های مربوط به زودکرد، دیرکرد، رد و تحویل ناقص سفارشات. در جدول(۴-۱) فاکتورهای مسائل تولید شده و مقادیر آنها آورده شده است.
جدول ۱۱ جدول ۴-۱. پارامترهای تولید شده تصادفی.

 

 

مقادیر

 

پارامترها

 

 

 

۳، ۵

 

تعداد بسته­های سفارشی

 

 

 

۳، ۵

 

تعداد محصولات قابل تولید

 

 

 

۲۵، ۳۵

 

بیشینه تعداد محصولاتی که از هر نوع در هریک از بسته­های سفارشی می ­تواند سفارش داده شود

 

 

 

۲، ۴

 

تعداد ایستگاه­ها

 

موضوعات: بدون موضوع
 [ 08:36:00 ق.ظ ]



 لینک ثابت

  ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی درباره توسعه مدل وفاداری برند با تبیین نقش شخصیت برند و مسئولیت اجتماعی برند ... ...
 

(Dohee Kim, Vincent P. Magnini Manisha Singal

 

اثرات برداشت مشتریان از شخصیت برند در رستوران آنها گاه به گاه

 

۲۰۱۱

 

 

 

William J. Allender, Timothy J. Richards

 

وفاداری به برند و استراتژی های توسعه قیمت: تجزیه و تحلیل تجربی

 

۲۰۱۲

 

 

 

Pragya Mathur , Shailendra P. Jain, Durairaj Maheswaran

 

نظریه ضمنی مصرف کنندگان درمورد تاثیر شخصیت بر قضاوت های شخصیت برند مصرف کنندگان

 

۲۰۱۲

 

 

 

در این تحقیق سعی شده است که مدل وفاداری برند(ریچ ،۲۰۰۲) با تبیین نقش شخیت برند و تصویر مسئولیت اجتماعی برند (مورد مطالعه رستوران پدیده شاندیز تهران) توسعه یافته و مجدداٌ ارزیابی گردد.
ریچ (۲۰۰۲) نظریه حمایت مصرف کنندگان برای تمایل به پاداش دادن به اخلاقیات و تصویر اخلاقی شرکت ادراک مصرف کننده از محصول را افزایش می دهد و پس از آن، تمایل خود را برای پاداش دادن به رفتار اخلاقی شرکت نشان دادند . مزیت اصلی اقدام اخلاقی، ، اگر تفاوت بین برندهای رقیب حاشیه باشد، سپس به لحاظ اخلاقی فرصتی برای تمایز ارائه می دهد. یافته های کری یر و راس (۱۹۹۷) نشان می دهد که: اخلاقیات شرکت در تصمیم گیری خرید مهم هستند؛ مصرف کنندگان رفتار اخلاقی را به عنوان بخشی از شرکت ها انتظار دارند ، مصرف کنندگانی که با درک اخلاق با اهمیت به آن حاضر به پرداخت بیشتر به (پاداش) محصولات شرکت های اخلاقی می باشند. در واقع اگر مصرف کنندگان مایل به پاداش دادن به مسئولیت اجتماعی هستند، ساختار تصویر مسئولیت اجتماعی باید قدرت تبیینی برند و تصویر مسئولیت اجتماعی برند را افزایش می دهد و مصرف کنندگان ممکن است از شرکت هایی رعایت اخلاقیات نمی کنند خرید کنند ، اما آنها را در قیمت های پایین تر (مجازات) رها کنند.
دانلود پایان نامه
این پژوهش مبانی نظری فوق را در قالب فرضیات زیر می آزماید:
H1 : تصویر مسئولیت اجتماعی برند بر تصویر کیفیت محصول تاثیر معناداری دارد.
H2 : تصویر مسئولیت اجتماعی برند بر تصویر کیفیت خدمات تاثیر معناداری دارد.
یافته های جعفر نژاد و همکاران (۲۰۱۲) نشان داد که وفاداری به برند از طریق ارزش درک شده مشتریان از محصول و خدمات آن مورد بررسی قرار گرفت به این معنا که مشتریان با ادراکاتی که نسبت به خدمات و محصول دارند می توانند با تمییز ترجیحات نام های تجاری به آن نام بخصوص وفادار بمانند و نتایج چن و همکاران (۲۰۱۱) نشان می دهد که برند و تصاویر شرکت به طور قابل توجهی بر کیفیت تاثیر می گذارند، و کیفیت نیز تاثیر قابل توجهی بر ارزش روابط دارد و همچنین تحقیقات پریچارد و دنیس (۱۹۹۷)، آکر (۱۹۹۶)، و پریچارد، و همکاران، (۱۹۹۹) و ریچ (۲۰۰۲) نیز می توان اشاره کرد که بیان کردند کیفیت محصول و کیفیت خدمات وفاداری به برند را تحت تاثیر قرار می دهند در این پژوهش مبانی نظری فوق با فرضیات زیر آزموده شده است.
۳H : تصویر کیفیت محصول بر وفاداری برند تاثیر معناداری دارد.
H4 : تصویر کیفیت خدمات بر وفاداری برند تاثیر معناداری دارد.
مصرف کنندگان ممکن است توسط مسئولیت اجتماعی یک برند برانگیخته شوند و خرید کنند زیرا به آنان اجازه میدهد که ارزش های شخصی و هدف سازگار خود را در چارچوب شخصیت برند بیان کنند. همچنین امکان تبادل دو جانبه بین مصرف کننده و برند به رسمیت می شناسد. بنابراین وقتی که برند مسولیت اجتماعی خود را نشان می دهد و مصرف کنندگان آنرا مشاهده می کنند اقدام خاصی که دلالت بر یک هدف شخصی یا ارزش مهم است هنجاری متقابل که آنها خود را موظف به دادن چیزی به برند در مقابل تلاش های خود منبال خواهند کرد. به طور ویژه تمایل پاداش دادن به یک برند برای دوستدار محیط زیست خود است تلاش به عنوان تکنیکی رفت و برگشتی مورد استفاده بوسیله مصرف کنندگان برای آنها این مسئله به خصوص معنی دار مشاهده شده است.انتظار این تحقیق هدایت نگرش مصرف کنندگان زمانی مطلوب ترین خواهد بود که یک به عنوان مسئولیت اجتماعی برند را درک کنند و مایل به پاداش دادن به برند برای اقدامات خود است. (Robert.M, David M. B 2008). مجموعه ابعاداصلی شخصیت برند اکر (۱۹۹۷)، مسئولیت برند را در بر ندارد اما نزدیک به این دیدگاه مسئولیت اجتماعی در چارچوب اکر در بعد شایستگی گنجانده شده است که با واژگان اعتبار وقابلیت اعتماد، شعور و توانایی ذهنی و موفقیت تعریف می شود. (Robert.M, David M. B 2008) بنابراین فرضیه ای بر این مبانی نظری صورت میگیرد عبارت است از :
H5 : تصویر مسئولیت اجتماعی برند بر شخصیت برند تاثیر معناداری دارد.
شخصیت انسانی بطور سلسله مراتبی(آیزنک، ۱۹۷۴) با صفات سطوح پایین ترکیب و ابعاد گسترده تر عوامل شخصیتی را تشکیل می دهند. به طور کلی توافق کردند که پنج بعد شخصیتی گسترده (به عنوان مثال، “پنج بزرگ") در توصیف شخصیت انسانی وجود دارد (کوستا و همکاران، ۱۹۹۲). که در شیوه ای مشابه، آکر (۱۹۹۷) پنج بعد وسیعی از شخصیت برند (صداقت، هیجان، شایستگی، پیچیدگی وکمال)، هر کدام به نمایندگی از ویژگی های شخصیتی خاص می باشد. تحقیقات کیم و همکارانش (۲۰۰۱)، و بروکس و همکارانش (۲۰۰۷) نشان داد که وفاداری به برند تا حد زیادی تحت تاثیر شخصیت برند قرار می گیرد Kim et al. 2001; Florence et al ,2009 ) (.بنابراین فرضیه ای بر این مبانی نظری صورت می گیرد عبارت است از
H6 : شخصیت برند بر وفاداری برند تاثیر معناداری دارد.
با توجه به مباحث ذکر شده، در این تحقیق با توجه به مدل­های موجود در زمینه تاثیر مسئولیت اجتماعی بر وفاداری به برند و با محوریت مدل (Allen Z. Reich 2002) در این تحقیق به توسعه مدل مذکور با درنظر گرفتن مولفه و ابعاد شخصیت نام­تجاری پرداخت خواهد شد. مدل مفهومی پژوهش به صورت ذیل می­باشد.
تصویر کیفیت محصول
تصویر کیفیت خدمات
شخصیت برند
شکل ۲-۲ مدل مفهومی تحقیق
H1
H2
H5
H4
H3
H6

 

 

فصل سوم

روش پژوهش

۳-۱ مقدمه

امروزه پژوهش علمی تأثیر چشمگیری بر رشد و گسترش علوم و دانش بشری گذاشته است. هدف از پژوهش علمی شناسایی پدیده ­ها، مشخص نمودن روابط بین پدیده­هاست و به دنبال آن در پی دستیابی به قواعد و قوانینی است که به وسیله­ آن بتوان تغییرات این پدیده ­ها را پیش ­بینی نمود. پژوهش علمی امری است نظام­دار، منطقی، تجربی، تکرارپذیر و انتقال­پذیر که از طریق ساختار علمی، داده ­ها را خلاصه نموده و به وسیله­ شیوه ­های تحلیل، توانایی شناسایی روابط کلی را افزایش می­دهد. این پژوهش با نوعی مسأله یا مشکل آغاز می­ شود که با بهره گرفتن از روش علمی به دنبال یافتن جواب آن هستیم(سرمد، ۱۳۸۳).
هرچند که حصول توافق میان دانشمندان و پژوهشگران درباره تعریف پژوهش علمی چندان ساده نیست اما تحقیق عبارت است از فرایند جستجوی منظم برای مشخص کردن یک موقعیت نامعین. بنابراین تحقیق فرآیندی است که از طریق آن می توان درباره ناشناخته به جستجو پرداخت و نسبت به آن شناخت لازم را کسب کرد. در این فرایند از چگونگی گردآوری شواهد و تبدیل آنها به یافته ها، تحت عنوان روش شناسی یاد می شود. این سوال که چگونه داده ها گردآوری شود و مورد تفسیر قرار گیرند، به طوری که ابهام حاصل از آنها به حداقل ممکن کاهش یابد ،مربوط به روش شناسی تحقیق است. پاسخ این سوال را می‌توان با توجه به قواعد و اصول مورد استفاده در پژوهشهای علوم انسانی و دیدگاه های فلسفی زیر بنایی آنها بدست آورد(سرمد و دیگران،۱۳۸۷، ۲۲).در تعریفی دیگر، پژوهش فرآیندی است که از طریق آن می‌توان درباره ناشناخته‌ها به جستجو پرداخت و نسبت به آن شناخت لازم را کسب نمود. در این فرایند از چگونگی گردآوری شواهد و تبدیل آن‌ها به یافته‌ها تحت عنوان «روش شناسی» یاد می‌شود. روش علمی یا روش پژوهش علمی فرایند جستجوی منظم برای مشخص کردن یک موقعیت نامعین است (مقیمی،۱۳۸۵)
روش های پژوهش، در واقع ابزارهای دستیابی به واقعیت به شمار می رود. روش عبارت است از مجموعه فعالیت هایی که برای رسیدن به هدفی صورت می گیرد و پژوهش عبارت است از مجموعه فعالیت هایی که پژوهشگر با بهره گرفتن از آنها به قوانین واقعیت پی می برد.روش های پژوهش متعددند و هر روشی تا اندازه ای به کشف قوانین علمی کمک می کند (دلاور،۱۳۸۹، ۲۵).

موضوعات: بدون موضوع
 [ 08:36:00 ق.ظ ]



 لینک ثابت

  دانلود منابع پایان نامه در رابطه با نظام حقوقی بین المللی حمایت از منابع ژنتیکی گیاهی برای غذا ... ...

در کشورهای در حال توسعه و کشورهای با اقتصاد در حال گذر به میزان زیادی به اجرای
مؤثر این ماده و راهبرد مالی مقرر ماده (۱۸) بستگی خواهد داشت.
۶ - طرفهای متعاهد ترتیبات راهبردی مشارکت داوطلبانه در تسهیم منافع را بررسی
خواهند کرد تا صنایع فرآوری غذائی که از منابع ژنتیکی گیاهی برای غذا و کشاورزی
پایان نامه - مقاله - پروژه
سود میبرند در نظام چند جانبه، مشارکت مالی نمایند.
بخش ۵ - اجزاء حمایت کننده
ماده ۱۴ - برنامه اقدام جهانی
طرفهای متعاهد با تصدیق اهمیت برنامه دوره‌ای اقدام جهانی برای حفاظت و استفاده
پایدار از منابع ژنتیکی گیاهی برای غذا و کشاورزی در این معاهده، باید اجرای مؤثر
آنرا از جمله از طریق اقدامات ملی و در صورت اقتضاء از طریق همکاریهای بین‌المللی
به منظور ایجاد چارچوب متناسب از جمله و بویژه برای ظرفیت سازی، انتقال فناوری و
تبادل اطلاعات، با در نظر گرفتن مفاد ماده (۱۳) ترغیب نمایند.
ماده ۱۵ - مجموعه‌های خارج از رویشگاهی منابع ژنتیکی گیاهی برای غذا و کشاورزی که
توسط مراکز تحقیقات کشاورزی بین‌المللی گروه مشورتی تحقیقات کشاورزی بین‌المللی و
دیگر مؤسسات بین‌المللی نگهداری میشوند
۱ - طرفهای متعاهد اهمیت مجموعه‌های خارج از رویشگاهی منابع ژنتیکی گیاهی برای غذا
و کشاورزی که توسط مراکز تحقیقات کشاورزی بین‌المللی گروه مشورتی تحقیقات کشاورزی
بین‌المللی به صورت امانی نگهداری میشوند را برای این معاهده مورد تصدیق قرار
میدهند. طرفهای متعاهد از مراکز تحقیقات کشاورزی بین‌المللی میخواهند که
موافقتنامه‌هایی را با هیأت رئیسه در رابطه با مجموعه‌های خارج از رویشگاهی مزبور
طبق قیود و شرایط زیر منعقد نمایند:
(الف) - منابع ژنتیکی گیاهی برای غذا و کشاورزی که در پیوست (۱) این معاهده فهرست
شده و توسط مراکز تحقیقات کشاورزی بین‌المللی نگهداری میشوند باید طبق مقررات
مندرج در بخش (۴) این معاهده در دسترس قرار گیرند.
(ب) - منابع ژنتیکی گیاهی برای غذا و کشاورزی به غیر از آنچه که در پیوست (۱) این
معاهده آمده است و قبل از اجرای این معاهده جمع آوری شده و توسط مراکز تحقیقات
کشاورزی بین‌المللی به طور امانی نگهداری میشود باید طبق مفاد موافقتنامه انتقال
مواد استاندارد که به موجب موافقتنامه‌های بین مراکز تحقیقات کشاورزی بین‌المللی و
فائو در حال استفاده هستند در دسترس قرار گیرند. موافقتنامه انتقال مواد استاندارد
باید توسط هیأت رئیسه با مشورت مراکز تحقیقات کشاورزی بین‌المللی طبق مفاد مربوط
این معاهده بویژه مواد (۱۲) و (۱۳) و به موجب شرایط زیر حد اکثر نشست اجلاس عادی
دوم آن مورد بازبینی قرار گیرد:
(۱) - مراکز تحقیقات کشاورزی بین‌المللی باید طبق برنامه‌ای که هیأت رئیسه مقرر
مینماید به صورت دوره‌ای هیأت رئیسه را از موافقتنامه‌های انتقال مواد استاندارد
منعقد شده مطلع سازند.
(۲) - نمونه‌هایی از منابع ژنتیکی گیاهی برای غذا و کشاورزی بنا به تقاضا و بدون
نیاز به موافقتنامه انتقال مواد استاندارد باید در اختیار طرفهای متعاهدی که منابع
ژنتیکی گیاهی برای غذا و کشاورزی از سرزمین آنها در شرایط رویشگاههای طبیعی جمع
آوری شده، قرار گیرد.
(۳) - منافع حاصل به موجب موافقتنامه انتقال مواد استاندارد فوق که به ساز و کار
مذکور در جزء (و) بند (۳) ماده (۱۹) واریز میگردد، باید بویژه در حفاظت و استفاده
پایدار از منابع ژنتیکی گیاهی برای غذا و کشاورزی مورد نظر و بخصوص در برنامه‌های
ملی و منطقه‌ای در کشورهای در حال توسعه و کشورهای با اقتصاد در حال گذر بویژه در
مراکز تنوع و کشورهای کمتر توسعه یافته مصرف شود. و
(۴) - مراکز تحقیقات کشاورزی بین‌المللی باید در حد توان خود اقداماتی را اتخاذ
کنند تا شرایط موافقتنامه‌های انتقال مواد استاندارد بطور مؤثر رعایت گردد و در
اسرع وقت هیأت رئیسه را در جریان موارد عدم رعایت آن قرار دهند.
(ج) - مراکز تحقیقات کشاورزی بین‌المللی صلاحیت هیأت رئیسه را در ارائه سیاستهای
هدایت کننده در خصوص مجموعه‌های خارج از رویشگاهی نگهداری شده توسط آنان با رعایت
مفاد این معاهده مورد شناسائی قرار خواهند داد.
(د) - تجهیزات علمی و فنی که مجموعه‌های خارج از رویشگاه طبیعی در آن نگهداری
میشوند به منظور نگهداری و مدیریت این مجموعه‌ها مطابق استانداردهای پذیرفته شده

موضوعات: بدون موضوع
 [ 08:36:00 ق.ظ ]



 لینک ثابت